صحبت های یک موافق و مخالف شبکه های موبایلی

بالاخره  وایبر و تلگرام و..عضو بشیم یا نه؟!

 

بمب شیمیایی با عطر شکلات!

 

 

-حمید: عکس هایی که امروز گرفتم رو می فرستم برات،وایبر و لاین که داری؟

-علی: نه برام ایمیل کن

- حمید: واسه چی نداری ؟!دیگه الان همه تو گوشیشون وایبر و لاین تانگو ... دارن. اصلا میدونی این نرم افزارها چیه؟

- علی: آره میدونم.اتفاقاً چون میدونم  نرفتم طرفش؟

- حمید: یعنی چی؟

-علی: اگه تو هم بدونی این شبکه ها چیه و واسه چی ساخته شده و چقدر زندگیمون رو تغییر میده عمراً عضوش بشی.

-حمید: حرف هایی میزنی ها..مثل بقیه  نرم افزارها یک خدمات الکترونیکیه

- علی: ببین وقتی میخواهی این نرم افزارها رو تو گوشیت نصب کنی باید یک سری قوانین رو بپذیری بعد بهت اجازه نصب میده. تا حالا دقت کردی این قوانین چیه؟

-حمید: نه من همیطنوری با عجله نصب کردم دقت نکردم.قوانینش چیه؟

- علی: برای استفاده از "وایبر" چاره ای ندارید جز این که موارد زیر را تأیید کنید:
دسترسی و حتی امکان تغییر اطلاعات شخصی تلفن توسط این نرم افزارها، این اطلاعات شامل فهرست تماس های خصوصی، تاریخچه مکالمات ورودی یا خروجی، فهرست تماس تمامی افراد، اطلاع از روند فعالیت های اجتماعی شما و برخی موارد دیگر است. - دسترسی این نرم افزارها به خدماتی که می توانند برای شما هزینه بر باشند؛ شامل برقراری تماس، ارسال پیامک، خدمات اینترنت همراه، ارسال پیام های چند رسانه ای
دسترسی این نرم افزار به اطلاعات جغرافیایی و مکانی شما از طریق اینترنت یا جی پی اس
 دسترسی و ایجاد تغییر در پیام های متنی و چندرسانه ای ورودی و خروجی
دسترسی کامل این نرم افزارها به ارتباط اینترنت موبایل و امکان استفاده از بلوتوث و سایر قابلیت های ارتباطی موبایل

 دسترسی کامل به حساب های کاربری شما، امکان ایجاد، حذف یا استفاده دلخواه از حساب های کاربری
 دسترسی و امکان ویرایش محتویات اطلاعاتی ذخیره شده در تلفن همراه شما
 دسترسی به وضعیت عملیاتی و اطلاعات شناسایی تلفن همراه شما
 کنترل بخش های سخت افزاری سیستم؛ شامل تنظیمات صدا و تصویر
 دسترسی نامحدود به  ابزارهای مختلف تلفن های همراه شامل بلوتوث، اینترنت همراه، صفحه نمایش فعال یا غیر فعال موبایل، نمایش هشدارهای مبتنی بر سیستم عامل، تغییر وضعیت عملیاتی تلفن همراه، تغییر تنظیمات سیستمی تلفن همراه، کنترل و حتی بستن برنامه های درحال اجرا ، دسترسی به تنظیمات همگام سازی میان حساب های مختلف
 دسترسی ترافیک ورودی و خروجی از طریق اینترنت و شبکه، دریافت آزادانه اطلاعات از اینترنت و شبکه؛ دسترسی به سیستم مالی Google Play از طریق تلفن همراه شما
دسترسی به تنظیمات تمامی سرویس های Google در تلفن های همراه،
و..

-حمید: مگه میشه؟

-علی: بله یعنی این نرم افزارها  هر وقت بخوان  میتونن بدون اجازه شما دوربین موبایلتو روشن کنن و فیلم یا عکس بگیرن و بعدش این فیلم ها رو با اینترنت گوشیت تو فضای مجازی میزارن و بعد بدون اینکه متوجه بشی دوربین رو خاموش میکنن.یا با شماره خودت به یکی دیگه تماس بگیره یا تمام عکس ها و فیلم های شخصیتو ببینه یا پاک کنه و...

-حمید: ای بابا این که خیلی نامردیه.فکر کن گوشیمو رو گذاشتم رو میز ناهار خوری همزمان داره از ناموسمون فیلم میگیره! حالا مگه اطلاعات ما به دردش میخوره.

-علی: تا حالا از خودت پرسیدی مثلا نرم افزار وایبر توسط و چه کسانی اداره میشه؟

-حمید: نه برام مهم نیست! مهم اینه که من دارم ازش استفاده میکنم

- علی: جهت اطلاع میگم که با یک سرچ تو اینترنت متوجه میشی که وایبر یک شرکت اسرائیلیه که توسط تالمون مارکو، کارآفرین اسرائیلی آمریکایی، دانش آموخته علوم کامپیوتر دانشگاه تل آویو و عضو سابق نیروهای دفاعی اسرائیل تاسیس شده. تالمون مارکو به مدت چهار سال در ارتش رژیم غاصب سابقه خدمت داره. تالمون مارکو در زمینه تولید جاسوس افزارها، ویروس‌های دانلود کننده اطلاعات و برنامه‌‌های هک، سابقه درخشانی تو کارنامه نیروهای دفاعی اسرائیل برای خودش  ثبت کرده.

-حمید: حالا فرض که اسرائیل سازندش باشه.چه فرقی میکنه!

-علی: درسته. ولی به سوال دومم جواب بده؟ اسرائیل که ما رو تو همه زمینه ها تحریم کرده و حتی یک سوزن سرنگ هم نمیزاره به ایران برسه ،چطور شده که این شبکه رو تو خیلی از کشورها از جمله ایران به ظاهر رایگان وارد کرده؟

-حمید: نمیدونم؟

-علی: هیچ شرکتی نیست که محصولاتشو رو فی سبیل الله و رایگان ارائه بده از طرفی این شبکه های هزینش رو طبق گفته خودشون از فروش اطلاعات بدست میارن.

-حمید: آخه اطلاعات ما به چه دردش میخوره؟

- علی: اون ها به غیر از اینکه ذائقه مردم ما رو میخوان بفهمن و ما رو به این نرم افزارها عادت بدن به راحتی میتونن در آینده از اطلاعات ما سوئ استفاده کنند.

-حمید: چه سوء استفاده ای؟

-علی: بزار یک مثال بزنم.به نظرت وزیر نفت یا رئیس آموزش و پرورش وقتی هم سن ما بود میدونست که یه روزی رئیس آموزش و پرورش میشه؟

-حمید: نه  شاید 20 سال پیشش باورش هم نمیشد که یه روزی رئیس بشه.

-علی: خب. حالا اگه تو هم در اینده مثلا رئیس آموزش و پرورش بشی . و یکی بگه من تمام طالاعات عکس های شخصی ریز مکالمات جستجو های اینترنتی و.. دوران جوونیت رو دارم. واگه مثلا به من فلان پول رو ندی اطلاعاتت رو پخش میکنم چی کار میکنی؟

-حمید: خب مجبورم بهش باج بدم. مگه کسی هست این کار رو انجام بده؟

-علی: بله اگه یک سری به صفحه حوادث روزنامه ها بزنی راحت متوجه میشی که حتی یک هکر ایرانی هم به راحتی میتونه به این نرم افزارها  ورود پیدا کنه. چند روز پیش یک خانمی تو مشهد به پلیس فتا شکایت میکنه که یک نفری ازش اخاذی کرده که یا این کار رو انجام میدی و فلان پول را میریزی به حساب و یا اینکه اطلاعاتت و عکس هاتو تو اینترنت و اقوامت پخش میکنم.

-حمید: عجب.راست میگی کشورهایی که ما رو تو همه چی تحریم کردن چطور شده این نرم افزارها رو به ظاهر مجانی دارن به ما میدن. از قدیم گفتن هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمیگیره.

-علی: تازه این ها که چیزی نیست. شاید اکثر کسانی که به این نرم افزارها اعتیاد پیدا کردن هم قبول داشته باشن که این نرم افزارها اعتیاد آوره. منظورم مواد مخدر نیست یعنی انقدر بهش وابسته میشه که صبح شب سرش تو گوشیه موبایلشه و انقدر بهش عادت کرده که اگه یه روزی گوشیش پیشش نباشه آروم و قرار نداره.

-حمید: راست میگی . چند وقت پیش بعد از مدت ها تقریبا اکثر فامیل دور هم جمع شدیم. به جایی اینکه بشنینیم با هم صحبت کنیم اکثرا سرشون تو موبایلشون بود.

-علی: جدای اینکه چقدر عوارض جسمی مثل چشم درد، افسردگی داره به جای اینکه ارتباطلات رو نزدیک کنه. ما رو از نزدیک ها مون جدا کرده و به غربیه ها نزدیک کرده. بابای دوستم تو دادگاه کار میکنه . میگفت خیلی از طلاق ها به خاطر همین ارتباطلات خارج از عرف  موبایلی و اینترنتیه.چقدر خیانت و فساد تو این شبکه ها زیاد شده.

-حمید: خیر سرش اسمش شبکه های اجتماعیه. با این اوضاع باید بهشون گفت شبکه های ضد اجتماعی.

-علی: درسته. البته شنیدم داره نرم افزارهای ایرانی این موبایل ها هم میاد که خیلی بهتر از این خارجی هاست. هر چند باید فرهنگ استفاده صحیحش درست بشه تا اینقدر به مشکل برنخوریم.

بگذریم.حالا این عکس ها رو برام ایمیل کن. این هم بگم ایمیل من هم ایرانیه چون خیلی از همین مشکلاتی که گفتم تو ایمیل های خارجی هم وجود داره.

-حمید: بزار همین الان این جاسوس عوضی رو از گوشیم پاک کنم بعدش هم با یک ایمیل ایرانی عکس ها رو برات میفرستم.   

 

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم در 93/10/17 به نکات بسیار مهمی تاکید کردند. یکی از نکات بسیار مهمی که ایشان زمان زیادی را به ان اختصاص دادن ویژگی های دوران رژیم پهلوی بود.

اینکه رهبر انقلاب در این برهه از زمان قصد بازخوانی جنایات رژیم پهلوی را دارد خود بسی جای تامل دارد، چرا که همان طور که رهبری هم در همین سخنرانی فرمودند، عده ای سعی دارند تا جوانان از حوادث مهم انقلاب و جنایات رژیم شاهنشاهی بی خبر بمانند و با سانسور و تحریف وقایع سعی بر ناامید کردن ملت ایران را دارند.

