خبرهایی که دائم تکذیب میشوند:
سناریو سازی چند جانبه رفسنجانی در انتخابات
یک روز قبل از به اتمام رسیدن مهلت ثبت نام کاندیدا برای ریاست جمهوری، خبری با تیتر " کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی امری واجب است" از طرف دو مرجع تقلید، در خروجی چند سایت از جمله ایلنا، عصر ایران، بالاترین و جرس منتشر میشود.
در جزئیات این خبر آمده که آیت الله سیستانی در دیدار با محمد هاشمی و آیت الله وحید خراسانی در دیدار با علی مطهری در پیام هایی جداگانه بر لزوم حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تاکید کردند.
این خبر به سرعت از طرف سایت رسمی آیت الله وحید خراسانی تکذیب میشود و همچنین دفتر ایت الله سیستانی از اعلام این خبر اظهار بی اطلاعی میکند و دروغ بودن خبر را برای همگان واضح میسازد.
همزمان با این خبر برخی از سایت های حامی رفسنجانی بیانیههایی از طرف دانشجویان دانشگاههای قم، کارکنان صداوسیمای جمهوری اسلامی، جمعی از خانواده های شهدا، ایثارگران، دانشجویان و طلاب بسیجی، جبهه حامیان دولت وحدت ملی، طلاب حوزه های علمیه قم، مشهد، تهران، اصفهان و دیگر اقشار منتشر میکند؛ این در حالی است که تا کنون هیچ بیانیه و یا خبری قبل از این، از طرف دانشجویان و یا طلاب برای حضور رفسنجانی و خاتمی در انتخابات صادر نشده است.
حال این سوال مطرح میشود که عقل حکم میکند اگر عدهای برای اعلام کاندیدای مورد نظرشان شخصیت قائل هستند و مشتاق حضورآنان هستند طبیعتاً از مدتها قبل این اشتیاق را با بیانیه ها و خبرهای خود اعلام میداشتند، حال چرا این اعلام حضور در آخرین روز مهلت ثبت نام کاندیدا رسانه ای میشود جای سوال دارد!
براستی با چه هدفی خبردروغ دعوت اقشار و مراجع برای حضور رفسنجانی در انتخابات آنهم در روز پایانی مهلت ثبت نام، به سرعت با محوری مشترک بر روی سایتهای ضد انقلاب و برخی از سایت های داخلی منتشر میشود؟!
با نگاهی به فتنه سال 88 و استفاده از کلید واژه "تقلب" در انتخابات و نامه رفسنجانی برای تجدید انتخابات میتوان متوجه شد که یکی از رکنهای اصلی آشوب های سال88 از طرف چه کسانی هدایت میشد.
هر چند فتنه گران در آن سال زیانهایی را برای کشور به بار آوردند اما مردم ایران به خوبی در نهم دی ماه تمام امیدهای فتنه گران را نا امید کردند.
اما از آنجائیکه دروغ گو کم حافظه میشود این فتنه گران با از یاد بردن حافظه تاریخی خود باز هم امید به فتنه گری دارند و این بار با کلید واژه "انتخابات آزاد" قصد تنش، آشوب و کمرنگ کردن حضور مردم در انتخابات را دارند.
آنها برای این کار در ابتدا مشروعیت شورای نگهبان را زیر سوال بردند تا با طرح این شبهه، احتمال ردصلاحیت نشدن فتنه گران را صادر کرده باشند. همزمان با این جوسازیها، خبرهایی از قبیل اقبال مردم و اقشار مختلف و مراجع نقلید برای حضور رفسنجانی در انتخابات بر روی سایت های خبری حامی رفسنجانی در خارج و داخل منتشر میشود تا به خیال خودشان این تفکر را القا کنند که به رغم اشتیاق مردم برای حضور مجدد عاملان اصلی فتنه گران در انتخابات، شورای نگهبان این افراد را رد صلاحیت میکند، بنا براین انتخابات آزاد نیست و مشروعیت آن زیر سوال می رود.
این در حالی است که فتنه گران به خوبی این را میداند که به فرض رد شدن از فیلتر شورای نگهبان، از طرف مردم هیچ اقبالی برای حضور مجدد آنان صورت نمیگیرد و حضور آنان در انتخابات به قیمت از بین رفتن آنان از صفحه تاریخی تمام میشود.
بنابراین پیشبینی میشود عاملان اصلی فتنه در سال 88 برای حضور در انتخابات اعلام کاندیداتوری نمیکنند و تنها در بوق انتخابات آزاد میدمند و از طرفی دیگر افرادی دیگر را که به تفکرات خودشان نزدیک است را برای کاندیداتوری به میدان میفرستند تا اگر آنان از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت شوند باز هم بر طبل انتخابات آزاد بکوبند و اگر هم از فیلتر شورای نگهبان رد شدند و رای نیاوردند، بگویند که این افراد از ما نبودند تا شاید بتوانند به خیال خودشان در صحنه باقی بمانند.
من جنس خارجی نمیخرم...
من جنس خارجی نمیخرم...
جنس خارجی سیاه است
سیاه تر از روزگار یک کارگر ایرانی که بیکار شده است!
من جنس خارجی نمیخرم...
جنس خارجی شکستنی است
شکسته تر از دل کودکی که پدرش را به علت ورشکستی کارخانه از کار اخراج کرده اند!
من جنس خارجی نمیخرم...
جنس خارجی براق است
براق تر از چاقویی که تسمه چرخش، چرخ های کارگاه تولیدی ایرانی را پاره کند!
من حتی یک ریال هم جنس خارجی نمیخرم،نمیخرم چون نمیخواهم شکسته شدن صدای استخوان های کارگر ایرانی در زیر چرخ های خریدم شنیده شود.
من با افتخار جنس ایرانی می خرم....
تو چطور؟
شنیدی فلان کاندیدا چی گفته؟

سوال:
در یک سایت خبری میخوانید که یکی از نامزدهای ریاست جمهوری به مردم ایران توهین کرده است، شما چه عکس العملی نشان میدهید؟
الف) سریع باور میکنم و از اون کاندید متنفر میشم.
ب) نگاه میکنم که آن کاندید که اگر فرد دوست داشتنی من بود توجیه میکنم، و اگر نبود به شدت او را میکوبم.
ج) این خبر را گوشه ذهنم نگه میدارم، اما راجع بهش قضاوت نمیکنم و تحقیق هم نمیکنم.