 

http://s4.picofile.com/file/8162920918/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C.JPG

برای دیدن سایز بزرگ نمودار بر روی عکس کلیک نمائید

 

برشی از سخنان رهبری در دیدار با مردم قم پیرامون خصوصیات رژیم پهلوی:

یکى از خصوصیّات آن رژیم فاسد، دیکتاتورىِ سیاه و خفقان عجیب علیه مردم، با قساوتآمیزترین روشها [بود] که ممکن است در جاهاى دیگرى از کشورها هم وجود داشته باشد. در اینجا خود ما از نزدیک مشاهده کردیم که چه میکردند و چه رفتارى داشتند با آحاد مردم؛ هم در دوران رضاخان که گذشتگان ما، بزرگترهاى ما آن را دیده بودند و براى ما نقل کردند، هم در دوران اخیر، که خود ماها، آحاد مردم، در میدان بودیم. جوانها البتّه آن دوران را ندیدند. حرفهاى فراوان و موثّق [وجود دارد] از آنچه اینها با مردم، با مبارزین و با کسانى که انتقاد داشتند - ولو انتقادهاى اندک - داشتند انجام میدادند؛ رفتارهایى که اینها میکردند، آن شکنجهها، آن فشارهاى عجیب و غریبِ جسمى و روحى، آن زندانهاى مخوف، که امروز برخى از نشانههاى آنها هست که افراد میروند مىبینند تعجّب میکنند. یکى از کارها این بود، اینها با قدرت زور و استبداد و فشار بر مردم، حکومت خودشان را ادامه میدادند؛ و همین کسانى که امروز دَم از حقوق بشر میزنند و این ادّعاهاى رسوا را مرتّب، پىدرپى تکرار میکنند، با همهى وجود طرفدار اینها بودند؛ نمیشود هم گفت خبر نداشتند، چرا! دستگاه جهنّمى ساواک را خود صهیونیستها و خود آمریکایىها و سیاى آمریکا بهوجود آورده بودند، روشها را آنها بهشان یاد داده بودند، چطور ممکن بود خبر نداشته باشند. حالا که اخیراً معلوم شد خود اینها هم دچار یکچنین مشکلات عظیمى هستند؛ این افشاگرىهایى که در این اواخر انجام گرفت نسبت به رفتار سازمانهاى جاسوسى آمریکا با مخالفین و معاندین، اینها کجا، سخن از آزادى بیان و لیبرالیسم و دموکراسى و اعتناى به حرف مردم کجا! (۲) اصلاً عالم عجیبى است! در کشور ما، آن رژیم خبیث، یکى از خصوصیّاتش این بود: شدّتعمل، قساوت کامل نسبت به هرکسى که اندکاعتراضى به آنها داشت و مطّلع میشدند.

 خصوصیّت دوّم، وابستگى ذلّتآمیزى بود که اینها به قدرتهاى خارجى داشتند. حالا در این کتابهایى که براى تبرئه و بىگناه نشان دادن رژیم خبیث پهلوى مینویسند، این را منکر میشوند، که [البتّه] قابل انکار نیست. رضاخان به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها هم رفت؛ بمجرّد اینکه انگلیسىها پیغام دادند که باید برود، بعد از هفده هجده سال سلطنت، ناچار [رفت]؛ یعنى پشتیبان دیگرى نداشت؛ آنها او را آورده بودند، حالا هم لازم میدانستند او برود، رفت؛ به دستور انگلیسىها آمد، به دستور انگلیسىها رفت. بعد هم که محمّدرضا را انگلیسىها سرِ کار آوردند تا آخر دههى ۲۰، از اوایل دههى ۳۰ آمریکایىها وارد میدان شدند، همهى امور را قبضه کردند و در اختیار گرفتند؛ سیاستها سیاستهاى آمریکا [بود]؛ آنچه منافع آمریکا ایجاب میکند، چه در رفتار داخلى، چه در رفتار منطقهاى، چه در رفتار بینالمللى؛ عیناً آنچه آنها لازم میدانستند؛ یعنى یک تحقیر عظیم ملّت ایران. این یکى از خصوصیّات آن رژیم خبیث این بود. اینکه شما مىبینید آمریکایىها با چه لجى، با چه دشمنى و بغضى به ملّت ایران و به انقلاب اسلامى و به نظام اسلامى نگاه میکنند؛ بهخاطر این است. اینها یک چنین دورانى را گذراندند؛ چنین کشورى، چنین نظامى از دست آنها رفته است؛ لذا دشمنى آنها با انقلاب تمامشدنى نیست.

 خصوصیّت سوّم این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همهى دربارىها و دوروبرىها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرمآور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجىها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالىترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرىهایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگترین رشوهها، بدترین دستاندازىها، خباثتآلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت بهوجود مىآمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى بهوسیلهى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران بهوجود آمد و اتّفاق افتاد. یکى از خواهرهاى محمّدرضا را در فرودگاه سوئیس با چمدان پر از هروئین، پلیس سوئیس دستگیر کرد! [خبر آن در] همهى دنیا پیچید، منتها زود ماستمالى کردند؛ خب مربوط به خودشان بود؛ قضیّه را برطرف کردند، گره را باز کردند؛ یکچنین وضعیّتى [بود].

 بىاعتنائى به مردم؛ ازجملهى خصوصیّات مهمّ رژیم طاغوت بىاعتنائى به مردم بود؛ مردم بههیچقیمت بهحساب نمىآمدند. ما در دوران عمرمان، در دوران جوانى در رژیم گذشته، یک بار هم نه در انتخاباتى شرکت کرده بودیم، نه از مردم کوچه و بازار معمولى مىشنیدیم که شرکت کنند؛ انتخاباتى وجود نداشت. در یک برههاى خیلى صریح، در یک برههاى کمتر صریح، دخالتهاى آنها بود؛ یک مشت مزدور را میبردند، مىنشاندند آنجا و بهوسیلهى آنها در مجلس شورا و مجلس سنا کار خودشان را انجام میدادند. مردم اصلاً نمیدانستند چه کسى در رأس کار است؛ اصلاً رابطهى بین مردم و حکومت قطع بود. آگاهى مردم، اطّلاع مردم از مسائل کشور، از مسائل سیاسى که شما امروز مىبینید، این درست نقطهى مقابل آن چیزى است که آن روز وجود داشت؛ رژیم خبیث بکل منقطع بود با آحاد مردم.

 بىاعتنائى به پیشرفت علمى، ترویج خودکمبینى ملّى و بزرگنمایى غربى؛ حالا کار علمى که پیشرفت نمیکرد، حرکت علمى به معناى واقعى کلمه که اصلاً وجود نداشت، در رسانهها ذائقهى مردم را به واردات عادت دادند که این عادت متأسّفانه تا امروز باقى است. عادات طولانىمدّتى که براى مردم بهوجود مىآید، بهآسانى از بین نمیرود. اینها به جاى کشاندن کشور به سمت احیاى تولیدات داخلى و منابع حقیقى یک ملّت، مردم را با پول نفت عادت دادند به واردات؛ ذائقهى مردم را عوض کردند؛ کشاورزى کشور را نابود کردند، صنایع واقعى و ملّى کشور را از بین بردند، کاملاً کشور را وابسته کردند به خارج و به دشمنان این ملّت. ملّت را تحقیر کردند، توانایىهاى ملّت را دستِکم گرفتند، به زبان آوردند، فرهنگ غربى را بزرگنمایى کردند؛ یک رژیم هفتجوشِ(۳) خبیثِ جامعِ همهى بدىها. خب، مردم هم احساس میکردند؛ ملّت ایران ملّت باهوشى است، حقایق را میفهمند، احساس میکنند، منتها یک دستى لازم است، یک صداى رسایى لازم است، یک دل مؤمنى لازم است که دیگران را وارد به میدان مبارزه کند؛ مبارزات گوشه و کنار بود، اینکه مردم بیایند وارد میدان بشوند، این کار یک مرد الهى بود که خداى متعال این مرد الهى را به مردم داد؛ امام بزرگوار ما همان فریادى شد که همهى خواستههاى مردم را در خود جمع داشت؛ مردم هم پاسخ گفتند، اجابت کردند، جان دادند، فداکارى کردند، وارد میدان شدند؛ ملّت با چنین رژیمى گلاویز شد و پیروز شد.

...........................................

   متن کامل سخنان رهبری را دراینجا بخوانید.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

اگر این اتفاق در ایران بود!

فیلم حمله وحشیانه پلیس به دختر دبیرستانی

 

کشنا ویلسون در تاریخ 29 دسامبر، بعد از تعطیل شدن از مدرسه در حال رفتن به خانه بود که ناگهان پلیس آمریکا به او حمله می کند و از او می خواهد که تسلیم شود؛ با اینکه این دختر 14 ساله دستان خود را به نشانه تسلیم بالا برده بود، پلیس شهر آلنتون ایالت فیلادلفیا آمریکا با شوک الکتیریکی این دختر را نقش بر زمین می کند.

کشنا ویلسون در شهر آلنتون ایالت فیلادلفیا زندگی می کند که در تاریخ 29 دسامبر بعد از تعطیلی مدرسه با دوستان خود در خیابان در حال پیاده روی بود که افسر پلیس وی را متوقف کرد.

حالا فرض کنید مشابه همین اتفاق در ایران اتفاق افتاده بود. آن وقت بود که این کلیپ در اکثر شبکه های اجتماعی فضای مجازی، سایت های خبری، شبکه های موبایلی و  ماهواره ای دست به دست می شد و همه فریاد می زدند که چرا امنیت در ایران نیست؟! چرا حقوق بشر در ایران رعایت نمیشود؟! چرا دموکراسی وجود ندارد؟! و...

اما این اتفاقات غیر انسانی وقتی در غرب رخ می دهد اکثر رسانه ها و مردم در سکوتی محض فرو میروند که این سکوت عجیب دو احتمال دارد:

1- این اتفاقات در غرب طبیعی است و آنقدر زیاد است که دیگر تعجب برانگیز نیست.

2- سانسور شدید رسانه های باعث می شود که خیلی ها نتوانند از این اخبار آگاه شوند و برعکس، کافی است در ایران بزغاله ای در چاه بیفتد! آن وقت است که تمام دوربین های دنیا فریاد "نقض حقوق بشر در ایران" را سر میدهند و عده ای جاهل در ایران به اسم روشنفکری همین حرف ها را بازگو می کنند!

باز هم خواهش میکنم یکبار دیگه به این کلیپ نگاه کنید و فکر کنید اگر این اتفاق در ایران بود چقدر هیاهو می شد.

همانند قضیه ندا آقا سلطان و یا اسید پاشی اصفهان که رفتار رسانه ها طوری القا می کرد که گویی تنها در ایران است که اسید پاشی رخ می دهد، در حالی که به گزارش اشپیگل تنها در طول سال 2011 تا 2012،  105 قربانی اسید پاشی در انگلستان وجود داشت در حالی که هیچ کس صدایشان را نشنید!

البته در دنیای غرب اتفاقات تلخ بسیاری رخ میدهد همانند شهید شدن مروه شروینی زن مسلمانی که به خاطر حجابش محاکمه شده بود در حین برگزاری جلسه دادگاه تجدید نظر در یک دادگاه درجه دو در شهر درسدن، فرد متهم  آلمانی در جلوی چشمان قاضی و سایر حاضرین به شربینی حمله کرده و با ضربات چاقو وی را که سه ماهه باردار بوده از پا در آورد و در حین ضربات، شوهر مروه برای نجات همسرش به طرف او شتافت که توسط پلیس آلمان مورد تیراندازی قرار گرفت.

 خدا را شکر میکنم که کشور جمهوری اسلامی ایران آنقدر امنیت و اقتدار دارد که وقتی یک مورد اسید پاشی هم رخ میدهد اکثر ارگان ها، دستگاه ها و رسانه ها دست به دست هم میدهند تا این قضیه دیگر اتفاق نیفتد.همانند لباس سفیدی که حتی یک لک سیاه هم در آن دیده میشود و به سرعت باید بر طرف شود.

------------

کلیپی دیگر از حمله وحشیانه پلیس به زن باردار را در اینجا ببینید

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

 

آیت الله خامنه ای: توهین و تحریک عواطف برادران اهل سنت حرام است

رسانه های غربی و رسانه های به ظاهر شیعی با هزینه های فراوان چند سالی است که به منظور اختلاف بین مسلمانان سعی در تحریک احساسات شیعیان و برادران اهل سنت هستند. که متاسفانه معدود افرادی جاهل با مراسم نهم ربیع و رفتارهایی که دور از  شان یک مسلمان است دقیقا در پازل دشمن حرکت میکند و چه بداند و چه نداند در خون های جاری شده ای که حاصل این نفهمی است شریک است.

جالب است بدانیم که رهبری که به عنوان رهبر مسلمین در جهان معرفی شده است و خود را با افتخار یک شیعه مینامد در تمامی سخنرانی هایشان همسر ÷یامبر عایشه را ام المومنین خطاب میکند. این در حالی است که خود ایشان مطالعات زیادی را در سیره اهل بیت و نقش افراد در تاریخ  داشته است و به حتم بهتر از همه تولی و تبری را رعایت میکنند.

در ادامه نظر آیت الله خامنه ای رهبر مسلمین جهان که خود یک شیعه است را میخوانیم:

 

*آیت الله خامنه ای با صدور فتوایی توهین به عایشه همسر پیامبر اسلام و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن را حرام اعلام کردند.

ایشان در حکمی فرمودند: اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(ص) -می شود."منبع

 

*مثل ریگ پول میریزند تا بین شیعه و سنی ایجاد اختلاف کنند

یک آمادگی دیگر هم آمادگی بیرونی است. این شیطانی که حمله میکند، همیشه یک جور حمله نمیکند. شیطانِ امروز که از راه اینترنت و ماهواره و روشهای ارتباطىِ مدرن و فوق مدرن سراغ شما می‌آید، حرفهای مدرنی هم دارد؛ سخت‌افزارش را مدرن کرده، نرم‌افزار مدرن هم دارد. شبهه‌آفرینی دارد، اخلال در عقیده دارد، ایجاد تشویش در ذهن دارد، تزریق ناامیدی دارد، ایجاد اختلاف دارد. الان دلارهای نفتی دارد یک جاهائی صرف میشود؛ بنده خبر دارم، اطلاع دارم. اینها گزارشهایش غالباً گزارشهائی است که پخش نمیشود. در بعضی از کشورهای اسلامی مثل ریگ پول میریزند برای اینکه در بین سنیها اجتماع ضد شیعه درست کنند. این از این طرف؛ از آن طرف هم به یک گوینده‌ی به اصطلاح شیعی پول میدهند که در تلویزیون، به نام شیعه، ام‌المؤمنین عایشه را متهم کند، قذف کند، اهانت کند. روشها اینهاست. شما در مقابل این روشها چه کار میکنید؟ سنی چه کار میکنی؟ شیعه چه کار میکنی؟ از کارهای اینها گول نخوریم. اختلاف برای آنها بیشترین و بزرگترین نعمت است.

 

بیانات در جمع روحانیون شیعه و اهل سنت کرمانشاه‌ 20/07/1390

 

 

*به نام شادکردن دل فاطمه‌ زهرا، کاری بکند که دشمنان حضرت فاطمه‌زهرا را شاد کند.

مقام معظم رهبری:«بعضی‌ها به نام شادکردن دل فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، این روزها و در این دوران ما کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند! می‌فهمید چه می‌گویم؟ بهترین وسیله‌ای که دشمنان بزرگ انقلاب پیدا کردند برای این‌که نگذارند انقلاب به کشورهای اسلامی برود، می‌دانید چه بود؟ گفتند این انقلاب، اسلامی نیست! گفتند اینها دشمن شما- چند صد میلیون مسلمان- هستند! امام بزرگوارمان ایستاد و گفت این انقلاب، اسلامی است؛ شیعه و سنی در کنار همند؛ پهلوی همند. اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیای آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند. نواری پیدا کند، ببرد این‌جا و آن‌جا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید، این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟ بعضی‌ها دارند به نام فاطمه زهرا، علیها‌السلام، این کار را می‌کنند. در حالیکه فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، راضی نیست. این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شد. آن مرد الهی، آن وارث واقعی فاطمه‌زهرا، علیها‌السلام، در زمان ما، آن همه زحمت کشید. این جوان‌های پاک ما این‌جور رفتند خون‌هایشان را ریختند تا انقلاب را بتوانند عالم‌گیر کنند. آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شادکردن دل فاطمه‌ زهرا، کاری بکند که دشمنان حضرت فاطمه‌زهرا را شاد کند.» (منبع: کتاب نهم ربیع جهالتها خسارتها به نقل از: هفته نامه علمی فرهنگی بصیر(حوزه)، سال چهاردهم، شماره۱، مسلسل ۳۲۳)

 

*تحريك عواطف مذهبى برادران اهل سنت كار بسيار خطا و گناه است

و شما از این طرف مراقب باشید؛ بدانید تحریک عواطف مذهبی برادران اهل سنت کار بسیار خطا و گناه است؛ این را به عنوان یک اصل بپذیرید. یک نقاط اختلافی وجود دارد. تکیه‌ی بر روی این نقاط، شعله‌ور کردن آتش تعصبات در این نقاط اختلاف، این درست همان چیزی است که امروز سازمانهای جاسوسی امریکا و اسرائیل دنبالش هستند؛ این همان‌چیزی است که آنها میخواهند. بعضیها ناخواسته و بدون جیره و مواجب میشوند مزدور آنها، همان کاری را که او باید پول بدهد و بدست بیاورد، آن را بدون اینکه از او اجر و مزدی هم بگیرند، برایش دارند انجام میدهند و خشم الهی و سخط الهی را برای خودشان فراهم میکنند.

امروز دنیای اسلام احتیاج به وحدت دارد. باید یک صدا در دنیای اسلام بلند شود. این است که میتواند جلو این ستمِ بر مردم فلسطین را بگیرد؛ این است که میتواند جلو دخالتهای مستکبرانه‌ی امریکا در خاورمیانه و در کشورهای اسلامی را بگیرد. آنها دارند از همین شکافها استفاده میکنند و میخواهند آن را توسعه بدهند؛ برای اینکه بر سرنوشت کشورهای اسلامی مسلط شوند. هرکس در این راه به آنها کمک کند، پیش خدای متعال محسوب با آنهاست. و این مواخذه‌ی عجیبی دارد از سوی پروردگار عالم. خیلی باید مراقب بود.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار با كارگزاران فرهنگى و اجرائى حج‏23/08/1386

 

خواندن این خاطره کمی بیشتر نتیجه این رفتارهای غلط را نشان میدهد.

حضرت آیت الله العظمی مظاهری در نقل خاطره‌ای از استادشان آیت الله مرعشی نجفی می‌فرمایند:

«خدا رحمتش‌ کند، درجاتش‌ عالیست، عالی‌تر کند، مرحوم‌ آیت‌ الله مرعشی، من‌ مکاسب‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، هم‌ کفایه‌ خواندم، هم‌ مکاسب... ایشان‌ بنایشان‌ این‌ بود برای‌ این‌که‌ خسته‌ نشوند، یک‌ قصه‌ای‌ گاهی‌ اوقات‌ یا خیلی‌ از اوقات‌ در میان‌ درس‌ برای‌ شاگردها می‌گفتند، و یکی‌ از قصه‌هایشان‌ این‌ بود که‌ می‌گفتند:

 پدر من‌ از علمای‌ نجف‌ بوده‌ یک‌ شاگرد سنی‌ داشت، این‌ بالاخره‌ می‌خواست‌ برود کردستان‌ و کرمانشاه، این‌ با پدر من‌ خداحافظی‌ کرده‌ علاقه‌ به‌ پدر من‌ داشت، رفت، پدر من‌ آمد ایران‌ و رفت‌ مشهد، و این‌ عالم‌ جلیل‌القدر گفته‌ بود در برگشت‌ قافله‌ ما غروب‌ رسید کرمانشاه، من‌ خیلی‌ وحشت‌ کردم‌ که‌ حالا چه‌ می‌شود، آن‌ وقت‌ وضع‌ کرمانشاه‌ وضع‌ کردستان‌ روی‌ قاعده‌ شیعه‌ و سنی‌گری‌ خیلی‌ بد بود، می‌گوید دیدم‌ ناگهان‌ اتفاقی‌ آن‌ شاگرد من‌ پیدا شد، خیلی‌ با من‌ گرم‌ گرفت‌ و بالاخره‌ با زور و رودربایستی‌ من‌ را برد خانه‌ خیلی‌ هم‌ خدمت‌ کرد به‌ من، بعد آخر شب‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا ما یک‌ جلسه‌ای‌ داریم‌ شما بیاید برویم‌ توی‌ این‌ جلسه، گفتم‌ می‌آیم، می‌گوید مرا بردند توی‌ آن‌ جلسه، مرحوم‌ آقا نجفی‌ گفتند، پدرم‌ می‌گفتند وقتی‌ نشستم‌ توی‌ جلسه، دیدم‌ این‌ سبیل‌ گُنده‌ها، سبیل‌ کشیده‌ها دارند می‌آیند، تعجب‌ کردم، چه‌ خبر است، یک‌ وقت‌ مَنقَلی‌ پر از آتش‌ که‌ آتش‌ زغالی‌ که‌ اَلُو  داشت، این‌را هم‌ آوردند، یک‌ مجمع‌ را هم‌ آوردند گذاشتند روی‌ این‌ آتش‌ها، روی‌ این‌ منقل‌ می‌گوید من‌ تعجب‌ کردم، ترس‌ هم‌ من‌را گرفته‌ بود که‌ این‌ها چه‌ کار می‌خواهند بکنند، یک‌وقت‌ دیدم‌ یک‌ جوانی‌ زیر غُل‌ و زنجیر، آقای‌ نجفی‌ می‌گفتند پدر من‌ گفتند چون‌ من‌ همدانی‌ها را می‌شناختم‌ این‌ قیافه، قیافه‌ همدانی‌ بود، بالاخره‌ آوردندش‌ زیر غُل‌ و زنجیر، یک‌ سفره‌ چرمی‌ هم‌ پَهْن‌ کردند، او را نشاندند روی‌ سفره‌ چرمی‌ و یک‌ کسی‌ با یک‌ ضربت‌ گردن‌ آن‌را زد، آن‌ مجمع‌ که‌ داغ‌ بود گذاشتند روی‌ گردن‌ این‌که‌ خون‌ بیرون‌ نیاید، غُل‌ و زنجیرها را هم‌ باز کردند این‌ هی‌ دست‌ و پا می‌زد این‌ها هم‌ قاه‌ قاه‌ می‌خندیدند، گفت‌ من‌ غش‌ کردم‌.

 بالاخره‌ قضیه‌ تمام‌ شد و من‌ در حال‌ غش‌ بودم، کم‌کم‌ مَرا به‌ هوش‌ آوردند اما آن‌ موقعی‌ که‌ نزدیک‌ بود به‌ هوش‌ بیایم‌ می‌دیدم‌ با هم‌ زمزمه‌ دارند، این‌ شیعه‌ است‌ این‌را هم‌ بیایید دومی‌اش‌ باشد، آن‌ طلبه‌ می‌گفت:‌ نه‌ بابا من‌ درس‌ پیش‌ ایشان‌ خواندم، این‌ از آن‌ سنی‌های‌ داغ‌ است‌ معلم‌ من‌ بوده، بالاخره‌ من‌ را نجات‌ داد، آمدیم‌ خانه، وقتی‌ من‌ حال‌ آمدم، این‌ طلبه‌ به‌ من‌ گفت:‌ آقا من‌ سنی‌ هستم، اما مُرید شما هستم، می‌دانید شما را خیلی‌ دوست‌ دارم، نمی‌خواستم‌ ناراحتتان‌ کنم، اما بُردم‌ آن‌جا یک‌ پیام‌ بدهیدبه‌ علمای‌ نجف‌ و پیام‌ این، که‌ شما عُمَرکُشون‌ کنید ما هم‌ این‌جور می‌کنیم،‌ ما رسم‌مان‌ است‌ یک‌ شیعه‌ را یک‌ جایی‌ پیدا می‌کنیم‌ زندانی‌اش‌ می‌کنیم‌ غُل‌ و زنجیر می‌کنیم‌ تا شب‌ چهارشنبه، شب‌ چهارشنبه‌ همه‌ ما جمع‌ می‌شویم‌ برای‌ رضایت‌ خدا، قربة الی‌ الله این‌را می‌آوریم‌ و این‌ بلا را به‌ سرش‌ می‌آوریم‌ که‌ تو دیدی.»