د) به پایگاه اطلاع رسانی شخصی آن فرد میروم و متن سخنانش را از سایتش میخوانم و بعد قضاوت میکنم.
.....................................................
اپیزود اول:
خبرنگار : ببخشید نظر شما راجع به برگزاری فلان هماش چیست،شنیده شده که مسئولان میخواهند از بودجه بیت المال در این همایش استفاده کنند،آیا بهتر نبود این هزینه را خرج امور فرهنگی میکردند؟
یک مرجع تقلید: به طور کلی این صحیح نیست که مجموعه ای از بیت المال سوء استفاده کند.
اپیزود دوم:
تیتر مشترک روزنامه ها و سایت های خبری:
اعتراض مراجع تقلید به برگزاری همایش میلیاردی
آیت الله.....با اشاره به جلوگیری از برگزاری همایش میلیاردی افزود، این صحیح نیست که مجموعه ای از بیت المال سوءاستفاده کند.
و....
....................................................................................................................................
پی نوشت:
۱-وقتی فضای رسانه ای کشور مسموم شود مجبور میشویم که حتی سخنان رهبری را هم تنها از پایگاه اطلاع رسانی ایشان جویا شویم.
۲-آبروی یک فرد یا یک گروه آنقدر اهمیت دارد که من بعد از شنیدین یک خبری منبع اصلی آن را پیگیری کنم.
۳-مثالی که از برگزاری همایش آورده شده است تنها یک مثال ساده برای تحریف بوده و هیچ جهت گیری سیاسی ندارد.
۴- از همه نخبگان، علما و مراجع خواهشمندم تا قبل از مصاحبه با سایت ها و مطبوعات از ماهیت آن مجموعه اطمینان حاصل کنند و خبر نهایی را پیش از انتشار بازخوانی نمایند.
داستانی که این روزها کمتر شنیده میشود:
لباس عروس نذری!

خیلی آرزوی داشتم که شب عروسیم باشکوه و بیادماندنی باشد برای همین برنامه و لیست هزینههای احتمالی رو3 ماه قبل روی کاغذ نوشتم.
خیلی تلاش کردیم تا روز عروسیمان مصادف با روز تولد حضرت زهرا و روز زن باشد، بالاخره بعد از کلی پیگیری توانستیم یک سالنی را رزرو کنیم.
دو روز قبل از عروسی برای خرید لباس عروس به بازار میروم و لباسی زیبا را برای خود انتخاب میکنم. هنگام خرید لباس عروس، یک زن و شوهری وارد مغازه میشوند و لباس عروس کرایهای میخواهند، وقتی مغازه دار میگوید لباس کرایهای زیر 200 هزار تومان ندارد، شوهر آن زن با خجالت سرش را پایین میاندازد و همسرش در حالی که زیر لب به شوهرش میگفت "اشکالی نداره بالاخره پیدا میشه" از مغازه خارج شدند.
دلم برایشان میسوزد؛ از مغازه خارج میشوم و خودم را به آن زن و شوهر میرسانم. به آن خانم میگویم اگر مشکلی دارید شاید ما بتونیم کمکتون کنیم. آن زن در جواب میگوید: "خیلی ممنون، نه نیازی نیست، خدا بزرگه، دو روز دیگه عروسیمونه فقط دعا کن مجلسمون خوب برگزار بشه".
من هم به او میگویم "چه جالب! عروسی من هم همون روزه.انشالله همه چیز درست میشه". بالاخره به اصرار شماره ام را به او میدهم تا به من زنگ بزند و خودم هم شماره اش را میگیرم.
در نهایت روز عروسی فرا میرسد تمام شب از استرس فردا، بیدار بودم و مراسم عروسی را تصور میکردم. از ذوق همان شب لباس عروسم را میپوشم و چند قدم راه میروم تا روز عروسی خدا نکرده از پله های سالن به پایین نیفتم!
در حال قدم زدن بودم که ناگهان یاد آن زن و شوهری افتادم که در مغازه نتوانستند لباس عروس کرایه کنند. با خودم گفتم ای کاش او هم مشکلش حل میشد، برایش از ته دل دعا کردم. اما نمیدانم چرا باز هم یک عذاب وجدانی مرا همراهی میکرد.
برای رهایی از عذاب وجدان با خودم گفتم "اگر هم بخواهم فردا به او پول بدهم تا لباس کرایه کنند که وقت نمیشود! او هم فردا روز عروسیش است و درگیر آرایشگاه و.."
اما باز هم ذهنم درگیر بود. به سمت قرآن میروم و قرآن را باز میکنم. این آیه میآید (( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَىْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ))ترجمه: هرگز به نیکی دست نیابید مگر اینکه از انچه دوست دارید انفاق کنید و هر چه انفاق کنید قطعاً خدا از آن آگاه است.
دستم میلرزد.به فکر فرو میروم... نگاهی به لباسم میاندازم...
لحظاتی بعد تلفن را بر میدارم و به همسرم زنگ میزنم و موضوع را به او میگویم. او هم میگوید لباس دست دوم خواهرت را رایگان به آن عروس بده. من در جواب میگویم: "باشه. ولی اگر اجازه بدید میخوام لباس نوی خودم را به اون عروس بدم".
شوهرم پشت تلفن با تعجب میگوید: "چی!! میدونی چی میگی؟کلی گشتیم تا اون رو انتخاب کردیم! 1 ملیون تومن پول اون لباس رو دادیم! اصلا خودت چی میخوای بپوشی؟
من هم با آرامش میگویم: "خب لباس دست دوم خواهرم رو..."
بالاخره شوهرم راضی میشود و یک ساعت بعد ساعت 11 شب به در خانه زوج جوان میرویم و به عنوان نذر آن لباس را به او هدیه میدهیم.
روز عروسی:
احساس خیلی خوبی دارم.مراسم بسیار خوبی برگزار شده است. همه چیز خوب پیش میرود. حتی بیش از حد تصورم.
احساس میکنم در روز مادر تواستم لبخند رضایتی بر لبان "مادر خوبی ها" قرار دهم.