...................................................................

این کتاب و این کلیپ را حتما ببینید

 

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

 

ناگفته های یک مادر سزارینی

وای خدایا چی کار کنم؟ حالم خیلی بده! کمرم سِرشده ولی خیلی درد داره. حالا وقتی بچم رو آوردن چه جوری بغلش کنم؟ چه جوری شیرش بدم؟

تو همین حال و هوا بودم که نوزادم روآوردن، نازی چقدر خوشگله.. چه سفید و توپولوهه...

خیلی دلم می خواست بغلش کنم ولی نباید از جام تکون میخوردم چون سردردهای بعد از سزارین به خاطر همین تکون خوردن هاست .به خاطر سردردشم نبود اصلاً نمیتونستم بلند بشم، انگار کمرم داره می شکنه.
کاشکی این بچه رو من به دنیا نیاورده بودم همین جوری بدون هیچ دردی میدادن بهم.

 وای خیلی گریه می کنه چی کار کنم کاشکی می تونستم بهش شیر بدم.

خلاصه با درد زیاد موفق شدم بچم رو بگیرم و بهش شیر بدم ولی حتی یک قطره هم شیر ندارم؛ چی کار کنم. خدایا چه اشتباهی کردم؛ یکی نبود بهم بگه  چه وقت بچه دار شدنت بود!!
هیچ کس درکم نمیکرد حتی مامانم . مامانم بهم می گفت: دختر خوب، ما 5 تا بچه آوردیم یک آخ هم نگفتیم چقدر لوسی! نگاه کن این خانم رو ، این هم تازه زایمان کرده ولی نق نمیزنه مثل تو ، خیلی هم خوشحاله و با خنده نشسته به بچش شیر میده.

خیلی حسودیم شد. بهش خانمی که کنار تختم بود گفتم: خوش بحالت! چه سرخوشی،درد حالیت نیست؟

گفت: چرا سر خوش نباشم مثل اینکه مادر شدم ها! 4 ماه منتظر چنین لحظه ای بودم.

 خوب منم 9 ماه انتظار کشیدم آخه چطوری میشه بعد یه عمل جراحی با این همه درد خوشحال و سر حال بود.

دوباره بهش گفتم: معلومه! لابد پول بیشتری دادی و دکتر بهتری بالا سرت بوده و عملت کرده؟

ولی نه انگار اشتباه کرده بودم، خوب منم کلی پول داده بودم که دکتر خودم عملم کنه! بخشکه شانس!

با افتخار بهم گفت: من طبیعی زایمان کردم . تازه اصلا کسی بالا سرم نبود هر یک ساعت یه پرستار میومد بهم سر می زد، آخراش که خیلی دردم گرفت یه دکتر یه نمی شناختمش اومد آمپول ضد درد بهم زد . خدائیش دردم خیلی کم شد و یکی دو ساعت دیگه هم بچم به دنیا اومد.

خیلی حس خوبی بود قبل از اینکه حتی نافش رو هم بزنن دادنش بغلم، قشنگترین لحظه زندگیم بود..

تو دلم یه آهی کشیدم و بهش گفتم: خوش بحالت کاشکی منم طبیعی زایمان کرده بودم، الحق که هر چیزی طبیعی و همونطور که خدا مقدر کرده خوبه.

الکی این همه پول خرج کردم...

مادر هم اتاقیم داغ دلمو تازه کرد و گفت: نمی خوام بترسونمت ولی حالا مونده! کمر دردت همیشه باهاته مخصوصاً آمپول های بی حسی که به کمرت زدن، واقعا آدم رو از پا میندازه، بچه داری خیلی سخت میشه با این کمر درد. خودش میگفت  بچه آخرش اورژانسی شده بوده و مجبور شده سزارین کنه.

همش تقصیره اون خانمه بود، همون روز که رفته بودم پیش دکترم، قبل از اینکه نوبتم بشه داشت به کنار دستیش می گفت: من میخوام سزارین کنم! چیه طبیعی درد داره! آدم جونش بالا میاد تا بچه به دنیا بیاد! راحت میری اتاق عمل بی حس میشی و دردی  رو نمیفهمی.

مثل اینکه اولین بچش بود و از درد و عواقب جراحی سزارین خبر نداشت. منِ ساده هم فکر کردم لابد تجربه داره دیگه ، خواستم کلاس بزارم به همه بگم سزارین شدم.

ای خدا... خبر نداشتم از عواقبش و اینکه چقدر به نفعم بود طبیعی ،تازه شنیدیم که زایمان های طبیعی بدون درد هم خیلی زیاد شده.خوش به حال هم اتاقیم.

 من از درد و فکر و خیال و پشیمونی خوابم نمی بره ولی اون راحت درداش تموم شد، بچشو  سیر کرد و بلند شد راه رفت، به سرو وضعش رسید بعدش گرفت خوابید.

حالا اینا که هیچی، دکتر میگفت: کسایی که سزارین میکنن تا 3 روز شیرشون کمه ،از طرفی کلی پول ازمون گرفتن طلاهامو فروخته بودم که خیر سرم پول عمل رو بدم که راحت باشم ولی حالا...

پول رفت، جونم رفت، حس مادریم رفت، همه اینا به کنار این شکم گنده بخیه خوردم  رو چیکار کنم؟

تو همین فکر بودم که تلویزیونی که تو اتاق بود یک گزارش پخش کرد:گزارشی که افسوس میخوردم که کاشکی زودتر میدیدم.

پژوهشی روی فرزندان سزارینی در کانادا انجام گرفته که نتایج تامل برانگیزی به همراه داشته به طوری که این افراد ۵۰ درصد بیشتر از نوزادان متولد شده در زایمان طبیعی به آسم، ۲۵ درصد به دیابت و ۲۰ درصد به چاقی و بیش فعالی مبتلا می شوند و این در حالی که آمار سزارین در این کشور نصف میزان سزارین در ایران هم نیست.

تخت بغلیم یه کتابی دستم داد و گفت این کتاب خیلی بهم کمک کرد. تو هم بخون انشالله واسه بچه های بعدیت به درد میخوره. با نگاهی نا امیدانه کتاب رو گرفتم و خوندم.تو بخش هایی از کتاب اومده بود:
از آنجا که عمل سزارین یک عمل جراحی است، می‌تواند برای مادر عوارضی داشته باشد. برخی از این عوارض عبارتند از:

۱- افزایش احتمال عفونت رحم

۲- افزایش میزان خونریزی

۳- خطرات ناشی از بیهوشی

۴- احتمال عفونت محل بخیه‌ها

۵- احتمال ایجاد یبوست به دلیل استفاده از داروهای بیهوشی

۶- طولانی‌تر بودن مدت استراحت و بستری شدن در بیمارستان

۷- دردهای لگنی و چسبندگی بیشتر

۸- بروز لخته‌های خون در پاها یا لگن بعد از جراحی

۹- احساس خستگی و خواب آلودگی بیشتر مادر به علت مصرف داروهای بیهوشی

۱۰- افزایش احتمال افسردگی، احساس شکست، ناامیدی و دلسردی مادر پس از زایمان

۱۱- عوارض و مضرات احتمالی داروهای بیهوشی روی جنین

۱۲- افزایش احتمال ایجاد مشکلات تنفسی در نوزاد

۱۳- افزایش میزان مرگ و میر شیرخواران نسبت به نوزادانی که با زایمان طبیعی متولد شده‌اند

۱۴- افزایش احتمال یرقان در نوزاد ۱۵- افزایش احتمال سکته مادر.

شاید بتوان گفت دغدغه بیشتر زنان باردار این است که کدام روش زایمان (طبیعی یا سزارین) را برای خود انتخاب کنند و کدام یک عوارض کمتری دارد.

به طور کلی زایمان طبیعی یک فرایند کاملا طبیعی است که نسبت به زایمان سزارین مزایای بیشتری دارد. این مزایا عبارتند از:

۱- خطرات زایمان و عوارض بیهوشی در این زایمان وجود ندارد.

۲- درصد ابتلا به عفونت در مادر بسیار کمتر است.

۳- طول دوره بستری شدن و استراحت بسیار کمتر است و مادر می‌تواند به زودی در کنار خانواده از فرزندش مراقبت کند.

۴- حجم خونی که مادر از دست می‌دهد، بسیار کمتر از زایمان سزارین است.

۵- مادرانی که زایمان طبیعی می‌کنند، خیلی زودتر به تناسب اندام می‌رسند.

6- رابطه زایمان طبیعی و سیستم قلبی عروقی، گردش خون، تنفس و هوشیاری نوزاد

7-    وقتی رشد جنین کامل می شود آنگاه زایمان طبیعی انجام می شود.

8 - وقتی زایمان به صورت طبیعی انجام می گیرد، مایع آمنیوتیک از ریه نوزاد خارج شده و بدین ترتیب مشکلات تنفسی در نوزاد کاهش می یابد.

9-    زمانی که مادر به صورت طبیعی زایمان کند، نوزاد از مجرای زایمان عبور می کند، باکتری های محافظت کننده را برمی دارد. این باکتری ها وارد روده نوزاد می شوند و سیستم ایمنی را شکل می دهند.سیستم قلبی عروقی جنین را تحریک می کند و باعث گردش خون بهتر و آماده سازی او برای تولد می گردد.

10-    در طی زایمان طبیعی، نوزاد از امواج هورمونی در کاتکول آمین ها استفاده می کند. این هورمون ها باعث می شوند نوزاد هوشیار شود و با مادر خود ارتباط برقرار کند.

11-    هورمون اندورفین در جفت و بندناف موجود می باشد. این هورمون باعث می شود نوزاد بتواند خارج از رحم زندگی کند و راحت تر زایمان رخ دهد.

12-    نوزادانی که با زایمان طبیعی به دنیا می آیند، دارای علاقه بیشتری در انجام رفتارهایی مانند مکیدن و گرفتن سینه مادر می باشند.

13-    تحقیقات نشان داده کودکانی که با زایمان طبیعی به دنیا می آیند، 20 درصد کمتر دچار بیماری دیابت نوع یک می شوند.

14-    زایمان طبیعی نسبت به سزارین باعث می شود که نوزاد بر استرس غلبه بیشتری داشته باشد.

 به قلم؛ ز . الوانی

----------------------------------------

گزارش شبکه خبر در رابطه با زایمان طبیعی را در اینجا ببینید

گزارش رادیو صدا را در اینجا گوش دهید گوش دهید

ببینید

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

 

ازدواج آسان و بلوغ زودرس جنسی/بخش اول

هشدار! فرزندتان را قبل از 20 سال همسر دهید

بالا رفتن سن ازدواج پدیده ای است که امروزه صدای همگان را درآورده است. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که اکثر بزهکاری های اجتماعی و فساد ها، ناشی از عدم ازدواج جوانان و یا ازدواج های ناموفق است.

فرض کنیم؛ نوجوان پسری به علت های مختلفی مانند ترویج بی بند باری از طریق ماهواره و اینترنت و دیدن صحنه های تحریک آمیز در کوچه و خیابان، در سن 12 سالگی و حتی 10 سالگی دچار بلوغ زودرس می شود، از طرفی دیگر بنابر شرایط عرفی غلط، بسیاری از خانواده ها و دوستان در گوش این نوجوان می خوانند که باید در سن 30 سالگی ازدواج کند؛ در واقع فاصله بین بلوغ جنسی این فرد تا ازدواج او 20 سال به طول می انجامد!

با این فرض که جامعه آماری آن بسیار زیاد است، یک سوال بسیار مهم و اساسی پیش می آید:

این جوان نیاز طبیعی جنسی و عاطفی خود را چگونه و از چه طریقی طی 15 الی 20 سال بر طرف می کند؟

دو فرض عمده برای پاسخ به این سوال وجود دارد: اول اینکه  این جوان با سرکوب نیاز جنسی خود سعی دارد به رفتارهای نامتعارف جنسی روی نیاورد، در این فرض که جامعه آماری آن بسیار اندک است، مقاومتی مقطعی برای فرد رخ می دهد، که ناخودآگاه این فرد را دچار فشارهای روحی و روانی می کند، حجت الاسلام محسن قرائتی در همین رابطه می فرمود:" 14هزار بیمار روانی در تهران داریم که به خاطر تنهایی بیمار شده‌اند". اولین نیاز بشر، اکسیژن؛ دومین نیاز آب و سومین نیاز لباس است و طبق فرمایش قرآن، همسر لباس است." در واقع به نوعی این افراد همیشه در حال تحمل یک رنج و سختی هستند.

فرض دوم این است که این جوان نمی تواند نیاز جنسی خود را کنترل نماید و معمولاً با رفتارهای نامتعارف جنسی به مسائل غیر اخلاقی روی می آورد، مسائلی که عوارض ناشی از آن مدت ها بر زندگی فرد اثر گذار است.

فراموش نکنیم، شرایط امروز با جامعه دیروز تفاوت بسیار چشمگیری دارد، نوجوانی که از خانه به مدرسه می رود با صدها وسیله های اغواکننده مورد تهدید قرارمی گیرد و همانند باروتی است که تنها به یک جرقه نیاز دارد؛ جرقه هایی که به راحتی در پوشش ماهواره، فضای مجازی، شبکه های اجتماعی موبایلی، خانم های بدحجاب و حتی در گوشی همراه نوجوانان در حال آتش افروزی است.

متأسفانه بسیاری از کارشناسان و مسئولین به علت های مختلف و شاید حیایی بی مورد از اوج فاجعه جنسی در مدارس صحبتی به میان نمی آورند.

برای اثبات این قضیه می توان گفت وگوی دانش آموزان در یک زنگ تفریح را ضبط کرد و یا با چند نوجوان در مورد مسائل جنسی صحبت کرد، آن زمان است که متوجه خواهیم شد که اگر این موضوع مدیریت نشود تا چه حد می تواند آینده جوانان ما را به خطر بیندازد.

*باید چه کار کرد؟

برای کنترل و هدایت این موضوع تنها راه ازدواج به هنگام و صحیح است. ازدواجی که بنا بر دستور اسلام باید در همان ابتدای نیاز جنسی صورت بگیرد. نظر اسلام این است: زمانی که فرد احساس می کند که می خواهد به گناه بیفتد باید ازدواج کند و اگر این عمل را به تأخیر بیندازد، ترک واجب، یعنی حرامی را مرتکب شده است.

در روایات اسلامی آمده است پیامبر(ص) وقتی جوانی را می دید از او دو سوال می پرسید یکی اینکه ازدواج کردی؟ و دیگر اینکه شغلی داری؟ اگر پاسخ می شنید نه، پیامبر می فرمود : "سقطت عن عینی" از چشمانم افتادی .

مفتخریم در دین اسلام تأکید فراوانی بر ازدواج آسان شده است. روایت شده است روزی دختری در مسجد نزد رسول خدا آمد و به حضرت فرمود: می خواهم ازدواج کنم، حضرت بعد از نماز دو جوان را که از قبل شناخت داشت به آن دختر معرفی می کند و به دختر می گوید: یکی را انتخاب کن، آن دختر هم یکی از آن دو جوان را  انتخاب می کند و حضرت همانجا خطبه عقد آن دو جوان را می خواند.

این روایت نشان می دهد که ازدواج باید به راحتی و با کمترین دردسر صورت گیرد تا این نیاز طبیعی انسان، کنترل و در راه صحیح قرار گیرد.

همچنین رهبر معظم انقلاب تأکیدات زیادی بر ازدواج آسان، صحیح و به هنگام دارند ایشان در سخنانی فرمودند:

"اسلام اصرار دارد بر این که این پدیده در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است، هر چه زودتر بهتر. زود که می گوییم یعنی از همان وقتی که دختر و پسر احساس نیاز می‌کنند به داشتن همسر؛ هر چه این کار زودتر انجام بگیرد، بهتر است. علت چیست؟ علت این است که اولاً برکات و خیراتی که در امر ازدواج وجود دارد در وقت خود و زودتر از این که زمان بگذرد و عمر تلف بشود، برای انسان حاصل خواهد شد. ثانیاً جلوی طغیانهای جنسی را می‌گیرد. لذا می فرماید: «من تزوّج احرز نصف دینه».طبق این روایت معلوم می‌شود که نصف تهدیدی که انسان درباره‌ی دین خود می‌بیند از طرف طغیانهای جنسی است که خیلی رقم بالایی است." بیانات در خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 9/12/1380

البته باید به این نکته توجه کرد که مراد از ازدواج زود و به هنگام به معنای توجه کامل به خواسته های نوجوان و عشق های زودرس ناپخته این دوران همراه نباشد. بلکه این ازدواج زود در صورتی موفق است که با معیارهای اسلامی، سنتی و با انتخاب درست همراه باشد.

در واقع هراس جوانان امروز از ازدواج ناشی از حس گریز از مسئولیت و همچنین ایجاد سنت های غلط و دست پا گیر است.

در یادداشت بعدی عوامل ترس جوانان از ازدواج، سنت های غلط، و همچنین علت های گریز از مسئولیت جوانان بازگو خواهد شد.

--------------------------------------

همین مطلب در طنین یاس، دانا حرف تو، خراسان،شاخه طوبی


برچسب‌ها: ازدواج
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

کدام یک شگفتی شما را بر می‌انگیزد؟

این؟

یا این؟

 

دیگر عکس ها را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

در کلام امام خامنه‌ای:

 

چه زمانی تایر انسان در میرود؟!

 

 

 انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنین تدبر در ادعیه‏ی مأثوره‏ای که اعتبار دارد- مثل صحیفه‏ی سجادیه و بسیاری از دعاها- در تعمیق معرفت دینی خیلی نقش دارد. تعمیق معرفت دینی خیلی مهم است. یک‏وقت یک کسی همین‏طور روی احساسات، در نماز جماعت هم ممکن است شرکت کند، در اعتکاف هم شرکت کند، در مجلس عزای حسینی هم شرکت کند، در فلان تظاهرات دینی هم شرکت کند، اما این معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ لذا سر یک پیچی، سر یک دست‏اندازی، یکهو می‏بینید که از جا در می‏رود؛ این به خاطر این است. ما نظائرش را زیاد دیدیم. توی همین مجموعه‏های انقلاب، اوائل انقلاب کسانی بودند که از ماها که ریش داشتیم و عمامه داشتیم و این‏ها، به نظر می‏رسید که این‏ها متدین‏تر و مقیدتر و پابندتر و نسبت به دین متعصب‏ترند؛ بعد یک‏وقت- همان طوری که عرض کردم- یک دست‏اندازی پیش آمد، یکهو دیدیم تایرش در رفت! خوب، پیداست که چفت‏وبست محکمی نداشته. بنابراین تعمیق معرفت دینی، خیلی مهم است؛ انس با معارف اسلامی، خیلی مهم است.

این هم یک بخش کار فرهنگی است که باید ترویج شود. این‏ها متولی می‏خواهد، متولی‏اش هم شمائید؛ هیچ‏کس دیگر نیست. یعنی شما مدیران و رؤسای گروه‏های تحقیقی، متولی این کار هستید. این کار را نمی‏شود به شکل اداری درست کرد و مثلًا تزریق کرد به یک مرکز علمی و محیط علمی؛ این را باید بنشینید برایش فکر کنید؛ این‏ها خیلی مهم است.

بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌1388/11/13

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

علت جذابیت فیلم های ده نمکی چیست؟

شاید برای بسیاری سوال باشد که چرا فیلم‌های مسعود ده‌نمکی تا این حد با استقبال مردم مواجهه می‌شود؟ به طوری که تمامی فیلم‌های این کارگردان از اخراجی های 1 که رکورد سینمای ایران را شکست تا رسوایی و معراجی ها، همگی با استقبال مردم مواجه شد.

کارشناسان احتمالات زیادی را برای فروش بالای آثار ده نمکی میشمارند که در ادامه برخی از این احتمالات بیان میشود:

موضوع فیلم؟

برخی بر این باورند که ده نمکی موضوعات  بدیعی را انتخاب میکند اما مخالفین پاسخ می‌دهند که موضوعات بسیار  جذاب دیگری در سینما وجود دارد اما باز هم تا این حد مورد استقبال قرا نمی‌گیرد.

پر بازیگر بودن فیلم؟

عده ای دیگر مدعی هستند که علت فروش‌ بالای فیلم های ده‌نمکی تعداد زیاد بازیگران مطرح است که باز هم این سوال مطرح می‌شود که در فیلم های زیاد دیگری، تمام ستاره ها دور هم جمع می‌شوند اما باز هم فروششان به فیلم های ده نمکی نمی‌رسد و از طرفی فیلم سینمایی رسوایی ومعراجی ها از ستاره های بسیار کمی برخوردار بود اما باز هم موفق ظاهر شد.

حمایت دولتی و ارگانها؟

جمعی دیگر می‌گویند که چون برخی ارگان ها و دولت می‌خواهد فیلم های ده نمکی به فروش برود در تبلیغات و... کمک می‌کنند. اما باز هم این سوال مطرح می‌شود که کدام حمایت؟! هیچ گاه تهیه کننده فیلم های ده نمکی ارگان و یا سازمانی نبوده است و از طرفی دیگر بسیاری از فیلم ها بلیط نیم بها یا حتی رایگانش را به برخی ارگان ها میدهند تا بین کارکنان توزیع کنند، اما آن فیلم ها هیچ گاه تا این حد مورد استقبال قرار نگرفت؛ اما به فیلم های ده نمکی هیچ گاه حتی تخفیف هم داده نشد و از آن طرف تلاش هایی برای زمین زدن فیلم، مانند پخش نسخه غیر رسمی همزمان با اکران همان فیلم در سینما صورت گرفت، اما باز مانع نشد که فیلم ده نمکی رکوردار نباشد.