جانم زهرا(ص)
قربة الی الله سینما می رویم
حتماً شما هم از بسیاری از افراد ارزشی شنیده اید که چرا در سینما و صدا و سیما فساد وجود دارد. در این میان عده ای از بیخ و بن ساختار سینما را فساد آلود دانستند و از این فضا کاملا دوری جستند عده ای دیگر به مقابله رفتاری پرداختند و حتی در مقابل سینما ها تجمع و شعار میدادند و عده ای دیگر همراه با نقد فیلم های غیر ارزشی قدمی را برای تولید و یا حمایت از فیلم های ارزشی داشته اند.
براستی کدامیک از این افراد کار درستی را انجام میدهند؟
برای مثال در این سال های اخیر به رغم تولیدات فیلم های غیر ارزشی از سینما، فیلم های ارزشی مانند: آژانس شیشه ای،خداحافظ رفیق، 33 روز، طلا و مس، اخراجی ها، شکارچی شنبه، قلاده های طلا،روزهای زندگی، شور و شیرین و رسوایی و خیلی از فیلم های سینمایی دیگر تولید شده اند.
براستی کدامیک از ما با هدف قربة الی الله همراه با خانواده یا دوستان به سینما رفته ایم؟!
کدامیک از ما در به صورت چهره به چهره یا در رسانه هایمان فیلم های ارزشی را تبلیغ کرده ایم؟!
کدامیک از ما در مسجد محلمان تبلیغ فیلم های ارزشی را کرده ایم؟!
چه اشکالی دارد که امام جماعت یک مسجد یا مسئول بسیج یا مدیر یک ساختمان یا مسئول یک اداره یا پدر یک خانواده برای اعضای خود بلیط تهیه کند و آنان را به دیدن فیلم های ارزشی دعوت کند؟!
مگر نه این است که باید از کار خوب حمایت کنیم؟ این حمایت ما به غیر از لذت بردن از پیام های مثبت فیلم نقش مهمی در تداوم و پرنگ شدن آن فیلم و ان کارگردان یا فیلمنامه نویس دارد.
آیا می دانید وقتی فروش یک فیلم در سینما بالا باشد در دوره بعد فیلم های این کارگردان میتواند در سالن های بیشتری نمایش داده شود؟
آیا میدانید یک کارگردان وقتی فیلمش از استقبال آنچنانی برخوردار نباشد ناخودآگاه کم انگیزه میشود؟
آیا میدانید تبلیغ یک فیلم ارزشی میتواند در گسترش فرهنگ اسلام تا چه حد می تواند مفید باشد؟
پس بیائید بجای نق زدن های بیهوده قدمی را برای ترویج و تبلیغ دین برداریم.
این روزها فیلم "رسوایی" اثر مسعود ده نمکی در سینماهای کشور و همچنین سریال تلویزیونی "بال های خیس" ساعت22 هر شب از شبکه 1 از نمونه کارهای ارزشی است.
حرف آخر اینکه بجای نق زدن یا فیلم بسازیم و یا تبلیغ فیلم های ارزشی ساخته شده را انجام دهیم.
چند پوستر آسمانی




کاری از وبلاگ های خخاکریز خاطرات/ خوشنویس و نقاش فقیر
165کلیپ شنیدینی از رهبری
پایگاه (شهید آوینی) نوشت:
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | ابوموسی اشعری | 2,955 | |
| 2 | زبیر بن عوام | 1,925 | |
| 3 | سعد بن ابی وقاص | 2,343 | |
| 4 | سلیمان بن صرد خزاعی | 1,770 | |
| 5 | شبث بن ربعی | 2,257 | |
| 6 | شریح قاضی | 2,861 | |
| 7 | طلحة بن عبیدالله | 1,727 | |
| 8 | عمر بن سعد | 2,509 |
|
2. سیاسی |
|
3. سفر های استانی مقام معظم رهبری |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | روایت صوتی از ماشین خبرنگاران در طول مسیر استقبال از رهبری | 2,572 | |
| 2 | سرزمین پهلوانان | 737 | |
| 3 | كرمانشاه؛ پنج صبح، خیابان اصلی | 1,676 | |
| 4 | كردستان، سرزمين هنر و فرهنگ / سفر رهبری به کردستان در سال 88 | 815 | |
| 5 | حواشی ديدار عشاير با رهبر معظم انقلاب سال 88 | 758 |
|
4. ویژه ایام عید نوروز |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | پیام نوروزی مقام معظم رهبری در سال 1389 | 2,621 |
|
5. ویژه ارتحال امام خمینی (ره) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | بيانات رهبر انقلاب به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمينی (ره) | 871 |
|
6. دفاع مقدس |
|
7. پیامبر اکرم (ص) |
|
8. حضرت علی (ع) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | سخنرانی به مناسبت ولادت حضرت علی (ع) / امام خامنه ای - ولادت | 563 | |
| 2 | تا صبح / امام خامنه ای - شهادت | 1,063 | |
| 3 | تا مسجد / امام خامنه ای - شهادت | 1,060 | |
| 4 | تا محراب / امام خامنه ای - شهادت | 2,140 | |
| 5 | تا بهشت / امام خامنه ای - شهادت | 1,458 | |
| 6 | روضه حضرت علی (ع) از زبان مقام معظم رهبری (نمازجمعه 88/06/20 ) - شهادت | 1,737 |
|
9. ایام فاطمیه - حضرت فاطمه زهرا (س) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | علم فاطمی / امام خامنه ای | 1,142 | |
| 2 | مقام فاطمی / امام خامنه ای | 3,043 | |
| 3 | عبادت فاطمی / امام خامنه ای | 980 | |
| 4 | سیره فاطمی / امام خامنه ای | 1,793 | |
| 5 | مصحف فاطمی / امام خامنه ای | 1,832 | |
| 6 | سخنرانی مقام معظم رهبری به مناسبت شهادت حضرت زهرا (س) | 481 |
|
10. ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | قرائت خطبه عقد توسط حضرت آیت الله خامنه ای | 1,539 | |
| 2 | منتخبی از بيانات رهبر انقلاب در مورد ازدواج جوانان | 515 |
|
11. امام حسن (ع) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | تحليل آيتالله خامنهای از صلح امام حسن - 68/11/02 | 1,867 |
|
12. ایام محرم - امام حسین (ع) |
|
13. حضرت زینب (س) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | سخنرانی به مناسبت ولادت حضرت زینب (س) | 894 |
|
14. امام زمان (عج) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | باید خود را به عنوان یک سرباز آماده کنیم / امام خامنه ای | 478 |
|