 براستی راز موفقیت فیلم های ده نمکی چیست؟

درست در زمانی که برخی از اهالی سینما و روشنفکران، شعار دوری مردم از مذهب و دفاع مقدس را می‌دادند و با این ادعا که دیگر سینمای دفاع مقدس تازگی ندارد، به زیر پا انداختن ارزش ها روی آوردند، مسعود ده نمکی فیلیمی با مضمون دفاع مقدس ساخت که با استقبال بی نظیر در سینمای ایران مواجهه شد.

درست است که موضوعات فیلم های ده نمکی جذاب است اما فراتر از جذابیت، "نوع نگاه" ده نمکی به فیلم و "صراحت"و واقع بینی" او باعث شده بود تا مردم با فیلم های او احساس نزدیکی کنند. ده نمکی سعی می‌کند در تمام فیلم هایش نه فقط نقطه سیاه و سفید بلکه تمام ابعاد و سلائق مختلف را به نمایش بگذارد؛ نشان دادن افراد خاکستری،  قشر ها و سلیقه های مختلف در کنار هم، بیانگر واقعیتی از جامعه است که بسیاری از فیلم سازان از بیان آن هراس دارند.

به زبان ساده تر  ده نمکی با ظرافت و هنرمندی هم انسان بد و بدتر را نشان میدهد هم انسان خوب و خوبتر هم ریا کار را نشان می‌دهد هم فرد مذهبی را. در حالی که بسیاری از فیلم ها یا فقط فرد ریا کار را نشان می‌دهند اما الگوی خوب معرفی نمی‌کند و یا فقط شخصیت منفی  را در کنار مثبت نشان می‌دهد.و مطمئناً در این میان ناخود اگاه به افرادی توهین می‌شود.

نکته قوت فیلم های ده نمکی "بیان ظریف انتقادات همراه با راه حل" است. ده نمکی سعی نمی‌کند فقط در فیلم هایش نق بزند بلکه سعی دارد با نشان دادن گرده، راهکار حل مشکل را بیان کند.

"امید" و"همدلی" دو عنصر مهمی است که ده نمکی در تمامی فیلم های خود رعایت میکند. برخی فیلم های دیگر هم شاید سعی نمودند امید و همدلی را به نمایش بگذارند اما با برچسب شعاری بودن فیلم مواجه شدند.اما ده نمکی افراد جامعه را در کنار تمام اختلافات، به مشترکات می‌رساند و کاری می‌کند که  بیننده خود به این نتیجه برسد،  نه اینکه به زور سعی داشته باشد امید و همدلی را به مخاطب بقبولاند.

شاید عاملی که بسیاری از منتقدان از درک آن عاجز هستند"عنایت شهدا" به آثاری باشد که از روی "اخلاص"  بیان می‌شود.عاملی که بدون شک در موفقیت آثار مسعود ده نمکی دیده می‌شود.

البته یقیناً نکات دیگری در عامل موفقیت فیلم های ده نمکی وجود دارد که بهتر است در بیان خود این کارگردان مطرح شود.

امید است برخی دیگر از فیلم سازان با نگاهی به دور از حسادت به نوع نگاه ده نمکی و واقع بینی او در فیلم هایش، بتوانند استقبال عموم مخاطبان مردم عزیزمان را به همراه داشته باشند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن این مطلب به معنای عدم تولیدات فاخر دیگر فیلم سازان محسوب نمی‌شود.بلکه عوامل موفقیت در فیلم های ده نمکی از نگاه نگارنده است.

هم‌اکنون سریال معراجی ها آخرین اثر مسعود ده نمکی ساعت 22:15 از شبکه یک سیما در حال پخش است.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

اینجا غزه است شهری که کودکانش با صدای سوت بمب های اسرائیلی خو گرفته اند و هیچ گاه کلمه امنیت را درک نکرده اند.

آمریکایی که برای کشته شدن یا به خطر افتادن فلان حیوان بیانیه صادر میکنند و در رسانه هایشان برای مدل مو فلان بازیگر برنامه میگذارند در مقابل کشته شدن این کودکان بی گناه سکوت کرده اند/ البته نباید به آنها خرده گرفت چرا که غرب علناً حمایت خود از رژیم صهیونیتی را اعلام کرده است.

تصاویر زیر برگی از جنایات صهیونیست است که با حمایت آمریکا و انگلیس صورت گرفته است.

این تصاویر تقدیم میشود به تمامی آنهایی که آرزوی تعامل با آمریکا را در ذهن خوئد مرور می‌کنند.

 برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید


برچسب‌ها: فلسطین, عکس, کودک
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

انتقادی به  "ارزش های خبری" رسانه ها:

آسیب دیدگی کمر بازیکن برزیل یا سوازنده شدن یک نوجوان فلسطینی؟

کدام یک دلخراش تر است؟

اینکه یک بازیکن فوتبال بر اثر یک اتفاق دچار آسیب دیدگی شود و بازی بعدی تیمش را از دست بدهد آنقدر ارزش خبری دارد، که خبر زنده سوزاندن یک نوجوان فلسطینی و ضرب شتم شدید نوجوانی دیگر، در صدای برنامه جام بیستم گُم شود.

سیاست کثیف اکثر رسانه های قدرتمند  این است که هر گروه یا جریانی که ثروت بیشتری دارد، فردی را مشهور جلوه می‌دهد و بعد به بهانه ارزش خبریِ "شهرت"، اخبار آن فرد را در صدر رسانه خود قرار می‌دهد. تا جایی که رنگ لباس و کفش این فرد هم یکی از دغدغه های اصلی رسانه ها می‌شود.

در این صورت حمله نظامیان صهیونیست به نوجوان فلسطینی دیگر ارزش خبری چندانی ندارد چرا که نه آن نوجوان شخصیتی مطرح بوده و همچنین این اتفاق برای مردم تکراری شده است و به عبارتی " تازگی" ندارد.

حتی زنده زنده سوزانده شدن نوجوان فلسطینی نیز آنقدر "شگفتی" ندارد چرا که از دو سال پیش تا کنون، نه یک جوان بلکه صدها تن در میانمار زنده زنده سوزانده می‌شوند.

درد این نیست که چرا رسانه های غربی این رویه را پیش گرفته اند، بلکه فلسفه ایجاد رسانه آنها این سیاست را دنبال می‌کند، درد این است که چرا در رسانه‌های داخلی اعم از خبرگزاری ها روزنامه ها و برنامه ی صدا و سیما، آتش رویداد های جام جهانی کاغذ خبرهای نوجوان فلسطینی را می‌سوزاند!

نمیدانم چه کسی با چه هدفی ارزش های خبری را این چنین چیده است اما این را می‌دانم وقتی رسانه ای  قوی باشد براحتی می‌تواند حقایق را پنهان کند در واقع رسالت  رسانه ای که باید روشنگری کند تغییر میکند و  دقیقا "تیره گری" می‌نماید.

البته انتظار زیادی از رسانه ها نمی‌رود چرا که آن‌ها خیلی وقت است که برای پیشرفت ظاهری ،احساس کردند که دقیقا باید جای پای  رسانه های غربی ها بگذارند و خود را توجیه کردند که «ما فقط سبک را از آنان می‌گیرم و خود محتوای مفید در آن می‌گنجانیم»

اما دریغ از اینکه کمی به مغر مبارک فشار بیاورند و بگویند که که چرا خود، ارزش های خبری را تعیین نکنیم..

هیچ کس با خود نگفت که آیا می‌شود فلان ارزش خبری را زیاد و حذف کرد.

شاید برای همین است که رسانه ها حرف های پخته یک دانش آموز پیرامون راهکارهای مقابله با جنگ نرم را نادیده میگیرد و ترجیح می‌دهد حرف های کلیشه ای فلان مسئول مشهور را تیتر اول رسانه خود قرار دهد.چرا که اصل " شهرت" یکی از ارزش های خبری است و دقیقاً با روایت حضرت علی(ع)‌تناقض دارد که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال (ببین چه چیزی می‌گوید نه اینکه چه کسی می‌گوید.

هیچ کس سعی نکرد روش های انتقال پیام را از آیات و روایات استخراج کند تا ما با سبک جدیدی در خبر، گزارش،نامه، داستان و...آشنا شویم.

وقتی در روز شهادت و ولادت ائمه، تنها پیام تسلیتی یا ولادتی را در گوشه صفحه روزنامه میبینیم..

 وقتی  مطالب اخلاقی و اعتقادی جایی در صفحه اول روزنامه و یا خبرگزاری‌ها ندارد...

وقتی سخن رهبرمعظم انقلاب را فقط فردایش در روزنامه‌ها یا خبرگزاری‌ها می‌بینم و از پس‌فردایش دیگر سخنی از آن مشاهده نمی‌کنیم

عمق فاجعه را متوجه میشویم.

متسافانه برخی رسانه های ارزشی که قصد و هدف خیری را در نبرد رسانه ای دنبال میکردند به علت تبعیت کورکورانه از روش های رسانه های غیر ارزشی، و نیفزدون پیوست فرهنگی، از هدف اصلی خود بازماندن و آرام آرام دچار دگرگونی و تغییر در ارزشها شدند.

باز هم باید صدا را بلند کنیم و بگوئیم "ای علمای رسانه به داد اسلام برسید"

 

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

مقایسه امنیت زنان در متروی تهران و لندن+عکس

 

دو عکس زیر را با یکدیگر مقایسه کنید:

مترو لندن:

محافظ جالب

در این عکس خانمی از میله های آهنی برای حفاظت از آزار و اذیت مردان استفاده کرده است.

 

مترو تهران:

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- این مطلب تقدیم میشود به کسانی که حجاب را محدویتی غیر قابل تحمل میدانند! و آرزوی غربی شدن را در خیال خود مرور میکنند!

2- مگر برخی نمیگویند که اگر  محدودیت حجاب باشد مردان حریص تر میشوند؟! پس چرا در لندن با وجود آزادی پوشش زنان از این محافظ های خنده دار استفاده مینمایند؟!!

3-خدا را شکر کنیم که در کشوری زندگی مینمائیم که قوانینش منطبق با کتاب آسمانی است.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

به جای ثبت نام برای اعزام به سوریه، اسلام ناب را تبلیغ کنیم

 

 ((مسلمانان لندن در پاسخ به توهین به رسول الله (ص) بیش از ۱۱۰٫۰۰۰ جلد ترجمه قرآن و سیره رسولش را در میان غیرمسلمانان لندن توزیع کردند.))

 

با شدت گرفتن حملات گروه‌های تکفیری در سوریه، عراق و دیگر کشو‌رهای منطقه، بسیاری از جوانان ایرانی با پر کردن فرم و پوشیدن کفن، آمادگی خود را برای اعزام و نبرد با این دشمنان اعلام می‌نمایند.

فارغ از اصل این اقدام که در نوع خودش قابل ستایش است باید گفت، که این اقدامات به صورت نمادین صورت می‌گیرد چرا که پیش از این ثبت نام‌هایی از سوی آحاد مردم برای اعزام به سوریه، فلسطین و دیگر کشو‌های مورد حمله از سوی غرب انجام شده، اما هیچگاه اعزامی صورت نگرفته است، چرا که اگر نیاز به حضور فیزیکی مردمی باشد و سیاست های نظام با آن مخالفتی نداشته باشد اعلام عمومی خواهد شد و هموطنان می‌توانند در حل بحران کمک نمایند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب، مرداد ماه سال 90،  در زمان بحران قحطی در کشور سومالی، ضمن کمک مالی به این کشور، مردم ایران را به کمک فراخواند.

حال باید دید که در زمان حمله وحشیانه گروه های تکفریری به سوریه و عراق وظایف مسئولین مردم و صاحبان رسانه چیست؟

در ابتدا باید مسئله را موشکافی کرد تا راه مقابله با آن را بدست آورد؛ حمایت آمریکا و صهیونیست از این گروه های تکفیری امری غیر قابل انکار است به طوری که خود کشورهای غربی و برخی از کشورهای عربی به طور صریح حمایت خود را از این گروه ها اعلام کرده اند و این جنایات را خیزش های مردمی می‌نامند. به طور کلی آمریکا 6 هدف را برای حمایت از این گروهک ها دنبال می‌کند:

1-      ایجاد تفرقه و نفاق  بین مسلمانان

2-      سرگرم کردن مسلمانان به یکدیگر و دوری اذهان از مسئله فلسطین و تبلیغات ضد اسلامی

3-      مانور رسانه ای برای معرفی تکفیری‌ها به عنوان نماد مسلمانان جهان

4-      ترساندن کشورهای مسلمان از دوستی با انقللاب اسلامی ایران و تن دادن به خواسته های استکبار

5-      عدم توجه به جنایات صهیونیست

6-      به حاشیه بردن بیداری اسلامی

 

حال باید با توجه به اهداف دشمن راهکارهای مقابله با آن را ترسیم نمود که عبارتند از:

1-      ایجاد وحدت و دوستی بین مسلمانان

2-      توجه جدی به دشمن شناسی و مسئله فلسطین

3-      معرفی اسلام ناب محمدی در ابعاد مختلف و تفکیک آن با اسلام آمریکایی و وهابیت

4-      تقویت روحیه مقاومت در بین مردم و کشورهای اسلامی و معرفی انقلاب اسلامی ایران به عنوان نماد مقاومت وهمچنین بازگو کردن وضعیت نابسمان دولت‌های وابسته به استکبار و موفقیت‌های کشو‌رهای مقاومت در عرصه‌های علمی، نظامی فرهنگی و اجتماعی.

5-       بازخوانی جنایات آمریکا و صهیونست در کشورهای مختلف به خصوص فلسطین، افغانستان و عراق و پیگیری اخبار آن

6-      علت یابی پدید آمدن بیداری اسلامی و علل ناکامی آن در برخی از کشورها

همکنون جوانان غیور این مرز بوم که امکان حضور در متن درگیری به صورت فیزیکی را ندارند آیا بهتر نیست که قلم به دست گیرند و با هنرمندی گامی برای نابود کردن اهداف دشمن بردارند؟

درست است  اگر سیاست نظام بر این باشد که حضور فیزیکی در مناطق درگیری پیدا کنیم ،همه ما جونان قربت الی الله بدون هراسی به میدان نبرد می‌شتابییم،اما...

اما وقتی دشمنان غربی در رسانه هایشان مدام نشان می‌دهند که تکفیری ها جگر یک انسان را از تنش جدا می‌کنند و به دندن می‌گیرند و این را به نام اسلام معرفی می‌نمیاند وظیفه ما هم این است که برای مثال مطلب، پوستر یا کلیپی  را پیرامون شادی در اسلام را با هنرمندی در فضای مجازی و یا حتی گفتگوی های روزمره بازگو نمائیم.

 

((دانشجویان سنگاپور بیش از 3 هزار شاخه گل رز در میان مردم پخش کردند که به هر یک از این رزها نوشته‌ای الحاق شده بود که روی آن سخنانی در رابطه با صلح و عشق و همچنین توضیح کوچکی در رابطه با شخصیت دوست داشتنی حضرت محمد (ص) درج شده بود.))

 

چند روز پیش کلیپی از مسلمان شدن دختر استرالیایی دیدم که او از تصور ذهنی اش از مسلمانان میگفت، که قبل از اسلام آوردنش از مسلمانان متنفر بود چرا که خیال می‌کرد آنها  خشن هستند و هیچ شادی و خوشحالی در میانشان نیست، اما وقتی یک مسلمان را دید که چگونه محترم و خوشحال است و با خانواده خود چه محترمانه برخورد می‌کند به دیدش نسبت به اسلام تغییر پیدا کرد.

باید قبول کنیم که قدرت رسانه های بسیار قوی غرب مدام در حال مخفی نگه داشتن زیبایی های اسلام است و همواره چهره وهابیت را به عنوان نماد اسلام معرفی می‌نماید.هرچند با این همه تلاش دشمنان، با لطف و عنایت پروردگار موج بیداری اسلامی و الگو شدن ایران به عنوان نماد ابر قدرت در منطقه امید انسان برای پیروزی در نبرد نهایی را نوید می‌دهد.

 در ادامه سخن پرچم دار انقلاب اسلامی را که نوشته حقیر برگرفته از اشارات معظم له هست را می‌خوانیم:

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری:92/02/15

دنیای استکبار ۶۵ سال است که با همه‌ی وجود و توان سعی در این دارد که واقعیّت وجود رژیم صهیونیستی را بر ملّتهای مسلمان تحمیل کند و آنها را وادار به پذیرش این واقعیّت کند، و نتوانسته است. نگاه نکنیم به بعضی از کشورها و دولتها که حاضرند برای حفظ منافع دوستان بیگانه‌ی خود که دشمن اسلامند، منافع ملّی را زیر پا بگذارند یا منافع اسلامی را به فراموشی بسپرند؛ ملّتها مخالف حضور صهیونیست‌ها هستند. ۶۵ سال است که تلاش میکنند نام فلسطین را از یادها ببرند، [امّا ]نتوانستند. در همین چند سال اخیر در جنگ سی و سه روزه در لبنان، در جنگ بیست و دو روزه در غزّه، و بار دوّم در جنگ هشت روزه در غزّه، ملّت مسلمان و امّت اسلامی نشان داد که زنده است و علی‌رغم سرمایه‌گذاری آمریکا و دیگر قدرتهای غربی، توانسته است موجودیّت خود را، هویّت خود را حفظ کند و به نظام تحمیلیِ جعلی صهیونیستی سیلی بزند و اربابان و دوستان و هم‌پیمانان صهیونیست‌های ظالم را که در این مدّت همه‌ی تلاش خود را برای حفظ این رژیم تحمیلی و ظالم و جنایت‌کار انجام داده‌اند ناکام بگذارد؛ امّت اسلامی نشان داد که فلسطین را از یاد نبرده است؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. در همین شرایط است که همه‌ی تلاشهای دشمن متوجّه این میشود که امّت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگهای داخلی، با ترویج افراطگریِ انحرافی به نام اسلام و به نام دین و شریعت؛ عدّه‌ای عامّه‌ی مسلمانان را، اکثریّت مسلمانان را تکفیر کنند. وجود این جریانهای تکفیری که در دنیای اسلام به‌وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به‌جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه‌ها را به‌جای دیگری معطوف میکنند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه اسلام خواسته است؛ اسلام از مسلمانان خواسته است که «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲) [باشند]؛ مسلمانان باید در مقابل دشمنان دین سرسخت باشند، باید بایستند، باید تحت نفوذ قرار نگیرند؛ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» صریح آیه‌ی قرآن است. بین خودشان مهربان باشند، با هم باشند، دست در دست یکدیگر بگذارند، اعتصام به حبل‌الله بکنند؛ این دستور اسلام است. آن‌وقت یک جریانی به‌وجود بیاید که مسلمانها را تقسیم کند به مسلم و کافر! عدّه‌ای را به‌عنوان کافر هدف قرار بدهد، مسلمانها را به جان هم بیندازند! چه کسی میتواند شک کند که وجود این جریانها و پشتیبانی این جریانها و تَمویل(۳) این جریانها و دادن سلاح به اینها کار استکبار است و کار دستگاه‌های امنیّتی خبیث دولتهای استکباری است؟ می‌نشینند و برای همین کار برنامه‌ریزی میکنند. دنیای اسلام باید به این مسئله بپردازد؛ این خطر بزرگی است. متأسّفانه بعضی از دولتهای مسلمان، بی‌توجّه به این اختلافات دامن میزنند؛ نمیفهمند که دامن زدن به این اختلافات، آتشی خواهد افروخت که دامن همه‌ی آنها را خواهد گرفت؛ این خواسته‌ی استکبار است: جنگ گروهی مسلمان با گروهی دیگر. عامل این جنگ هم کسانی هستند که از پول دست‌نشاندگان مستکبرین استفاده میکنند؛ به اینها پول میدهند، سلاح میدهند، [که‌] در این کشور و در آن کشور، مردم را به جان هم بیندازند. و این حرکت از سوی استکبار در این سه چهار سال اخیر که موج بیداری اسلامی در تعدادی از کشورهای اسلامی و عربی به‌وجود آمد، تشدید شده است؛ برای اینکه بیداری اسلامی را تحت‌الشّعاع قرار بدهند. هم مسلمانها را به جان هم می‌اندازند، هم با بزرگ‌نماییِ دستگاه‌های تبلیغاتی دشمن، اسلام را در چشم افکار عمومی دنیا زشت جلوه میدهند؛ وقتی تلویزیون‌ها یک آدمی را نشان میدهند که به نام اسلام، جگر یک انسانی را دارد میجود و میخورد، درباره‌ی اسلام چه فکر میکنند؟ دشمنان اسلام برنامه‌ریزی کردند؛ اینها چیزهایی نیست که دفعتاً به‌وجود بیاید، اینها چیزهای خلق‌السّاعه نیست؛ اینها چیزهایی است که درباره‌ی آن مدّتها برنامه‌ریزی شده است، پشت سر اینها سیاست هست، پشت سر اینها پول هست، دستگاه‌های جاسوسی پشت سر این‌جور کارها هستند. مسلمانها باید با هر عامل مخالفِ وحدت و ضدّ وحدت مقابله بکنند؛ این یک تکلیف بزرگ برای همه‌ی ما است؛ هم شیعه باید این را قبول کند، هم سنّی باید قبول کند، هم شعبه‌های گوناگونی که در میان شیعیان و در میان سنّی‌ها وجود دارد این را باید بپذیرند.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

برنامه پیشنهادی کلاس‌های تابستانی برای مساجد و مراکز فرهنگی

 برای دیدن برنامه بر روی عکس کلیک نمائید

 

 

کلاس‌ها به‌صورت مجزا  برای دختران و پسران سنین 10 الی 15 سال برگزار می‌شود.در پایان دوره تابستانی ضمن گواهی اتمام دوره به‌تمامی شرکت‌کنندگان از افراد برتر موفق هر رشته تقدیر به عمل می‌آید

 

هزینه ثبت‌نام برای هر موضوع  در طول تابستان 15 هزار تومان است. خانوادگانی که بیش از یک فرزند خود را ثبت‌نام کنند از تخفیف ویژه برخوردار خواهند شد.

 

هزینه هر استاد، ساعتی 5 هزار تومان می‌شود که در ماه تقریبا 40 هزار تومان برای هر استاد باید در نظر گرفته شود.

با توجه به برنامه 12 استاد در این دوره نیازمندیم که در هرماه 480 هزار تومان برای استادها  در نظر بگیرم که در طول سه ماه تابستان یک‌میلیون 440 هزار تومان می‌شود.

همچنین هزینه ثبت‌نام هر نوجوان در هر موضوع 15 هزار تومان خواهد بود.اگر در هر کلاس 10 نوجوان ثبت‌نام کنند در هر کلاس 150 هزار تومان خواهیم داشت که با 12 کلاس 1 میلیون 800 هزار تومان خواهد شد.