15. امام هادی(ع) |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | بیانات امام خامنه ای به مناسبت شهادت امام هادی علیه السلام (جدید) | 8,829 |
|
16. عید سعید فطر |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم | پخش |
| 1 | اقامه نماز عید فطر امام رضا، از زبان رهبر معظم انقلاب | 882 | |
| 2 | نماز عید فطر به اقامه رهبر معظم انقلاب | 3,970 |
|
17. عقیدتی |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | چطور خدا با آدم حرف می زند | 1,878 | |
| 2 | مغتنم دانستن فرصت از زبان امام خامنه ای | 2,246 | |
| 3 | راحت طلبی در انسان اثر بد می گذارد | 275 | |
| 4 | عظمت زن در حجاب (مقام معظم رهبری) | 1,342 | |
| 5 | خاطره رهبر معظم انقلاب از روز بازگشت امام به ایران | 706 | |
| 6 | گزیده بیانات مقام معظم رهبری پیرامون مناجاتهای حضرت علی(ع) | 1,864 | |
| 7 | سخنرانی در مورد اعتکاف و ایام البیض | 834 | |
| 8 | مناجات حضرت امیر المومنین (ع) | 1.084 | |
| 9 | تاثیر زیبا خواندن قرآن در بیان امام خامنه ای (مدظله العالی) | 862 | |
| 10 | نماز بی توجه... / امام خامنه ای | 243 | |
| 11 | سخنرانی مقام معظم رهبری درباره ی سیره ی پیامبر | 420 | |
| 12 | توصیه های رهبر معظم انقلاب در مورد ماه رجب در اوضاع و احوالات سیاسی کشور | 2,307 | |
| 13 | درس خارج فقه مقام معظم رهبری با موضوع غیبت | 1,263 | |
| 14 | توصیه به مداحان اهل بیت / امام خامنه ای | 241 | |
| 15 | محبت را باید حفظ کرد / امام خامنه ای | 177 | |
| 16 | حکم تقلید لهجه و تمسخر / مقام معظم رهبری | 2,515 |
|
18. فرهنگی |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | هنر دینی (بیاناتی از مقام معظم رهبری خطاب به هنرمندان، مخصوصا سینما) (جدید) | 2,907 | |
| 2 | فرهنگ ایرانی / امام خامنه ای | 1,116 |
|
19. علمی |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | دانشگاه دربیان امام و رهبری (جدید) | 1,826 | |
| 2 | علم قدرت است / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 669 | |
| 3 | چو دزدی با چراغ آید! / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 716 | |
| 4 | نو آوری های خودی / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 801 | |
| 5 | بنای مستقل / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 794 | |
| 6 | تفکر ترجمه ای / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 747 | |
| 7 | ته صف نایستیم / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 883 | |
| 8 | وضعیت علوم انسانی / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 864 | |
| 9 | جهاد علمی / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 958 | |
| 10 | چرخه کامل علمی / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 779 | |
| 11 | نهضت تولید علم / مجموعه کلیپ های "العلم سلطان" / امام خامنه ای | 1,191 |
|
20. هفته ارتش |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | سخنان فرمانده كل قوا به مناسبت هفته ارتش | 360 |
|
21. دیگر کلیپ ها |
| ردیف | توضیحات و دانلود | حجم (kb) |
پخش |
| 1 | "سر خوش ز سبوی غم پنهانی خویشم"، سروده امام خامنه ای |
فیلم بغض هوگو چاوز برای ظهور امام زمان(عج)
همزمان با درگذشت هوگو چاوز رئیس جمهور ونزولاء فیلمی از او منتشر می شود که در آن هوگو چاوز از حضرت مهدی (عج)میگوید
لینک دانلود
قدس برای ما مسیحیان واقعی ، سرزمین مقدس است
قدس برای ما مسیحیان واقعی ، سرزمین مقدس است
آنروز با احمدی نژاد مرور می کردیم
آنجایی از اسلام و قرآن که می گوید : اینان برخواهند گشت
در حالیکه گرفته است
دست امام دوازدهم را
مهدی
با هم می آیند
با مهدی
در آنروز صلح همه جای جهان را در فراخواهد گرفت
به عیسی و مهدی میگویم
که زود بیایند! عجله کنند
( چاوز با بغض می گوید)
که زود بیایند
که عجله کنند
چون براستی چه خطراتی دنیا را فراگرفته ! خدای من !!!
این دنیای جدید که می خواهد متولد شود.
امروز تمام دشمن های زمان ها و دشمن های تمام مکانها در غزه جمع شده اند
من معتقدم نهایت تمام جنگهای تاریخ همین جنگ نوار غزه است
ما برای فلسطین می جنگیم
این جنگیدن به نفع ونزوئلا هم هست
در واقع برای آمریکای لاتین می جنگیم
حرص در خریدشب عید
سوال ۲۲
با خبر میشوید که پرتغال در فلان میوه فروشی ارزان شده است شما چه اقدامی انجام میدهید؟
الف) سریعاً خودم رو به میوه فروشی میرسونم و چهار و پنج کیلو میخرم تا برای روزهای آینده نگه دارم
ب) اهمیتی به این موضوع نمیدم فوقش 100 تومن ارزون تره دیگه
ج) به داستان زیرعمل میکردم:
روزي من در «نوفل لوشاتو» به علت ارزاني ، حدود 2 كيلو پرتقال خريدم . فكر كردم چون هوا خنك است ، براي سه الي چهار روز پرتقال خواهيم داشت.
امام خمینی با ديدن پرتقالها فرمودند «اين همه پرتقال براي چيست ؟» من براي اين كه كار خود را توجيه كنم ، عرض كردم : «چون پرتقال ارزان بود، اين قدر را براي چند روز خريدم.» حضرت امام فرمودند: «شما مرتكب دو گناه شديد. يك گناه باري اين كه ما نياز به اين همه پرتقال نداشتيم و ديگر اين كه شايد امروز در نوفل لوشاتو كساني باشند كه به علت گران بودن پرتقال نتوانسته باشند آن را تهيه كنند، و شايد با ارزان شدن آن، مي توانستند مقداري از آن را تهيه كنند، در حالي كه شما اين مقدار پرتقال را براي سه يا چهار روز، آن هم به جهت ارزان بودند آن خريده ايد. ببريد مقداري از آن را پس بدهيد!»
گفتم: «پس دادن آنها ممكن نيست.» حضرت امام فرمودند: «بايد راهي پيدا كرد.» عرض كردم: «چه كار مي توانيم بكنيم؟» حضرت امام در جواب فرمودند : پرتقالها را پوست كنيد و به افرادي بدهيد كه تا حالا پرتقال نخورده اند. شايد از اين طريق خداوند از سر گناه شما بگذرد.»
تصاویر تطبیقی با عنوان "زنان ایرانی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران" در قالب گزارشی تصویری:
یکپارچه












































این جمله از کیست؟
( یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است)

الف) چارلی چاپین
ب) دکتر شریعتی
ج) فرانسیس بیکن
د) آیت الله خامنهای
زیاد فکر نکنید، گزینه صحیح (د) است. شاید خیلی از شما خوانندگان جملات آیتالله خامنهای پیرامون لبخند را نشنیده باشید.
وقتی کلیپ صوتی سخنان رهبری راجع به لبخند را از تلفن همراه برادرم شنیدم، برایم خیلی جالب بود که رهبرمسلمین جهان صحبت از شادی و ضرورت داشتن لبخند در جامعه سخن به میان میآورد.اما بسیاری از ما شیعیان نسبت به این مهم بی توجه هستیم.
از زمان های گذشته تا کنون دشمنان اسلام سعی در سیاه نمایی و خشن بودن مسلمانان را داشته اند.این قضیه را میتوان از فیلمهای دنیای غرب متوجه شد که مدام به مخاطب خود القا میکنند که مسلمانان افرادی عبوس، عصبانی، خشن و غیر لطیف هستند.
حال سخنان بسیار زیبا و دلنشین رهبر معظم انقلاب پیرامون لبخند را میخوانی:
یکى از مقولههاى بسیار مهم و یقیناً یکى از ضرورتهاى جامعه، لبخند است. لبخند یکى از نیازهاى زندگى انسان است. زندگىِ بىشادى و بىلبخند، زندگى دوزخى است. زندگى بهشتى، زندگى با لبخند است.
حضرت على فرمود: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه»؛ اگر غصهیى دارید، باید در دلتان نگه دارید؛ مؤمن اینطورى است. لبخند و شادى مؤمن در چهرهى اوست. اصلاً چهرهها باید شاد باشد.
اگر با چهرهى خودتان مىتوانید به جامعه شادى بدهید، باید این کار را بکنید. شادى لازم است و باید آن را براى مردم تأمین کرد؛ منتها این کار برنامهریزى مىخواهد. مراقب باشید شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بىبندوبارى همراه نشود؛ از این طریق به مردم شادى داده نشود. همهجور مىشود به مردم شادى داد؛ از نوع صحیح آن شادى داده شود.
گاهى اوقات یک لطیفه یا یک تعبیرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مىکند؛ گاهى هم ممکن است یک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آنطور شادى را ایجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، بهمعناى لودگى نیست.
یکى از آقایانى که در صدا و سیما گاهى صحبت مىکند و مصاحبههاى خوب و صحبتهاى خوبى دارد - من گاهى گوش کردهام - اصلاً شوخى نمىکند؛ اما تعبیرات و کیفیت بیانش طورى است که انسان گاهى بىاختیار لبخند به لب مىآورد؛ اینطور خوب است.
بیانات رهبر انقلاب در دیدار رییس و مدیران سازمان صدا وسیما11/09/89
(گاهى یک لبخند شما، از دارو و درمانى که براى این بیمار به کار میرود، ارزشش بیشتر است، اثرش بیشتر است. بیمار دچار آشفتگى است، دچار ناراحتى است - بخصوص بیماران سخت - کمک به او، فقط کمک به جسم او نیست؛ جسم او را با دارو و درمان و تزریق و تدابیر پزشکى بایستى علاج کرد؛ اما روح او با محبت، با لطف، با نوازش، با مهربانى درمان میشود. گاهى این درمان روحى، حتّى جاى درمان جسمى را هم میگیرد؛ این، هم علمى است، هم به تجربه ثابت شده است که شادى روح انسان، شادى عصبى و احساسى انسان، بر روى جسم او تأثیر مثبت میگذارد)
بیانات در دیدار گروه کثیری از پرستاران نمونه کشور01/02/89
نظرمثبت امام خامنه ای در مورد موسیقی
این سخن از کیست؟
(از ديرباز موسيقي هاي آموزنده و معنا دار هم بوده است ؛ موسيقي اي كه براي گوش سپردن به آن ، انسان عارف واقف خردمند ، مي تواند بليط تهيه كند ، در سالن اجراي كنسرت بنشيند و ساعتي ، از آن لذت ببرد. در غرب موسيقي هايي كه گاهي يك ملت را نجات داده و گاهي يك مجموعه ي فكري را به سمت صحيحي هدايت كرده ، كم نبوده است... بنده آدمی نیستم که اگر موسیقی حرام نواخته شد بنشینم و به آن گوش بسپارم. آن چه در این مقوله، حرام بوده هنوز هم حرام است
الف)دکتر شریعتی
ب)استاد شجریان
ج)لودویگ ون بتهوون
د)بوهان سپاسین باخ
ه) امام خامنه ای
زیاد فکر نکنید گزینه صحیح آخر یعنی امام خامنه ای در سال ۱۳۷۵ است. شاید شنیدن این سخنان از زبان رهبری برای برخی افراد کمی سخت باشد چرا که دشمنان تمام قدرت خود را تجهیز کرده اند که با رسانه هایشان چهره ای دیگر از رهبر معظم انقلاب ایران به تصویر کشند و نگذارند که جهانیان با دیدگاه های نائب امام زمان(عج) این دانشمند حکیم و فرزانه آشنا شوند چرا ک خوب میدانند که اگر دیدگاههای رهبر ایران در جهان گسترش یابد، تمام فطرت های آگاه و تشنه را به سوی خود میکشاند
متأسفانه حتی رسانه های داخلی هم به جای پرداختن به سخنان رهبر معظم انقلاب در هیاهوی حزب گرایی و دعواهای سیاسی در حال درگیری هستند.
...............................................................................................................................................................
بعد نوشت:
* از تمامی وبلاگ نویسان و اصحاب رسانه خواهشمندم که این بیانات را در فضای مجازی و در فضای جامعه گسترش دهند.
*برای دیدگاهای کمتر شنیده شده رهبری به وبلاگ(چهره واقعی امام خامنه ای)رجوع کنید.
حتما به ادامه مطلب هم مراجعه نمائید.
ادامه مطلب
بروید نه، برویم
امام خامنه ای(ع):
فرق رهبر وآدرس دهنده اين است كه آدرس دهنده، مىگويد براى رسيدن به فلان جا، از اين راه برويد، چند كيلومتر را طى كنيد، بعد بپيچيد، تا به فلان مقصد برسيد. اين، آدرس دادن وراهنمايى كردنِ از دور است. رهبر، آن كسى است كه وقتى مىگويند چشمه ومركز مقصود كجاست، دست طرف را مى گيرد، مى گويد برويم. اين، رهبر است. رهبر ما هم كه رهبر شد، اين طورى شد.... امام، منتظر كسى نماند ورفت. خاصيت اين «برويم»، آن است كه مردم دنبال آدم بيفتند...امروز، رهبرى روحانيت به اين است كه به مردم بگويد «برويم»؛ نگويد «برويد».
دیدار با روحانیون یزد۲۹/۸/۶۳
"عمارها"، کمی هم اتوبوس سوار شوید

این روزها به افرادی که با روشنگری های خود مردم را آگاه میکنند در اصطلاح "عمار" میگویند. در این میان شاید افرادی نیز بیشتر مطرح شده باشند، افرادی که با سخنان گیرا و موضع گیری های به موقعشان، نقش مهمی در جریان های فکری جامعه ایجاد میکنند.
همه ما بر این امر واقفیم که برگزاری سخنرانی ، شرکت در همایشها میتواند در گفتمان سازی انقلابی مفید باشد اما آیا همین حد کافی است!
تا کنون این گفتمان سازی چقدر در سطح جامعه فراگیر شده است؟
چه افرادی باید این گفتمان و نظریه ها را اجرایی کنند؟
نحوه اجرایی کردن این گفتمان سازی باید از چه راهکارهای هنری صورت بگیرد؟
اگر شهدای ما الگوی ما هستند، با نگاهی به سیره عملی شهدا به این نکته میرسیم که یکی از علل پیروزی جوانان ایرانی در هشت سال دفاع مقدس، اخلاص فرمانده هان و همقدم شدن آنان با سربازان در خط مقدم بوده است. به طوری که یک فرمانده در عین حالی که وظیفه فرمانده بودن خود را به خوبی انجام میدهد و راهبرد های جنگ را برای سربازان و افسران خود تبیین میکند، همزمان بندهای پوتین های خود را محکم میبندد و پا به پای افسران به خط مقدم میشتابد.
آیا این روزها فرماندهان جنگ نرم یا همان "عمارها" تنها ایده پردازی میکنند و یا اینکه در خط مقدم جبهه هم مشغول فعالیت هستند؟
آیا فرماندهان امروز مثلا وقتی میگویند که در حوزه سینما کم کاری شده است با خود اندیشیده اند که خودش و یا حتی شاگردانش چند فیلم یا سریال تولید کرده اند؟
آیا فرماندهان امروز وقتی با تحقیق و تفحص به این نتیجه میرسند که یکی از اهداف دشمن نوجوانان و تهاجم فرهنگی در مدارس است تا کنون خودشان در مدارس حضور فیزیکی یافته اند که هم از نزدیک شاهد این نفوذ باشند و هم کاری انجام داده باشند و یا اینکه تنها به ایده پردازی میپردازند و این وظیفه را به دوش دیگران میسپارند؟!
آیا فرماندهان بغر از سر زدن به دانشگاهها و همایش ها، از اتوموبیل خود پیاده میشوند تا کمی هم از اتوبوس و مترو استفاده کنند و با تبلیغ چهره به چهره، هم مشکلات مردم را از نزدیک لمس کنند وهم تاثیر گذار باشند؟!
شاید برخی بگویند ما وظیفه ما تنها روشنگری است و این حضور فیزیکی دور از شأن ما است چرا که با حضور فیزیکی وقتمان تلف میشود و از مطالعه و تحقیق و شرکت در همایش ها جا میمانیم.ما برای افسران خط را روشن میکنیم دیگر تکلیف نداریم تا آن کارها را اجرایی کنیم، این ها وظیفه افرادی دیگر است!
این افراد تا کنون پرسیده اند که پس چه کسی باید نظریه های زیبایشان را اجرا کند؟ نکند انتظار دارند افرادی که اصلاً وقت برای مطالعه نمیگذارند وحوصله تحقیق را ندارند و به عنوان سیاهی لشگر گفتمان آنان را اجرایی کنند!؟
تا حالا فکر کرده ایم که ما چقدر ایده ها و نظریه های بسیار جالب و بکری در موضوع ترویج سبک زندگی اسلامی داریم که تا کنون اجرایی نشده است.
به زبان ساده ترشاید مشکل این باشد که ما عمارهای "حرف بزن" بسیار داریم که انصافا ایده های عالی و نابی دارند اما عمار "خط شکن" کم داریم.
مشکل ما کمبود افرادی هستند که بدون هر گونه منیت در کنار مطالعه و روشنگری، فارغ از هرگونه حمایتی ، به وسط میدان بیاید، فیلم بسازد، با مردم در کوچه و خیابان و اتوبوس و مترو صحبت کند، تراکت پخش کند، به مدارس برود و در فضای مجازی فعالیت کند و....
تا کنون با خودمان فکر کردیم که اگر حوزه های علمیه در کنار درس و بحث، ساعت آخر کلاس خود را بجای درس به خیابان بیایند و به طور صحیح و هنری تبلیغ اسلام را به صورت گروهی انجام دهند چه اتفاقی می افتد؟
تا کنون با خودمان فکر کرده ایم که فلان سخنران و یا مداح معروف، اگر هفته ای یکبار خود و پا منبری های خود را مامور کند که مثلا فلان برگه کاغذ را که حاوی مطلب غنی است را بین مردم توزیع کنند چه اتفاقی میافتد؟
تا کنون فکر کردهایم که اگر پایگا های بسیج به جای ایست و بازرسی به مردم محله خود گل و بسته فرهنگی هدیه بدهند چه اتفاقی میافتد؟
آیا نمیتوانیم در حد وسع خود چند مطلب خوب به همراه یک هدیه مختصر به مغازه دار محلمان یا بچه همسایهیمان یا راننده اتوبوس مسیرمان و یا هر کس دیگری بدهیم؟!
تا کنون صرفاً برای انجام کار تبلیغی مثل پخش کردن بلوتوث پخش کردن نشریه های تک برگی و یا حتی امر به معروف کردن صحیح از خانه به بیرون رفته ایم؟
البته تمام این کارها را هم میتوان به صورت شخصی و خارج از چارت سازمانی و آموزشی انجام داد اما یا شأن خ.د را اجل از این کارهای میدانی میدانیم یا تبلی میکنیم یا اهمیت و اجر و اثر این اقدامات را نمیدانیم.
امام خامنه ای(ع):
فرق رهبر وآدرس دهنده اين است كه آدرس دهنده، مىگويد براى رسيدن به فلان جا، از اين راه برويد، چند كيلومتر را طى كنيد، بعد بپيچيد، تا به فلان مقصد برسيد. اين، آدرس دادن وراهنمايى كردنِ از دور است. رهبر، آن كسى است كه وقتى مىگويند چشمه ومركز مقصود كجاست، دست طرف را مى گيرد، مى گويد برويم. اين، رهبر است. رهبر ما هم كه رهبر شد، اين طورى شد.... امام، منتظر كسى نماند ورفت. خاصيت اين «برويم»، آن است كه مردم دنبال آدم بيفتند...امروز، رهبرى روحانيت به اين است كه به مردم بگويد «برويم»؛ نگويد «برويد».
دیدار با روحانیون یزد۲۹/۸/۶۳
.....................................................................................................................................................
پ.ن:
ضمن احترام ویژه برای تمام عمارهای انقلابی یاد آور میشوم این متن هیچ اشاره ای به شخصی خاص ندارد.
نمونه ای از حضور خود جوش طلبه ها در ورزشگاه آزادی را اینجا بخوانید.
وقتی که اجل مرگ میرسد

تفاوت را احساس کنید
از آتشسوزی پیرانشهر تا کشتار دانش آموزان در آمریکا

*اپیزود اول:
ایران/ پیرانشهر/پاییز 91:
مدرسه ای در پیرانشهر دچار حریق میشود و دانش آموزان کلاسی دچار سوختگی میشوند که متاسفانه یکی ازدانش آموزان بر اثر سوختگی جان خود را از دست می دهد.
تا یک هفته تمام رسانه های داخلی و خارجی تیتر اول خود را این موضوع قرار دادند که چرا این اتفاق افتاد و چرا دانش آموزران در مدارس امنیت جانی ندارند و...
*اپیزود دوم:
آمریکا/ کانتیکت/ پاییز 91:
جوانی 20 ساله با اسلحه وارد مدرسه «ساندی هوک» در ایالت «کانتیکت» میشود و میشود وبا شلیک 100گلوله جان 27 نفر از جمله 20 کودک دبستانی را میگرید.
تا یک هفته تیتر اکثر رسانه های خارجی باز هم حادثه آتش سوزی در پیرانشهر است و اینکه چرا در ایران دانش آموزان امنیت جانی ندارند!
تفاوت را احساس کنید...
برای دیدن میزان امنیت پیشرفته امریکا! به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب
داستانی پیرامون نقش مردم در تعیین سرنوشت خود
خود فروشی کیلویی چند؟

1-امروز هم مثل همیشه برای رفتن به دانشگاه مجبور بودم از تاکسی استفاده کنم، سوار تاکسی شدم.درطول مسیر راننده مدام از مشکلات زندگیش میگفت از اینکه اجناس گرون شده و به مردم فشار میآیدو.. وقتی به مقصد رسیدم 1000تومن به راننده دادم تا او 400 تومن به من برگرداند. اما او 300 تومن به من برگرداند. بهش گفتم: آقا کرایش 600 تومونه چرا 700 حساب کردی؟ راننده در جواب گفت: ای بابا همه چی گرون شده، کرایه تاکسی چرا گرون نشه؟! بهش گفتم این درست، اما بنزین که گرون نشده! تازشم اگر بخواد کرایه گرون بشه تاکسیرانی نرخ مصوبش رو زیاد میکنه.خودت که نمیتونی هر چی دلت خواست بگیری؟ راننده هم گفت: برو بابا و گازش را گرفت و رفت...
2- به دانشگاه رسیدم..برای گرفتن نامه اشتغال به تحصیل به بخش آموزش رفتم. هنگام ورود دیدم که صفی پشت در اتاق آموزش تشکیل شده است، پرس جو کردم، فهمیدم وقت ناهار است و باید تا یک ساعت صبر کنیم تا مسئولش بیاید. یکی از دانشجوها اعتراض میکرد و میگفت: مگر ناهار و نماز چقدر طول میکشه! نهایتا 20 دقیقه ناهار و 10 دقیقه هم نماز! چرا یکساعت! حق الناس نیست؟مالشون حروم نیست؟! بالاخره بعد از یک ساعت و نیم درب اتقاق آموزش باز شد و خانمی گفت: شلوغ نکنید، نوبت به نوبت بیاین داخل...
3- بعد از بالا و پایین کردن راه پله های دانشگاه و امضا گرفتن از چند نفر بالاخره نامه اشتغال به تحصیلم رو گرفتم و به سرعت خودم را سر کلاس حقوق اساسی رسوندم. استاد که مثل همیشه با کمی تاخیر آمده بود نیمی از کلاس را به خاطرات شخصی خودش و ناکارمدی مسئولین سخن گفت و نیمی دیگه رو هم از روی کتاب درسی میخواند.بغل دستیم آروم بهم گفت:ای کاش دو واحد هم حق الناس بهمون یاد میدادن!
4- کلاس تموم شد و به بوفه دانشگاه رفتم، گلوم خشک شده بود خواستم یک لیوان چای بخورم. 200 تومن به فروشنده دادم..
فروشنده:حاجی ما رو گرفتی! 500 تومن میشه!
من: 500تومن؟ یک لیوان یکبار مصرف با یک نبتون و دو تا قند میشه 500 تومن؟!
فروشنده: بنده خدا کجای کاری! 200 تومن بهت آدامس هم نمیدن!
من: خودم قبلاً تو بوفه یک دانشگاه کار میکردم قیمت ها رو هم دارم. حدوداً هر لیوان یکبار مصرف 15 تومن، نبتون چای 80 تومن، دو تا حبه قند هم 25 تومن، آب جوش و گازهم رو هم 100 تومن حساب کنیم، تازه رو هم میشه 200 تومن! 500 تومن بی انصافی نیست؟
فروشنده: همینی که هست میخوای بخر نمیخوای برو اونطرف بزار جواب مشتری هامو بدم.
۵- بعد از خارج شدن از دانشگاه در انتظار تاکسی ایستاده بودم. ساعت 3 بعد از ظهر بود و ماشین کم گیر میومد. هر ماشینی که رد میشد پر بود؛ بوق ماشینی از دور مراخوشحال کرد، به من که رسید سرعتش را کم کرد و ایستاد..
-کجا میرید برسونمتون؟
-مترو؟
بدون معطلی سوار شدم، برای آنکه مثل قضیه رفتنم به دانشگاه، راننده پول اضافی از من نگیره، اینبار 500 تومان پول خورد زودتر به راننده دادم و گفتم: بفرمائید، منتظر بودم که اعتراض کند و بگوید 700 تومان میشه! اما راننده با لحنی آرام بهم گفت: کرایه لازم نیست صلوات بفرستید. منم با تعجب گفتم: خیلی ممنون خدا خیرتون.کمی که جلوتر رفت، به راننده گفتم: نمیدونم چرا این روزها خیلی از مردم تهران همش گلایه میکنن نق میزنن که زندگی سخت شده، گرونی شده، چرا مسئولین فکر مردم نیستند و...اما خودشون به نحوی دیگه دارن سر بقیه رو کلاه میزارن.
راننده گفت: راست میگی.درسته مسئولین هم باید وظیفشونو انجام بدن. اما همین مسئولین هم از خودمون هستند دیگه، وقتی این مسئول تو جوونیش تو یک شرکتی از کارش میزده و لقمه حروم بدست میاورده، حالا بزرگ شده و مسئول کله گنده ای شده باز هم سر مردم رو کلاه میزاره تا مثلا زرنگی کرده باشه. به نظرم مشکل اینه که خودمون رو جای طرف مقابل نمیزاریم. این روزها ایثار خیلی کم شده. نق زدن شده یک پٌز کلیشه ای، جالب اینه که کارهای اشتبامون رو توجیه میکنیم. با خودمون میگیم میگیم: همه دروغ میگن، پس من هم دروغ میگم، همه از کارشون میزنن منم از کارم میزنم، .همه گرون میفروشن منم گرون میفروشم.
من هم به راننده گفتم: درسته، به نظرم یک مشکل دیگه هم اینه که خیال میکنیم مال حروم یعنی دزدی،الان من بخوام گوشیه موبایلم رو به شما بفروشم عیبشو نمیگم که افتاده تو آب و وقتی گرون فروختم میگم خوب شد نفهمید! اسم خودم هم میزارم بچه زرنگ! به نظرم هیچ فرقی بین کسی که 3هزار میلیارد اختلاس میکنه با کسی که کرایه تاکسی رو 300 تومن بیشتر میگیره نیست. اون راننده هم اگر تو اون جایگاه قرار میگرفت حتماً اختلاس میکرد؛ منتهی دستش نمیرسه.راستی دقت کردی هر کسی بیشتر حق مردم رو میخوره بیشتر نق میزنه و طلبکاره و هر کسی بدون منت داره زحمت میکشه و نون حلال بدست میاره خودشو مدیون مردم و مملکتش میدونه؟
راننده هم با آه حسرتی که ته صداش بود گفت: ای آقا... همه این ها برای اینه که باور نکردیم که یک روزی قراره از این دنیا بریم، اونم با یک کفن ساده، پول و قدرت و شهرت و...هیچ کدوم به کارمون نمیاد. فقط نتایج کارهامون میمونه. چه ذره ای کار خوب کرده باشیم و چه ذره ای کار بد.بیخود نبوده که پیامبر خدا گفتند که "عبادت 10 جزء داره، که 9 جزء آن طلب روزی حلاله".
من هم به راننده گفتم: مثل این کار شما که صلواتی مسافر کشی میکنید.
راننده با لبخندی ریز گفت: نه بابا کاری نکردم که. خدا بهم سلامتی داده.پدر و مادر، زن و بچه خوب هم داده.پوشاک و غذا هم داده.امنیت و مملکت و مردم خوب هم داده یک ماشینم با روزی که خودش بهم داده زیر پام گذاشته، اون وقت من با همه چیزهایی که مفت و مجانی بدون منت بهم داده یک بنده خدا رو که تو مسیرم هستش رو میرسونم، هنری نکردم! دارم با نعمتی که خدا بهم داده با خودش معامله میکنم....خنده دار نیست؟
من که تازه از گرم صحبت های راننده شده بودم، گفتم:حاجی خدا خیرت بده همین جا پیاده میشم. راننده سرش رو به طرفم چرخوند و گفت: مسیر بعدیت کجاست؟ گفتم خیابون انقلاب. با لبخندی در جواب گفت: بشین مسیر منم همونجاست...
در طول مسیر هر دو سکوت کرده بودیم و فقط فکر میکردیم. راننده رادیو ماشین را روشن کرد... صدای آیه ای از قرآن فضای ماشین و فضای فکری من و راننده را پر کرد...
(إِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما به قومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) رعد-آیه4
ترجمه:خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آن که خودشان دست به تغییر زنند
پایان/
7 نکته از سخنان پدرانه رهبر انقلاب:
چرا رهبر انقلاب ادامه سوال از رئیس جمهور را صحیح ندانستند؟

با توجه به عبارت "تقاضا" آن هم در یک سخنرانی و نه در قالب نامه، هیچ بار قانونی و الزامی برای طراحان سوال از رئیس جمهور در متوقف کردن این کار به وجود نمیآید. هرچند اگر هم این تقاضا به صورت دستور و یا حکم هم مطرح میشد امری طبیعی و عقلانی بود که رهبر انقلاب در چارچوب قانون بتواند از اقدامی که باعث بر هم زدن نظم عمومی میشود جلوگیری کند و نگذارند که برخی به جای بر طرف کردن مشکلات مردم، محیطی را برای عقده گشایی فراهم کنند.
برای دیدن متن کامل مطلب به ادامه مطلب مراجعه نمائید
ادامه مطلب
اگر میخواهی کوفی نباشیم
باید بدانیم تا وقتی "حسین" نیامده، "مسلم" ولی امر است.