با این حساب حدود400 هزار تومان هم اضافه خواهد ماند که 200 هزار تومان را به مسئول آموزش برادران و 200 هزار تومان را به مسئول آموزش خواهران داده خواهد شد.لازم به ذکر است مسئول آموزش باید یک روز در محل برگزاری کلاس حضورداشته باشد.

برای دانلود جدول برنامه اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

غیرت را از این زن بیاموزیم!

 

این کلیپی است از نجوای عاشقانه ی مادر شهیدی که فرزندش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید.

واقعا چه نیروی این مادر را این قدر استوار کرده است؟

«علی سامی رعد» به تاریخ 11 دی ماه 1370 شمسی در محله ی «الغبیری» در «بیروت» متولد شد. وی در نوجوانی به صفوف «مقاومت اسلامی لبنان» ملحق شد و در سال 1391 شمسی، به جمعِ مدافعانِ حریمِ «بانوی مقاومت» حضرت «زینب کبری(سلام الله علیها)» پیوست.
«علی سامی رعد» به تاریخ 17 آذر ماه 1392 شمسی، در سوریه، هنگام  نبرد برای دفاع از حریم «آل الله» در برابر تجاوز مزدورانِ شرکِ جهانی و ایادی وهابی رژیم حاکم بر [...]، بال در بال ملائک گشود و پیکر پاکش، پس از تشییع باشکوه در گل‌زار شهدای «روضه الشهیدین»، تا هنگام ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.
بانو «ام علی»، مادر بزرگوار این شهید، هنگام مواجهه با پیکر فرزندش، جلوه ی بی نظیری از حماسه‌ای شیعی را به نمایش درآورد. این بانوی کربلایی، به هنگام تشییع  جسم «علی»، در کنار تابوت او، شیرینی پخش کرد و از ریختن اشک و نوحه سرایی (که در میان بانوانِ عزادار لبنانی، ارزشی اجنماعی و ملزوم به شمار می رود) خودداری نمود و با روحیه ای بی نظیر، بارها اعلام کرد که فرزندش را به ساحتِ حضرت «زهرا(صلوات الله علیها)»، حضرت «زینب (سلام الله علیها)» و حضرت «علی اکبر (علیه السلام)» تقدیم کرده است.

عکس و فیلم های بیشتر از این مادر شهید  را در اینجا ببینید

 


برچسب‌ها: کلیپ, سوریه, مادر شهید, شهید
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت



برخورد ما در مواجه با دزد بزرگ


سوال: فردی مست به خانه ای حمله میکند و قصد دارد اموال و ناموس خانه را برباید، مَرد آن خانه چه اقدامی را باید انجام دهد؟


الف) به سرعت چوبی را برمیدارد و به دزد حمله میکند تا از اموال و ناموسش دفاع کند. در اقدام بعدی وقتی دزد را ترساند قفلی بسیار محکمتر بر در خانه خود میزند.

ب) از ترس خود را به خواب میزند تا جلوی چشمش اموال و ناموسش را بدزدند.و با این تصور که قفل های موجود در بازار بی کیفیت است اقدامی برای تعویض قفل خانه نمیکند.

ج) وقتی دزد وارد میشود در ابتدا به او لبخند میزند و به او میگوید دزد عزیز که محترم و مودب هستی بیا با هم گفتگو کنیم. دوران تقابل گذشته است. یک پیشنهاد به شما دارم بیا شما ناموسم و قسمتی از اموال من را با خود ببر اما به این گلدان دست نزن.همچنین برای اطمینان بیشتر کلید خانه ام را هم به شما دزد عزیز میدهم تا هر وقت دلت خواست بیایی و به ما صدمه بزنی فقط ما را نکش، در این صورت معمله ای بُرد بُرد را خواهیم داشت.

------------------------------------------

حال ربط رفتارهای صاحبخانه را با سخنان زیر تطبیق دهید:


بیانات رهبر معظم انقلاب 31/05/89 :

(چون اخم میکنند، تحریم میکنند، دندان نشان میدهند، دستهایمان را بالا ببریم؟ حالا یک قدری کوتاه بیائیم؟ تحلیلتان این است؟ در داخل کشور ما مجموعه‌های سیاسی‌ای هستند که تحلیلشان این است؛ میگویند وقتی که طرف خیلی چهره‌ی سگی از خودش نشان میدهد، شما عقب بنشینید! خوب، شما این را قبول دارید؟ عقب بنشینیم؟ یا نه؛ معتقدید که هر گونه عقب‌نشینی، طرف را تشجیع میکند. بمجردی که دیدند شما با اخم میترسید، میگویند آقا اخم کنید؛ علاج این آدم اخم است. بمجردی که دیدند تهدید به کتک یا خود کتک، شما را به عقب‌نشینی وادار میکنند، میگویند دو تا بیشتر بزن تا خوب از همه‌ی حرفهایش دست بردارد. طرف، اینجوری است. محاسبات دنیا این است.)


 ---------------------------------------------

سخنان جناب آقای حسن روحانی 09/02/93

(مسلما کشورهای مختلف دنیا اهداف مختلف دارند و شرایط ما با امریکا یک شرایط دشواری بوده است و خواهد بود و مسائلی که با یک کشور که سال ها با ما روابط خصمانه داشته است و هنوز هم دارد این نیست که به زودی حل و فصل شود،  اما من معتقدم با هر کشوری که ما دچار تنش هستیم می توانیم تنش را کاهش بدهیم و در این چند ماه تنش را کاهش دادیم(

 در مذاکرات هسته ای ما از اول اعلام کردیم که مذاکرات بر مبنای برد- برد خواهد بود و معنای آن این است نه ما می خواهیم در این مذاکرات شکست بخوریم و نه می خواهیم طرف ما شکست بخورد.

 برای اینکه اگر کسی فکر می کند می تواند در یک مذاکره طرف مقابل را شکست بدهد و خودش صددرصد پیروز شود اشتباه می کند.

 در دنیای سیاست این گونه نیست و دنیای سیاست دنیایی است که شما یک قدم بر می دارید و طرف مقابل نیز قدم دیگری را بر می دارد تا به نقطه تعامل می رسید.

 دنیا امروز می بیند که ما با منطق داریم با جهان حرف می زنیم، دنیای سیاست دنیای شعار نیست، آنها که

 فکر می کنند ما بلند صحبت کنیم، لحن درشت به کار ببریم در دنیا پیروز می شویم، مسائل سیاسی را خود نمی شناسند.

 در دنیای سیاست، اگر قصد تقابل باشد بحث دیگری است اما سیاست این دولت تعامل سازنده است)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------




نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

داستانی که این روزها کمتر شنیده می‌شود:

لباس عروس نذری!

خیلی آرزوی داشتم که شب عروسیم باشکوه و بیادماندنی باشد برای همین برنامه و لیست هزینه‌های احتمالی رو3 ماه قبل روی کاغذ نوشتم.

خیلی تلاش کردیم تا روز عروسیمان مصادف با روز تولد حضرت زهرا و روز زن باشد، بالاخره بعد از کلی پیگیری توانستیم یک  سالنی را رزرو کنیم.

دو روز قبل از عروسی برای خرید لباس عروس به بازار می‌روم و لباسی زیبا را برای خود انتخاب می‌کنم. هنگام خرید لباس عروس، یک زن و شوهری وارد مغازه می‌شوند و لباس عروس  کرایه‌ای می‌خواهند، وقتی مغازه دار می‌گوید لباس کرایه‌ای زیر 200 هزار تومان ندارد، شوهر آن زن  با خجالت سرش را پایین می‌اندازد و همسرش در حالی که زیر لب به شوهرش می‌گفت "اشکالی نداره بالاخره پیدا میشه" از مغازه خارج شدند.

دلم برایشان می‌سوزد؛ از مغازه خارج می‌شوم و خودم را به آن زن و شوهر می‌رسانم. به آن خانم می‌گویم اگر مشکلی دارید شاید ما بتونیم کمکتون کنیم. آن زن در جواب می‌گوید: "خیلی ممنون، نه نیازی نیست، خدا بزرگه، دو روز دیگه عروسیمونه فقط دعا کن مجلسمون خوب برگزار بشه".

من هم به او می‌گویم "چه جالب! عروسی من هم همون روزه.انشالله همه چیز درست میشه". بالاخره به اصرار شماره ام را به او می‌دهم تا به من زنگ بزند و خودم هم شماره اش را می‌گیرم.

در نهایت روز عروسی فرا می‌رسد تمام شب از استرس فردا، بیدار بودم و مراسم عروسی را تصور می‌کردم. از ذوق همان شب لباس عروسم را می‌پوشم و چند قدم راه می‌روم تا روز عروسی خدا نکرده از پله های سالن به پایین نیفتم!

در حال قدم زدن بودم که ناگهان یاد آن زن و شوهری افتادم که در مغازه نتوانستند لباس عروس کرایه کنند. با خودم گفتم ای کاش او هم مشکلش حل میشد، برایش از ته دل دعا کردم. اما نمی‌دانم چرا باز هم یک عذاب وجدانی مرا همراهی می‌کرد.

برای رهایی از عذاب وجدان با خودم گفتم "اگر هم بخواهم فردا به او پول بدهم تا لباس کرایه کنند که وقت نمی‌شود! او هم فردا روز عروسیش است و درگیر آرایشگاه و.."

اما باز هم ذهنم درگیر بود. به سمت قرآن می‌روم و قرآن را باز می‌کنم. این آیه می‌آید (( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَىْ‏ءٍ فَإِنَّ اللّه‏َ بِهِ عَلِيمٌ))ترجمه: هرگز به نیکی دست نیابید مگر اینکه از انچه دوست دارید انفاق کنید و هر چه انفاق کنید قطعاً خدا از آن آگاه است.

دستم میلرزد.به فکر فرو می‌روم... نگاهی به لباسم می‌اندازم...

لحظاتی بعد تلفن را بر می‌دارم و به همسرم زنگ می‌زنم و موضوع را به او می‌گویم. او هم می‌گوید لباس دست دوم خواهرت را رایگان به آن عروس بده. من در جواب میگویم: "باشه. ولی اگر اجازه بدید می‌خوام لباس نوی خودم را به اون عروس بدم".

شوهرم پشت تلفن با تعجب می‌گوید: "چی!! میدونی چی میگی؟کلی گشتیم تا اون رو انتخاب کردیم! 1 ملیون تومن پول اون لباس رو دادیم! اصلا خودت چی می‌خوای بپوشی؟

من هم با آرامش میگویم: "خب لباس دست دوم خواهرم رو..."

بالاخره شوهرم راضی می‌شود و یک ساعت بعد ساعت 11 شب به در خانه  زوج جوان می‌رویم و به عنوان نذر آن لباس را به او هدیه می‌دهیم.

 

روز عروسی:

احساس خیلی خوبی دارم.مراسم بسیار خوبی برگزار شده است. همه چیز خوب پیش می‌رود. حتی بیش از حد تصورم.

احساس می‌کنم  در روز مادر تواستم  لبخند رضایتی بر لبان "مادر خوبی ها"  قرار دهم.

جانم زهرا(ص)

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این داستان را دقیقا سال گذشته در همین روز نوشته بودم که خواندش در این ایام مناسبت دارد

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 سهم ما از به تاخیر انداختن ظهور امام زمان(عج) چقدر است؟!

 

 

از مأموریت که برگشت، خوشحال بود. پرسید: «راستی فرمانده! گمراه کردن اینها چه فایده

ای دارد؟» ابلیس جواب داد: «امام اینها که بیاید، روزگار ما سیاه خواهد شد؛ اینها که گناه

میکنند، امامشان دیرتر می آید...»

 

 
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت