ازدواج آسان و بلوغ زودرس جنسی/بخش اول

هشدار! فرزندتان را قبل از 20 سال همسر دهید

بالا رفتن سن ازدواج پدیده ای است که امروزه صدای همگان را درآورده است. بسیاری از کارشناسان بر این عقیده هستند که اکثر بزهکاری های اجتماعی و فساد ها، ناشی از عدم ازدواج جوانان و یا ازدواج های ناموفق است.

فرض کنیم؛ نوجوان پسری به علت های مختلفی مانند ترویج بی بند باری از طریق ماهواره و اینترنت و دیدن صحنه های تحریک آمیز در کوچه و خیابان، در سن 12 سالگی و حتی 10 سالگی دچار بلوغ زودرس می شود، از طرفی دیگر بنابر شرایط عرفی غلط، بسیاری از خانواده ها و دوستان در گوش این نوجوان می خوانند که باید در سن 30 سالگی ازدواج کند؛ در واقع فاصله بین بلوغ جنسی این فرد تا ازدواج او 20 سال به طول می انجامد!

با این فرض که جامعه آماری آن بسیار زیاد است، یک سوال بسیار مهم و اساسی پیش می آید:

این جوان نیاز طبیعی جنسی و عاطفی خود را چگونه و از چه طریقی طی 15 الی 20 سال بر طرف می کند؟

دو فرض عمده برای پاسخ به این سوال وجود دارد: اول اینکه  این جوان با سرکوب نیاز جنسی خود سعی دارد به رفتارهای نامتعارف جنسی روی نیاورد، در این فرض که جامعه آماری آن بسیار اندک است، مقاومتی مقطعی برای فرد رخ می دهد، که ناخودآگاه این فرد را دچار فشارهای روحی و روانی می کند، حجت الاسلام محسن قرائتی در همین رابطه می فرمود:" 14هزار بیمار روانی در تهران داریم که به خاطر تنهایی بیمار شده‌اند". اولین نیاز بشر، اکسیژن؛ دومین نیاز آب و سومین نیاز لباس است و طبق فرمایش قرآن، همسر لباس است." در واقع به نوعی این افراد همیشه در حال تحمل یک رنج و سختی هستند.

فرض دوم این است که این جوان نمی تواند نیاز جنسی خود را کنترل نماید و معمولاً با رفتارهای نامتعارف جنسی به مسائل غیر اخلاقی روی می آورد، مسائلی که عوارض ناشی از آن مدت ها بر زندگی فرد اثر گذار است.

فراموش نکنیم، شرایط امروز با جامعه دیروز تفاوت بسیار چشمگیری دارد، نوجوانی که از خانه به مدرسه می رود با صدها وسیله های اغواکننده مورد تهدید قرارمی گیرد و همانند باروتی است که تنها به یک جرقه نیاز دارد؛ جرقه هایی که به راحتی در پوشش ماهواره، فضای مجازی، شبکه های اجتماعی موبایلی، خانم های بدحجاب و حتی در گوشی همراه نوجوانان در حال آتش افروزی است.

متأسفانه بسیاری از کارشناسان و مسئولین به علت های مختلف و شاید حیایی بی مورد از اوج فاجعه جنسی در مدارس صحبتی به میان نمی آورند.

برای اثبات این قضیه می توان گفت وگوی دانش آموزان در یک زنگ تفریح را ضبط کرد و یا با چند نوجوان در مورد مسائل جنسی صحبت کرد، آن زمان است که متوجه خواهیم شد که اگر این موضوع مدیریت نشود تا چه حد می تواند آینده جوانان ما را به خطر بیندازد.

*باید چه کار کرد؟

برای کنترل و هدایت این موضوع تنها راه ازدواج به هنگام و صحیح است. ازدواجی که بنا بر دستور اسلام باید در همان ابتدای نیاز جنسی صورت بگیرد. نظر اسلام این است: زمانی که فرد احساس می کند که می خواهد به گناه بیفتد باید ازدواج کند و اگر این عمل را به تأخیر بیندازد، ترک واجب، یعنی حرامی را مرتکب شده است.

در روایات اسلامی آمده است پیامبر(ص) وقتی جوانی را می دید از او دو سوال می پرسید یکی اینکه ازدواج کردی؟ و دیگر اینکه شغلی داری؟ اگر پاسخ می شنید نه، پیامبر می فرمود : "سقطت عن عینی" از چشمانم افتادی .

مفتخریم در دین اسلام تأکید فراوانی بر ازدواج آسان شده است. روایت شده است روزی دختری در مسجد نزد رسول خدا آمد و به حضرت فرمود: می خواهم ازدواج کنم، حضرت بعد از نماز دو جوان را که از قبل شناخت داشت به آن دختر معرفی می کند و به دختر می گوید: یکی را انتخاب کن، آن دختر هم یکی از آن دو جوان را  انتخاب می کند و حضرت همانجا خطبه عقد آن دو جوان را می خواند.

این روایت نشان می دهد که ازدواج باید به راحتی و با کمترین دردسر صورت گیرد تا این نیاز طبیعی انسان، کنترل و در راه صحیح قرار گیرد.

همچنین رهبر معظم انقلاب تأکیدات زیادی بر ازدواج آسان، صحیح و به هنگام دارند ایشان در سخنانی فرمودند:

"اسلام اصرار دارد بر این که این پدیده در اوان خود، هر چه زودتر، از آغاز احساس نیاز انجام گیرد. این هم از اختصاصات اسلام است، هر چه زودتر بهتر. زود که می گوییم یعنی از همان وقتی که دختر و پسر احساس نیاز می‌کنند به داشتن همسر؛ هر چه این کار زودتر انجام بگیرد، بهتر است. علت چیست؟ علت این است که اولاً برکات و خیراتی که در امر ازدواج وجود دارد در وقت خود و زودتر از این که زمان بگذرد و عمر تلف بشود، برای انسان حاصل خواهد شد. ثانیاً جلوی طغیانهای جنسی را می‌گیرد. لذا می فرماید: «من تزوّج احرز نصف دینه».طبق این روایت معلوم می‌شود که نصف تهدیدی که انسان درباره‌ی دین خود می‌بیند از طرف طغیانهای جنسی است که خیلی رقم بالایی است." بیانات در خطبه‌ی عقد مورخه‌ی 9/12/1380

البته باید به این نکته توجه کرد که مراد از ازدواج زود و به هنگام به معنای توجه کامل به خواسته های نوجوان و عشق های زودرس ناپخته این دوران همراه نباشد. بلکه این ازدواج زود در صورتی موفق است که با معیارهای اسلامی، سنتی و با انتخاب درست همراه باشد.

در واقع هراس جوانان امروز از ازدواج ناشی از حس گریز از مسئولیت و همچنین ایجاد سنت های غلط و دست پا گیر است.

در یادداشت بعدی عوامل ترس جوانان از ازدواج، سنت های غلط، و همچنین علت های گریز از مسئولیت جوانان بازگو خواهد شد.

--------------------------------------

همین مطلب در طنین یاس، دانا حرف تو، خراسان،شاخه طوبی


برچسب‌ها: ازدواج
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

کدام یک شگفتی شما را بر می‌انگیزد؟

این؟

یا این؟

 

دیگر عکس ها را در ادامه مطلب بخوانید

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

در کلام امام خامنه‌ای:

 

چه زمانی تایر انسان در میرود؟!

 

 

 انس با قرآن و تدبر در قرآن، همچنین تدبر در ادعیه‏ی مأثوره‏ای که اعتبار دارد- مثل صحیفه‏ی سجادیه و بسیاری از دعاها- در تعمیق معرفت دینی خیلی نقش دارد. تعمیق معرفت دینی خیلی مهم است. یک‏وقت یک کسی همین‏طور روی احساسات، در نماز جماعت هم ممکن است شرکت کند، در اعتکاف هم شرکت کند، در مجلس عزای حسینی هم شرکت کند، در فلان تظاهرات دینی هم شرکت کند، اما این معرفت در عمق جان او وجود نداشته باشد؛ لذا سر یک پیچی، سر یک دست‏اندازی، یکهو می‏بینید که از جا در می‏رود؛ این به خاطر این است. ما نظائرش را زیاد دیدیم. توی همین مجموعه‏های انقلاب، اوائل انقلاب کسانی بودند که از ماها که ریش داشتیم و عمامه داشتیم و این‏ها، به نظر می‏رسید که این‏ها متدین‏تر و مقیدتر و پابندتر و نسبت به دین متعصب‏ترند؛ بعد یک‏وقت- همان طوری که عرض کردم- یک دست‏اندازی پیش آمد، یکهو دیدیم تایرش در رفت! خوب، پیداست که چفت‏وبست محکمی نداشته. بنابراین تعمیق معرفت دینی، خیلی مهم است؛ انس با معارف اسلامی، خیلی مهم است.

این هم یک بخش کار فرهنگی است که باید ترویج شود. این‏ها متولی می‏خواهد، متولی‏اش هم شمائید؛ هیچ‏کس دیگر نیست. یعنی شما مدیران و رؤسای گروه‏های تحقیقی، متولی این کار هستید. این کار را نمی‏شود به شکل اداری درست کرد و مثلًا تزریق کرد به یک مرکز علمی و محیط علمی؛ این را باید بنشینید برایش فکر کنید؛ این‏ها خیلی مهم است.

بیانات در دیدار وزیر علوم و استادان دانشگاه تهران‌1388/11/13

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

علت جذابیت فیلم های ده نمکی چیست؟

شاید برای بسیاری سوال باشد که چرا فیلم‌های مسعود ده‌نمکی تا این حد با استقبال مردم مواجهه می‌شود؟ به طوری که تمامی فیلم‌های این کارگردان از اخراجی های 1 که رکورد سینمای ایران را شکست تا رسوایی و معراجی ها، همگی با استقبال مردم مواجه شد.

کارشناسان احتمالات زیادی را برای فروش بالای آثار ده نمکی میشمارند که در ادامه برخی از این احتمالات بیان میشود:

موضوع فیلم؟

برخی بر این باورند که ده نمکی موضوعات  بدیعی را انتخاب میکند اما مخالفین پاسخ می‌دهند که موضوعات بسیار  جذاب دیگری در سینما وجود دارد اما باز هم تا این حد مورد استقبال قرا نمی‌گیرد.

پر بازیگر بودن فیلم؟

عده ای دیگر مدعی هستند که علت فروش‌ بالای فیلم های ده‌نمکی تعداد زیاد بازیگران مطرح است که باز هم این سوال مطرح می‌شود که در فیلم های زیاد دیگری، تمام ستاره ها دور هم جمع می‌شوند اما باز هم فروششان به فیلم های ده نمکی نمی‌رسد و از طرفی فیلم سینمایی رسوایی ومعراجی ها از ستاره های بسیار کمی برخوردار بود اما باز هم موفق ظاهر شد.

حمایت دولتی و ارگانها؟

جمعی دیگر می‌گویند که چون برخی ارگان ها و دولت می‌خواهد فیلم های ده نمکی به فروش برود در تبلیغات و... کمک می‌کنند. اما باز هم این سوال مطرح می‌شود که کدام حمایت؟! هیچ گاه تهیه کننده فیلم های ده نمکی ارگان و یا سازمانی نبوده است و از طرفی دیگر بسیاری از فیلم ها بلیط نیم بها یا حتی رایگانش را به برخی ارگان ها میدهند تا بین کارکنان توزیع کنند، اما آن فیلم ها هیچ گاه تا این حد مورد استقبال قرار نگرفت؛ اما به فیلم های ده نمکی هیچ گاه حتی تخفیف هم داده نشد و از آن طرف تلاش هایی برای زمین زدن فیلم، مانند پخش نسخه غیر رسمی همزمان با اکران همان فیلم در سینما صورت گرفت، اما باز مانع نشد که فیلم ده نمکی رکوردار نباشد.

 براستی راز موفقیت فیلم های ده نمکی چیست؟

درست در زمانی که برخی از اهالی سینما و روشنفکران، شعار دوری مردم از مذهب و دفاع مقدس را می‌دادند و با این ادعا که دیگر سینمای دفاع مقدس تازگی ندارد، به زیر پا انداختن ارزش ها روی آوردند، مسعود ده نمکی فیلیمی با مضمون دفاع مقدس ساخت که با استقبال بی نظیر در سینمای ایران مواجهه شد.

درست است که موضوعات فیلم های ده نمکی جذاب است اما فراتر از جذابیت، "نوع نگاه" ده نمکی به فیلم و "صراحت"و واقع بینی" او باعث شده بود تا مردم با فیلم های او احساس نزدیکی کنند. ده نمکی سعی می‌کند در تمام فیلم هایش نه فقط نقطه سیاه و سفید بلکه تمام ابعاد و سلائق مختلف را به نمایش بگذارد؛ نشان دادن افراد خاکستری،  قشر ها و سلیقه های مختلف در کنار هم، بیانگر واقعیتی از جامعه است که بسیاری از فیلم سازان از بیان آن هراس دارند.

به زبان ساده تر  ده نمکی با ظرافت و هنرمندی هم انسان بد و بدتر را نشان میدهد هم انسان خوب و خوبتر هم ریا کار را نشان می‌دهد هم فرد مذهبی را. در حالی که بسیاری از فیلم ها یا فقط فرد ریا کار را نشان می‌دهند اما الگوی خوب معرفی نمی‌کند و یا فقط شخصیت منفی  را در کنار مثبت نشان می‌دهد.و مطمئناً در این میان ناخود اگاه به افرادی توهین می‌شود.

نکته قوت فیلم های ده نمکی "بیان ظریف انتقادات همراه با راه حل" است. ده نمکی سعی نمی‌کند فقط در فیلم هایش نق بزند بلکه سعی دارد با نشان دادن گرده، راهکار حل مشکل را بیان کند.

"امید" و"همدلی" دو عنصر مهمی است که ده نمکی در تمامی فیلم های خود رعایت میکند. برخی فیلم های دیگر هم شاید سعی نمودند امید و همدلی را به نمایش بگذارند اما با برچسب شعاری بودن فیلم مواجه شدند.اما ده نمکی افراد جامعه را در کنار تمام اختلافات، به مشترکات می‌رساند و کاری می‌کند که  بیننده خود به این نتیجه برسد،  نه اینکه به زور سعی داشته باشد امید و همدلی را به مخاطب بقبولاند.

شاید عاملی که بسیاری از منتقدان از درک آن عاجز هستند"عنایت شهدا" به آثاری باشد که از روی "اخلاص"  بیان می‌شود.عاملی که بدون شک در موفقیت آثار مسعود ده نمکی دیده می‌شود.

البته یقیناً نکات دیگری در عامل موفقیت فیلم های ده نمکی وجود دارد که بهتر است در بیان خود این کارگردان مطرح شود.

امید است برخی دیگر از فیلم سازان با نگاهی به دور از حسادت به نوع نگاه ده نمکی و واقع بینی او در فیلم هایش، بتوانند استقبال عموم مخاطبان مردم عزیزمان را به همراه داشته باشند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشتن این مطلب به معنای عدم تولیدات فاخر دیگر فیلم سازان محسوب نمی‌شود.بلکه عوامل موفقیت در فیلم های ده نمکی از نگاه نگارنده است.

هم‌اکنون سریال معراجی ها آخرین اثر مسعود ده نمکی ساعت 22:15 از شبکه یک سیما در حال پخش است.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

اینجا غزه است شهری که کودکانش با صدای سوت بمب های اسرائیلی خو گرفته اند و هیچ گاه کلمه امنیت را درک نکرده اند.

آمریکایی که برای کشته شدن یا به خطر افتادن فلان حیوان بیانیه صادر میکنند و در رسانه هایشان برای مدل مو فلان بازیگر برنامه میگذارند در مقابل کشته شدن این کودکان بی گناه سکوت کرده اند/ البته نباید به آنها خرده گرفت چرا که غرب علناً حمایت خود از رژیم صهیونیتی را اعلام کرده است.

تصاویر زیر برگی از جنایات صهیونیست است که با حمایت آمریکا و انگلیس صورت گرفته است.

این تصاویر تقدیم میشود به تمامی آنهایی که آرزوی تعامل با آمریکا را در ذهن خوئد مرور می‌کنند.

 برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمائید


برچسب‌ها: فلسطین, عکس, کودک
ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

انتقادی به  "ارزش های خبری" رسانه ها:

آسیب دیدگی کمر بازیکن برزیل یا سوازنده شدن یک نوجوان فلسطینی؟

کدام یک دلخراش تر است؟

اینکه یک بازیکن فوتبال بر اثر یک اتفاق دچار آسیب دیدگی شود و بازی بعدی تیمش را از دست بدهد آنقدر ارزش خبری دارد، که خبر زنده سوزاندن یک نوجوان فلسطینی و ضرب شتم شدید نوجوانی دیگر، در صدای برنامه جام بیستم گُم شود.

سیاست کثیف اکثر رسانه های قدرتمند  این است که هر گروه یا جریانی که ثروت بیشتری دارد، فردی را مشهور جلوه می‌دهد و بعد به بهانه ارزش خبریِ "شهرت"، اخبار آن فرد را در صدر رسانه خود قرار می‌دهد. تا جایی که رنگ لباس و کفش این فرد هم یکی از دغدغه های اصلی رسانه ها می‌شود.

در این صورت حمله نظامیان صهیونیست به نوجوان فلسطینی دیگر ارزش خبری چندانی ندارد چرا که نه آن نوجوان شخصیتی مطرح بوده و همچنین این اتفاق برای مردم تکراری شده است و به عبارتی " تازگی" ندارد.

حتی زنده زنده سوزانده شدن نوجوان فلسطینی نیز آنقدر "شگفتی" ندارد چرا که از دو سال پیش تا کنون، نه یک جوان بلکه صدها تن در میانمار زنده زنده سوزانده می‌شوند.

درد این نیست که چرا رسانه های غربی این رویه را پیش گرفته اند، بلکه فلسفه ایجاد رسانه آنها این سیاست را دنبال می‌کند، درد این است که چرا در رسانه‌های داخلی اعم از خبرگزاری ها روزنامه ها و برنامه ی صدا و سیما، آتش رویداد های جام جهانی کاغذ خبرهای نوجوان فلسطینی را می‌سوزاند!

نمیدانم چه کسی با چه هدفی ارزش های خبری را این چنین چیده است اما این را می‌دانم وقتی رسانه ای  قوی باشد براحتی می‌تواند حقایق را پنهان کند در واقع رسالت  رسانه ای که باید روشنگری کند تغییر میکند و  دقیقا "تیره گری" می‌نماید.

البته انتظار زیادی از رسانه ها نمی‌رود چرا که آن‌ها خیلی وقت است که برای پیشرفت ظاهری ،احساس کردند که دقیقا باید جای پای  رسانه های غربی ها بگذارند و خود را توجیه کردند که «ما فقط سبک را از آنان می‌گیرم و خود محتوای مفید در آن می‌گنجانیم»

اما دریغ از اینکه کمی به مغر مبارک فشار بیاورند و بگویند که که چرا خود، ارزش های خبری را تعیین نکنیم..

هیچ کس با خود نگفت که آیا می‌شود فلان ارزش خبری را زیاد و حذف کرد.

شاید برای همین است که رسانه ها حرف های پخته یک دانش آموز پیرامون راهکارهای مقابله با جنگ نرم را نادیده میگیرد و ترجیح می‌دهد حرف های کلیشه ای فلان مسئول مشهور را تیتر اول رسانه خود قرار دهد.چرا که اصل " شهرت" یکی از ارزش های خبری است و دقیقاً با روایت حضرت علی(ع)‌تناقض دارد که انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال (ببین چه چیزی می‌گوید نه اینکه چه کسی می‌گوید.

هیچ کس سعی نکرد روش های انتقال پیام را از آیات و روایات استخراج کند تا ما با سبک جدیدی در خبر، گزارش،نامه، داستان و...آشنا شویم.

وقتی در روز شهادت و ولادت ائمه، تنها پیام تسلیتی یا ولادتی را در گوشه صفحه روزنامه میبینیم..

 وقتی  مطالب اخلاقی و اعتقادی جایی در صفحه اول روزنامه و یا خبرگزاری‌ها ندارد...

وقتی سخن رهبرمعظم انقلاب را فقط فردایش در روزنامه‌ها یا خبرگزاری‌ها می‌بینم و از پس‌فردایش دیگر سخنی از آن مشاهده نمی‌کنیم

عمق فاجعه را متوجه میشویم.

متسافانه برخی رسانه های ارزشی که قصد و هدف خیری را در نبرد رسانه ای دنبال میکردند به علت تبعیت کورکورانه از روش های رسانه های غیر ارزشی، و نیفزدون پیوست فرهنگی، از هدف اصلی خود بازماندن و آرام آرام دچار دگرگونی و تغییر در ارزشها شدند.

باز هم باید صدا را بلند کنیم و بگوئیم "ای علمای رسانه به داد اسلام برسید"

 

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

مقایسه امنیت زنان در متروی تهران و لندن+عکس

 

دو عکس زیر را با یکدیگر مقایسه کنید:

مترو لندن:

محافظ جالب

در این عکس خانمی از میله های آهنی برای حفاظت از آزار و اذیت مردان استفاده کرده است.

 

مترو تهران:

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

1- این مطلب تقدیم میشود به کسانی که حجاب را محدویتی غیر قابل تحمل میدانند! و آرزوی غربی شدن را در خیال خود مرور میکنند!

2- مگر برخی نمیگویند که اگر  محدودیت حجاب باشد مردان حریص تر میشوند؟! پس چرا در لندن با وجود آزادی پوشش زنان از این محافظ های خنده دار استفاده مینمایند؟!!

3-خدا را شکر کنیم که در کشوری زندگی مینمائیم که قوانینش منطبق با کتاب آسمانی است.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

به جای ثبت نام برای اعزام به سوریه، اسلام ناب را تبلیغ کنیم

 

 ((مسلمانان لندن در پاسخ به توهین به رسول الله (ص) بیش از ۱۱۰٫۰۰۰ جلد ترجمه قرآن و سیره رسولش را در میان غیرمسلمانان لندن توزیع کردند.))

 

با شدت گرفتن حملات گروه‌های تکفیری در سوریه، عراق و دیگر کشو‌رهای منطقه، بسیاری از جوانان ایرانی با پر کردن فرم و پوشیدن کفن، آمادگی خود را برای اعزام و نبرد با این دشمنان اعلام می‌نمایند.

فارغ از اصل این اقدام که در نوع خودش قابل ستایش است باید گفت، که این اقدامات به صورت نمادین صورت می‌گیرد چرا که پیش از این ثبت نام‌هایی از سوی آحاد مردم برای اعزام به سوریه، فلسطین و دیگر کشو‌های مورد حمله از سوی غرب انجام شده، اما هیچگاه اعزامی صورت نگرفته است، چرا که اگر نیاز به حضور فیزیکی مردمی باشد و سیاست های نظام با آن مخالفتی نداشته باشد اعلام عمومی خواهد شد و هموطنان می‌توانند در حل بحران کمک نمایند. همانگونه که رهبر معظم انقلاب، مرداد ماه سال 90،  در زمان بحران قحطی در کشور سومالی، ضمن کمک مالی به این کشور، مردم ایران را به کمک فراخواند.

حال باید دید که در زمان حمله وحشیانه گروه های تکفریری به سوریه و عراق وظایف مسئولین مردم و صاحبان رسانه چیست؟

در ابتدا باید مسئله را موشکافی کرد تا راه مقابله با آن را بدست آورد؛ حمایت آمریکا و صهیونیست از این گروه های تکفیری امری غیر قابل انکار است به طوری که خود کشورهای غربی و برخی از کشورهای عربی به طور صریح حمایت خود را از این گروه ها اعلام کرده اند و این جنایات را خیزش های مردمی می‌نامند. به طور کلی آمریکا 6 هدف را برای حمایت از این گروهک ها دنبال می‌کند:

1-      ایجاد تفرقه و نفاق  بین مسلمانان

2-      سرگرم کردن مسلمانان به یکدیگر و دوری اذهان از مسئله فلسطین و تبلیغات ضد اسلامی

3-      مانور رسانه ای برای معرفی تکفیری‌ها به عنوان نماد مسلمانان جهان

4-      ترساندن کشورهای مسلمان از دوستی با انقللاب اسلامی ایران و تن دادن به خواسته های استکبار

5-      عدم توجه به جنایات صهیونیست

6-      به حاشیه بردن بیداری اسلامی

 

حال باید با توجه به اهداف دشمن راهکارهای مقابله با آن را ترسیم نمود که عبارتند از:

1-      ایجاد وحدت و دوستی بین مسلمانان

2-      توجه جدی به دشمن شناسی و مسئله فلسطین

3-      معرفی اسلام ناب محمدی در ابعاد مختلف و تفکیک آن با اسلام آمریکایی و وهابیت

4-      تقویت روحیه مقاومت در بین مردم و کشورهای اسلامی و معرفی انقلاب اسلامی ایران به عنوان نماد مقاومت وهمچنین بازگو کردن وضعیت نابسمان دولت‌های وابسته به استکبار و موفقیت‌های کشو‌رهای مقاومت در عرصه‌های علمی، نظامی فرهنگی و اجتماعی.

5-       بازخوانی جنایات آمریکا و صهیونست در کشورهای مختلف به خصوص فلسطین، افغانستان و عراق و پیگیری اخبار آن

6-      علت یابی پدید آمدن بیداری اسلامی و علل ناکامی آن در برخی از کشورها

همکنون جوانان غیور این مرز بوم که امکان حضور در متن درگیری به صورت فیزیکی را ندارند آیا بهتر نیست که قلم به دست گیرند و با هنرمندی گامی برای نابود کردن اهداف دشمن بردارند؟

درست است  اگر سیاست نظام بر این باشد که حضور فیزیکی در مناطق درگیری پیدا کنیم ،همه ما جونان قربت الی الله بدون هراسی به میدان نبرد می‌شتابییم،اما...

اما وقتی دشمنان غربی در رسانه هایشان مدام نشان می‌دهند که تکفیری ها جگر یک انسان را از تنش جدا می‌کنند و به دندن می‌گیرند و این را به نام اسلام معرفی می‌نمیاند وظیفه ما هم این است که برای مثال مطلب، پوستر یا کلیپی  را پیرامون شادی در اسلام را با هنرمندی در فضای مجازی و یا حتی گفتگوی های روزمره بازگو نمائیم.

 

((دانشجویان سنگاپور بیش از 3 هزار شاخه گل رز در میان مردم پخش کردند که به هر یک از این رزها نوشته‌ای الحاق شده بود که روی آن سخنانی در رابطه با صلح و عشق و همچنین توضیح کوچکی در رابطه با شخصیت دوست داشتنی حضرت محمد (ص) درج شده بود.))

 

چند روز پیش کلیپی از مسلمان شدن دختر استرالیایی دیدم که او از تصور ذهنی اش از مسلمانان میگفت، که قبل از اسلام آوردنش از مسلمانان متنفر بود چرا که خیال می‌کرد آنها  خشن هستند و هیچ شادی و خوشحالی در میانشان نیست، اما وقتی یک مسلمان را دید که چگونه محترم و خوشحال است و با خانواده خود چه محترمانه برخورد می‌کند به دیدش نسبت به اسلام تغییر پیدا کرد.

باید قبول کنیم که قدرت رسانه های بسیار قوی غرب مدام در حال مخفی نگه داشتن زیبایی های اسلام است و همواره چهره وهابیت را به عنوان نماد اسلام معرفی می‌نماید.هرچند با این همه تلاش دشمنان، با لطف و عنایت پروردگار موج بیداری اسلامی و الگو شدن ایران به عنوان نماد ابر قدرت در منطقه امید انسان برای پیروزی در نبرد نهایی را نوید می‌دهد.

 در ادامه سخن پرچم دار انقلاب اسلامی را که نوشته حقیر برگرفته از اشارات معظم له هست را می‌خوانیم:

بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری:92/02/15

دنیای استکبار ۶۵ سال است که با همه‌ی وجود و توان سعی در این دارد که واقعیّت وجود رژیم صهیونیستی را بر ملّتهای مسلمان تحمیل کند و آنها را وادار به پذیرش این واقعیّت کند، و نتوانسته است. نگاه نکنیم به بعضی از کشورها و دولتها که حاضرند برای حفظ منافع دوستان بیگانه‌ی خود که دشمن اسلامند، منافع ملّی را زیر پا بگذارند یا منافع اسلامی را به فراموشی بسپرند؛ ملّتها مخالف حضور صهیونیست‌ها هستند. ۶۵ سال است که تلاش میکنند نام فلسطین را از یادها ببرند، [امّا ]نتوانستند. در همین چند سال اخیر در جنگ سی و سه روزه در لبنان، در جنگ بیست و دو روزه در غزّه، و بار دوّم در جنگ هشت روزه در غزّه، ملّت مسلمان و امّت اسلامی نشان داد که زنده است و علی‌رغم سرمایه‌گذاری آمریکا و دیگر قدرتهای غربی، توانسته است موجودیّت خود را، هویّت خود را حفظ کند و به نظام تحمیلیِ جعلی صهیونیستی سیلی بزند و اربابان و دوستان و هم‌پیمانان صهیونیست‌های ظالم را که در این مدّت همه‌ی تلاش خود را برای حفظ این رژیم تحمیلی و ظالم و جنایت‌کار انجام داده‌اند ناکام بگذارد؛ امّت اسلامی نشان داد که فلسطین را از یاد نبرده است؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است. در همین شرایط است که همه‌ی تلاشهای دشمن متوجّه این میشود که امّت اسلامی را از یاد فلسطین غافل کند. چه جور؟ با ایجاد اختلافات، با جنگهای داخلی، با ترویج افراطگریِ انحرافی به نام اسلام و به نام دین و شریعت؛ عدّه‌ای عامّه‌ی مسلمانان را، اکثریّت مسلمانان را تکفیر کنند. وجود این جریانهای تکفیری که در دنیای اسلام به‌وجود آمدند، برای استکبار، برای دشمنان جهان اسلام یک مژده است. اینها هستند که به‌جای توجّه به واقعیّت خبیث رژیم صهیونیستی، توجّه‌ها را به‌جای دیگری معطوف میکنند. درست نقطه‌ی مقابل آنچه اسلام خواسته است؛ اسلام از مسلمانان خواسته است که «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»(۲) [باشند]؛ مسلمانان باید در مقابل دشمنان دین سرسخت باشند، باید بایستند، باید تحت نفوذ قرار نگیرند؛ «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّار» صریح آیه‌ی قرآن است. بین خودشان مهربان باشند، با هم باشند، دست در دست یکدیگر بگذارند، اعتصام به حبل‌الله بکنند؛ این دستور اسلام است. آن‌وقت یک جریانی به‌وجود بیاید که مسلمانها را تقسیم کند به مسلم و کافر! عدّه‌ای را به‌عنوان کافر هدف قرار بدهد، مسلمانها را به جان هم بیندازند! چه کسی میتواند شک کند که وجود این جریانها و پشتیبانی این جریانها و تَمویل(۳) این جریانها و دادن سلاح به اینها کار استکبار است و کار دستگاه‌های امنیّتی خبیث دولتهای استکباری است؟ می‌نشینند و برای همین کار برنامه‌ریزی میکنند. دنیای اسلام باید به این مسئله بپردازد؛ این خطر بزرگی است. متأسّفانه بعضی از دولتهای مسلمان، بی‌توجّه به این اختلافات دامن میزنند؛ نمیفهمند که دامن زدن به این اختلافات، آتشی خواهد افروخت که دامن همه‌ی آنها را خواهد گرفت؛ این خواسته‌ی استکبار است: جنگ گروهی مسلمان با گروهی دیگر. عامل این جنگ هم کسانی هستند که از پول دست‌نشاندگان مستکبرین استفاده میکنند؛ به اینها پول میدهند، سلاح میدهند، [که‌] در این کشور و در آن کشور، مردم را به جان هم بیندازند. و این حرکت از سوی استکبار در این سه چهار سال اخیر که موج بیداری اسلامی در تعدادی از کشورهای اسلامی و عربی به‌وجود آمد، تشدید شده است؛ برای اینکه بیداری اسلامی را تحت‌الشّعاع قرار بدهند. هم مسلمانها را به جان هم می‌اندازند، هم با بزرگ‌نماییِ دستگاه‌های تبلیغاتی دشمن، اسلام را در چشم افکار عمومی دنیا زشت جلوه میدهند؛ وقتی تلویزیون‌ها یک آدمی را نشان میدهند که به نام اسلام، جگر یک انسانی را دارد میجود و میخورد، درباره‌ی اسلام چه فکر میکنند؟ دشمنان اسلام برنامه‌ریزی کردند؛ اینها چیزهایی نیست که دفعتاً به‌وجود بیاید، اینها چیزهای خلق‌السّاعه نیست؛ اینها چیزهایی است که درباره‌ی آن مدّتها برنامه‌ریزی شده است، پشت سر اینها سیاست هست، پشت سر اینها پول هست، دستگاه‌های جاسوسی پشت سر این‌جور کارها هستند. مسلمانها باید با هر عامل مخالفِ وحدت و ضدّ وحدت مقابله بکنند؛ این یک تکلیف بزرگ برای همه‌ی ما است؛ هم شیعه باید این را قبول کند، هم سنّی باید قبول کند، هم شعبه‌های گوناگونی که در میان شیعیان و در میان سنّی‌ها وجود دارد این را باید بپذیرند.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

برنامه پیشنهادی کلاس‌های تابستانی برای مساجد و مراکز فرهنگی

 برای دیدن برنامه بر روی عکس کلیک نمائید

 

 

کلاس‌ها به‌صورت مجزا  برای دختران و پسران سنین 10 الی 15 سال برگزار می‌شود.در پایان دوره تابستانی ضمن گواهی اتمام دوره به‌تمامی شرکت‌کنندگان از افراد برتر موفق هر رشته تقدیر به عمل می‌آید

 

هزینه ثبت‌نام برای هر موضوع  در طول تابستان 15 هزار تومان است. خانوادگانی که بیش از یک فرزند خود را ثبت‌نام کنند از تخفیف ویژه برخوردار خواهند شد.

 

هزینه هر استاد، ساعتی 5 هزار تومان می‌شود که در ماه تقریبا 40 هزار تومان برای هر استاد باید در نظر گرفته شود.

با توجه به برنامه 12 استاد در این دوره نیازمندیم که در هرماه 480 هزار تومان برای استادها  در نظر بگیرم که در طول سه ماه تابستان یک‌میلیون 440 هزار تومان می‌شود.

همچنین هزینه ثبت‌نام هر نوجوان در هر موضوع 15 هزار تومان خواهد بود.اگر در هر کلاس 10 نوجوان ثبت‌نام کنند در هر کلاس 150 هزار تومان خواهیم داشت که با 12 کلاس 1 میلیون 800 هزار تومان خواهد شد.

با این حساب حدود400 هزار تومان هم اضافه خواهد ماند که 200 هزار تومان را به مسئول آموزش برادران و 200 هزار تومان را به مسئول آموزش خواهران داده خواهد شد.لازم به ذکر است مسئول آموزش باید یک روز در محل برگزاری کلاس حضورداشته باشد.

برای دانلود جدول برنامه اینجا کلیک کنید

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 

غیرت را از این زن بیاموزیم!

 

این کلیپی است از نجوای عاشقانه ی مادر شهیدی که فرزندش در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به شهادت رسید.

واقعا چه نیروی این مادر را این قدر استوار کرده است؟

«علی سامی رعد» به تاریخ 11 دی ماه 1370 شمسی در محله ی «الغبیری» در «بیروت» متولد شد. وی در نوجوانی به صفوف «مقاومت اسلامی لبنان» ملحق شد و در سال 1391 شمسی، به جمعِ مدافعانِ حریمِ «بانوی مقاومت» حضرت «زینب کبری(سلام الله علیها)» پیوست.
«علی سامی رعد» به تاریخ 17 آذر ماه 1392 شمسی، در سوریه، هنگام  نبرد برای دفاع از حریم «آل الله» در برابر تجاوز مزدورانِ شرکِ جهانی و ایادی وهابی رژیم حاکم بر [...]، بال در بال ملائک گشود و پیکر پاکش، پس از تشییع باشکوه در گل‌زار شهدای «روضه الشهیدین»، تا هنگام ظهور مولایش، به امانت گذاشته شد.
بانو «ام علی»، مادر بزرگوار این شهید، هنگام مواجهه با پیکر فرزندش، جلوه ی بی نظیری از حماسه‌ای شیعی را به نمایش درآورد. این بانوی کربلایی، به هنگام تشییع  جسم «علی»، در کنار تابوت او، شیرینی پخش کرد و از ریختن اشک و نوحه سرایی (که در میان بانوانِ عزادار لبنانی، ارزشی اجنماعی و ملزوم به شمار می رود) خودداری نمود و با روحیه ای بی نظیر، بارها اعلام کرد که فرزندش را به ساحتِ حضرت «زهرا(صلوات الله علیها)»، حضرت «زینب (سلام الله علیها)» و حضرت «علی اکبر (علیه السلام)» تقدیم کرده است.

عکس و فیلم های بیشتر از این مادر شهید  را در اینجا ببینید

 


برچسب‌ها: کلیپ, سوریه, مادر شهید, شهید
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت



برخورد ما در مواجه با دزد بزرگ


سوال: فردی مست به خانه ای حمله میکند و قصد دارد اموال و ناموس خانه را برباید، مَرد آن خانه چه اقدامی را باید انجام دهد؟


الف) به سرعت چوبی را برمیدارد و به دزد حمله میکند تا از اموال و ناموسش دفاع کند. در اقدام بعدی وقتی دزد را ترساند قفلی بسیار محکمتر بر در خانه خود میزند.

ب) از ترس خود را به خواب میزند تا جلوی چشمش اموال و ناموسش را بدزدند.و با این تصور که قفل های موجود در بازار بی کیفیت است اقدامی برای تعویض قفل خانه نمیکند.

ج) وقتی دزد وارد میشود در ابتدا به او لبخند میزند و به او میگوید دزد عزیز که محترم و مودب هستی بیا با هم گفتگو کنیم. دوران تقابل گذشته است. یک پیشنهاد به شما دارم بیا شما ناموسم و قسمتی از اموال من را با خود ببر اما به این گلدان دست نزن.همچنین برای اطمینان بیشتر کلید خانه ام را هم به شما دزد عزیز میدهم تا هر وقت دلت خواست بیایی و به ما صدمه بزنی فقط ما را نکش، در این صورت معمله ای بُرد بُرد را خواهیم داشت.

------------------------------------------

حال ربط رفتارهای صاحبخانه را با سخنان زیر تطبیق دهید:


بیانات رهبر معظم انقلاب 31/05/89 :

(چون اخم میکنند، تحریم میکنند، دندان نشان میدهند، دستهایمان را بالا ببریم؟ حالا یک قدری کوتاه بیائیم؟ تحلیلتان این است؟ در داخل کشور ما مجموعه‌های سیاسی‌ای هستند که تحلیلشان این است؛ میگویند وقتی که طرف خیلی چهره‌ی سگی از خودش نشان میدهد، شما عقب بنشینید! خوب، شما این را قبول دارید؟ عقب بنشینیم؟ یا نه؛ معتقدید که هر گونه عقب‌نشینی، طرف را تشجیع میکند. بمجردی که دیدند شما با اخم میترسید، میگویند آقا اخم کنید؛ علاج این آدم اخم است. بمجردی که دیدند تهدید به کتک یا خود کتک، شما را به عقب‌نشینی وادار میکنند، میگویند دو تا بیشتر بزن تا خوب از همه‌ی حرفهایش دست بردارد. طرف، اینجوری است. محاسبات دنیا این است.)


 ---------------------------------------------

سخنان جناب آقای حسن روحانی 09/02/93

(مسلما کشورهای مختلف دنیا اهداف مختلف دارند و شرایط ما با امریکا یک شرایط دشواری بوده است و خواهد بود و مسائلی که با یک کشور که سال ها با ما روابط خصمانه داشته است و هنوز هم دارد این نیست که به زودی حل و فصل شود،  اما من معتقدم با هر کشوری که ما دچار تنش هستیم می توانیم تنش را کاهش بدهیم و در این چند ماه تنش را کاهش دادیم(

 در مذاکرات هسته ای ما از اول اعلام کردیم که مذاکرات بر مبنای برد- برد خواهد بود و معنای آن این است نه ما می خواهیم در این مذاکرات شکست بخوریم و نه می خواهیم طرف ما شکست بخورد.

 برای اینکه اگر کسی فکر می کند می تواند در یک مذاکره طرف مقابل را شکست بدهد و خودش صددرصد پیروز شود اشتباه می کند.

 در دنیای سیاست این گونه نیست و دنیای سیاست دنیایی است که شما یک قدم بر می دارید و طرف مقابل نیز قدم دیگری را بر می دارد تا به نقطه تعامل می رسید.

 دنیا امروز می بیند که ما با منطق داریم با جهان حرف می زنیم، دنیای سیاست دنیای شعار نیست، آنها که

 فکر می کنند ما بلند صحبت کنیم، لحن درشت به کار ببریم در دنیا پیروز می شویم، مسائل سیاسی را خود نمی شناسند.

 در دنیای سیاست، اگر قصد تقابل باشد بحث دیگری است اما سیاست این دولت تعامل سازنده است)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------




نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

داستانی که این روزها کمتر شنیده می‌شود:

لباس عروس نذری!

خیلی آرزوی داشتم که شب عروسیم باشکوه و بیادماندنی باشد برای همین برنامه و لیست هزینه‌های احتمالی رو3 ماه قبل روی کاغذ نوشتم.

خیلی تلاش کردیم تا روز عروسیمان مصادف با روز تولد حضرت زهرا و روز زن باشد، بالاخره بعد از کلی پیگیری توانستیم یک  سالنی را رزرو کنیم.

دو روز قبل از عروسی برای خرید لباس عروس به بازار می‌روم و لباسی زیبا را برای خود انتخاب می‌کنم. هنگام خرید لباس عروس، یک زن و شوهری وارد مغازه می‌شوند و لباس عروس  کرایه‌ای می‌خواهند، وقتی مغازه دار می‌گوید لباس کرایه‌ای زیر 200 هزار تومان ندارد، شوهر آن زن  با خجالت سرش را پایین می‌اندازد و همسرش در حالی که زیر لب به شوهرش می‌گفت "اشکالی نداره بالاخره پیدا میشه" از مغازه خارج شدند.

دلم برایشان می‌سوزد؛ از مغازه خارج می‌شوم و خودم را به آن زن و شوهر می‌رسانم. به آن خانم می‌گویم اگر مشکلی دارید شاید ما بتونیم کمکتون کنیم. آن زن در جواب می‌گوید: "خیلی ممنون، نه نیازی نیست، خدا بزرگه، دو روز دیگه عروسیمونه فقط دعا کن مجلسمون خوب برگزار بشه".

من هم به او می‌گویم "چه جالب! عروسی من هم همون روزه.انشالله همه چیز درست میشه". بالاخره به اصرار شماره ام را به او می‌دهم تا به من زنگ بزند و خودم هم شماره اش را می‌گیرم.

در نهایت روز عروسی فرا می‌رسد تمام شب از استرس فردا، بیدار بودم و مراسم عروسی را تصور می‌کردم. از ذوق همان شب لباس عروسم را می‌پوشم و چند قدم راه می‌روم تا روز عروسی خدا نکرده از پله های سالن به پایین نیفتم!

در حال قدم زدن بودم که ناگهان یاد آن زن و شوهری افتادم که در مغازه نتوانستند لباس عروس کرایه کنند. با خودم گفتم ای کاش او هم مشکلش حل میشد، برایش از ته دل دعا کردم. اما نمی‌دانم چرا باز هم یک عذاب وجدانی مرا همراهی می‌کرد.

برای رهایی از عذاب وجدان با خودم گفتم "اگر هم بخواهم فردا به او پول بدهم تا لباس کرایه کنند که وقت نمی‌شود! او هم فردا روز عروسیش است و درگیر آرایشگاه و.."

اما باز هم ذهنم درگیر بود. به سمت قرآن می‌روم و قرآن را باز می‌کنم. این آیه می‌آید (( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ وَما تُنْفِقُوا مِنْ شَىْ‏ءٍ فَإِنَّ اللّه‏َ بِهِ عَلِيمٌ))ترجمه: هرگز به نیکی دست نیابید مگر اینکه از انچه دوست دارید انفاق کنید و هر چه انفاق کنید قطعاً خدا از آن آگاه است.

دستم میلرزد.به فکر فرو می‌روم... نگاهی به لباسم می‌اندازم...

لحظاتی بعد تلفن را بر می‌دارم و به همسرم زنگ می‌زنم و موضوع را به او می‌گویم. او هم می‌گوید لباس دست دوم خواهرت را رایگان به آن عروس بده. من در جواب میگویم: "باشه. ولی اگر اجازه بدید می‌خوام لباس نوی خودم را به اون عروس بدم".

شوهرم پشت تلفن با تعجب می‌گوید: "چی!! میدونی چی میگی؟کلی گشتیم تا اون رو انتخاب کردیم! 1 ملیون تومن پول اون لباس رو دادیم! اصلا خودت چی می‌خوای بپوشی؟

من هم با آرامش میگویم: "خب لباس دست دوم خواهرم رو..."

بالاخره شوهرم راضی می‌شود و یک ساعت بعد ساعت 11 شب به در خانه  زوج جوان می‌رویم و به عنوان نذر آن لباس را به او هدیه می‌دهیم.

 

روز عروسی:

احساس خیلی خوبی دارم.مراسم بسیار خوبی برگزار شده است. همه چیز خوب پیش می‌رود. حتی بیش از حد تصورم.

احساس می‌کنم  در روز مادر تواستم  لبخند رضایتی بر لبان "مادر خوبی ها"  قرار دهم.

جانم زهرا(ص)

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

این داستان را دقیقا سال گذشته در همین روز نوشته بودم که خواندش در این ایام مناسبت دارد

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

 سهم ما از به تاخیر انداختن ظهور امام زمان(عج) چقدر است؟!

 

 

از مأموریت که برگشت، خوشحال بود. پرسید: «راستی فرمانده! گمراه کردن اینها چه فایده

ای دارد؟» ابلیس جواب داد: «امام اینها که بیاید، روزگار ما سیاه خواهد شد؛ اینها که گناه

میکنند، امامشان دیرتر می آید...»

 

 
نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت

پیرمردهایی که قدرشان را نمیدانیم!

برای رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یک نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن.....

داوطلب زیاد بود....
قرعه انداختند افتاد بنام یک جوان....
همه اعتراض کردند الا یک پیرمرد!
گفت چکار دارید بنامش افتاده دیگه!!
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوان .
جوان بدون درنگ خودش رو با صورت انداخت روی سیم خاردار.
بچه ها با گریه و بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوان.
همه رفتن الا پیرمرد!
گفتن بیا!
گفت نه شما برید من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش.
آخه مادرش منتظره....


اسلام علیک یا شهدا و الصدیقین

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |


هیبنوتیزم صدا و سیما با تابلوی پیام‌های بازرگانی

دیشب وقتی سریال مورد علاقه ام را می‌دیدم مثل همیشه در لحظه حساس فیلم، پیام بازرگانی پخش شد. در ابتدا مانند دیگر افراد مجبور بودم به این تبلیغاتی را نگاه کنم که آنقدر تکرار شده بود همه را از حفظ میخواندم.

در ابتدا این امر برایم کم اهمیت بود اما بعد از مدتی دو نکته بسیار مهم مرا به فکر فرو برد:

1- زمان زیادی را صرف دیدن این تبلیغات می‌کردم بدون آنکه متوجه شوم ،روزی دو ساعت!(با فرض اینکه 5 ساعت تلویزیون در روز می‌بینم)

2-  این تبلیغات باعث شده بود در افکار، رفتار و حتی حرف زدنم تغییراتی را ایجاد کند.

 

وقتی این تبلیغات را می‌دیدم بدون آنکه متوجه شوم، ورودی ذهنم یعنی چشمانم را در اختیار آن تبلیغ گذاشته بودم و همزمان با گوشهایم صدای آن را میشنوم؛ رنگ و برق‌های متنوع با صداهای دل انگیز توجه من را به آن تبلیغات زیاد میکند و برای من خواسته ای جدید ایجاد می‌نماید.

برای مثال در یکی از تبلیغات تلویزیون می‌گوید «اگر می‌خواهید خوابی آسوده داشته باشید باید از فلان بالشت استفاده کنید! پزشکان معتقدند که هر دو ساعت یکبار باید روکش بالشت عوض شود برای همین این محصول را استفاده نمائید که نیازی به تعویض ندارد»

 در این تبلیغ برای اینکه آن تولید کننده جنسش را بفروش برساند این بالشت را نه تنها یک خواسته یا آرزو، بلکه  به صورت یک نیاز برای مخاطب ارتقا می‌دهد. برای همین از مقبولیت پزشکی هم استفاده می‌نماید و طوری القا می‌کند که اگر کسی ازاین بالشت ها استفاده نکند در واقع کاری غیر پزشکی و غیرعقلانی انجام داده است!

این طرز تفکر ناخود آگاه در ذهن شکل می‌گیرد و من را مجاب می‌کند که آن محصول را تهیه کنم و بی آنکه بدانم یا بخواهم نیازی جدید را به سبد نیازهای کاذبم افزدوه  می‌نماید.

همه  به خوبی می‌دانیم که یکی از از علل کمبود آرامش و و بیماری هایی همانند آشفتگی ذهنی افسردگی و بزه های اجتماعی مانند دزدی، تجاوز، افزایش طلاق و... در افراد جامعه اضافه شدن نیازهای کاذب است.برای اطلاع از این امر به این مقاله رجوع کنید)

یا در نمونه ای دیگر استفاده ابزاری از مخاطب کودک را می‌تواند در تبلیغات نام برد.متاسفانه اکثر خانواده ها بدون توجه به پیام‌های تبلیغاتی، به راحتی خود و فرزندانشان را در معرض این هجمه قرار می‌دهند و احساس می‌کنند تنها یک پیام بازرگانی معمولی بدون خطری را مشاهده می‌نمایند.

اکثر کودکان به علت نبود قدرت تشخصیص صحیح، هر کالای جدید و رنگی را دوست می‌دارند و آن را طلب می‌کنند؛ حال تصور کنید کودکی مدام در تلویزیون خوراکی ها و اسباب بازی های متنوعی را مشاهده می‌کند، وقتی از والدین می‌خواهد آن را تهیه کنند، اگر خانواده آن کالا را تأمین نکند کودک ممکن است بر اثر استمرار این رد درخواست، دچار ناراحتی ، افسردگی و حقارت شود و اگر والدین خواسته کودک را برآورده کند، کودک ناخود آگاه مصرف زده می‌شود به طوری که اگر در آینده نیازش برآورده نشود، دچار سردرگمی و تضاد شخصیت خواهد شد.

شاید برای همین است که می‌گویند اگر کودکتان سه خواسته داشت، اولی را همان موقع برآورده کنید، دومی را با کمی تأخیر برآورده کنید و سومی را هیچ گاه برآورده نکنید تا کودک تجربه شکست را در این دوران کسب کند تا در آینده اگر خواسته او برآورده نشد تحمل شکست را داشته باشد.

 تحقیقات نشان می‌دهد افرادی که در جوانی دست به خود کشی میزنند و یا دچار افسردگی  می‌شوند، شکست را در کودکی تجربه نکرده بودند.  

جالب است بدانیم در دنیا ممنوعیت‌هایی را برای استفاده ابزاری از کودکان ا در تبلیغاتشان به کار گرفته اند اما متاسفانه در ایران خانواده ها بدون توجه به نکات پنهان این تبلیغات، احساس می‌کنند یک پیام بارزگانی معمولی را می‌بینند.

«لارم مارن»، مشاور عالی وزارت فرهنگ و سوئد می‌گوید: «کودکان توان درک موضوع تبلیغات را ندارند و تبلیغات‌چی‌ها نیز از کودکی و ناپختگی آنها سوءاستفاده می‌کنند.

جالب است بدانیم که هر سریال  یا تبلیغی که مشاهده می‌نمائیم، برای آنکه از آن تبلیغ لذت ببریم باید خود را جای آن شخصیت یا بازیگر بگذاریم در این صورت نیازهای آن فرد به ما منتقل می‌شود، شاید برای همین است که وقتی یک فیلم ترسناک را می‌بینیم، می‌ترسیم و با دیدن یک فیلم دیگر دچار خنده یا گریه می‌شویم  با اینکه می‌دانیم این یک فیلم و کاملاً غیرواقعی است.

در این صورت بسیاری از خصوصیات و خواسته‌های آن بازیگر ناخود آگاه به ما منتقل می‌شود و ما در مسیر دلخواه یک فیلم ساز قرار می‌گیریم، برای همین بهتر است چشمان معصوممان را در معرض هر تبلیغ، فیلم یا سریالی قرار ندهیم  چرا که در هیبنوتیزمی پنهان قرارمیگیرم.

متأسفانه طرز تفکری در جریان است که بحث اقتصادی و بازرگانی را جدای از مقوله فرهنگ بداند در حالی که این دو امری غیر قابل تفکیک است و همانگونه که مشاهده می نمائیم تبلیغات بازرگانی تاثیر مستقیمی در فرهنگ و باورهای ملی و دینی ما دارند.

امید داریم تا صدا و سیما همانگونه که در سال‌های اخیر در بخش‌های خبری و برنامه‌های گفتگو محور پیشرفت خوبی داشته است، این نقص بزرگ را هم برطرف کند و سعی کند با قوانین بجا و رعایت حقوق خانواده هرچه سریعتر از پیشرفت الگوی سبک زندگی غربی در تبلیغات تلویزیونی جلوگیری نماید و پیشنهاد می‌شود که تخفیفات ویژه ای را برای تبلیغاتی که ترویج فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی است در نظر بگیرند

-------------------------------------------------------------------------------مطلبی در همین ارتباط با عنوان( چرا آرمش را در زندگی مشاهده نمیکنیم) را حتما بخوانید

همین مطلب در فارس، مشرق، فرهنگ نیوز، 598، حرف تو، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،آوینی فیلم،تهران پرس، جام نیوز،دانا،صبح الوند، بی باک، جنوب پرس،صدای تو، ایران ویچ، ایرانی۸،لرسو و..

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |

رهبری کدام آیه قرآن را به مسئولین توصیه کردند؟


رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای مجلس خبرگان در سال 92 نکات بسیار مهمی را در مورد افول قدرت غرب، اقتدار نظام اسلامی و دغدغه فرهنگی مطرح کردند.

ایشان در یکی از توصیه هایشان پیرامون دیدن واقیعت های موجود، بحث "دشمنی دشمنان" را مطرح کردند و فرمودند:

«یك واقعیت دیگرى كه نباید غفلت كرد، دشمنى دشمنان ما است. از دشمنى دشمن نباید غفلت كرد. به قول سعدى: «دشمن چون از همه حیلتى فرومانَد، سلسلهى دوستى بجنبانَد»، آنگاه در دوستى كارى كند كه هیچ دشمنى نكرده باشد؛ این را نباید فراموش كنیم؛ این واقعیتى است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملى ما هستند و دشمن ملت ما هستند بهخاطر این خصوصیات؛ بله، اگر چنانچه این ملت از انقلاب دست برمیداشت، از اسلام دست برمیداشت، خودش را تسلیم متجاوز و متعدى میكرد، از ملت ما خیلى هم راضى بودند، خیلى هم تعریف میكردند، اما با ملت بدند بهخاطر این. قَد بَدَتِ البَغضآءُ مِن اَفواهِهِم؛  حرفهایى هم كه میزنند، نشان میدهد كه چقدر این بغض و دشمنى عمیق است. وَ ما تُخفى صُدورُهُم اَكبَر؛ آن مقدارى كه میگویند بخشى از آن دشمنىها است كه اینها بر زبان مىآورند، والا آنچه كه در دلهاى آنها است بمراتب بیشتر است؛ این هم یك واقعیتى است كه نباید از یاد برد و نباید فراموش كرد.

جای سوال است که چرا رهبر انقلاب در این برهه از زمان آیه 118 سوره آل عمران را برای نمونه مطرح می‌کنند؟ 

شاید طرح مذاکره با آمریکا و نداهایی که بحث توهم توطئه و دوست بودن با تمام ملت ها را سر میدهد یکی از دلایل انتخاب این آیه توسط رهبر معظم انقلاب است.چرا که عده ای بر این باورند که دشمنی ملت ایران با آمریکا یک سوء تفاهم است و اگر ما از برخی اصول کوتاه بیائیم آنها کاری به کار ما ندارند.در حالی که در تفسیر این آیه میخوانیم که (همانا كينه و دشمنى از (گفتار) دهانشان پيداست و آنچه دلهايشان در بردارد، بزرگتر است)

امید داریم که این آیه هشداری باشد برای  مسئولین و افرادی که به دشمنان نظام اعتماد کرده اند و کلید رفع مشکلات را ارتباط با استکبار میدانند.


تفسير آیه 118 سوره ال عمران در کتاب تفسیر نور به شرح زیر میباشد:

 يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ بِطَانَةً مِّن دُونِكُمْ لاَ يَأْلُونَكُمْ خَبَالاً وَدُّواْ مَا عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضَاء مِنْ أَفْوَاهِهِمْ وَمَا تُخْفِي صُدُورُهُمْ أَكْبَرُ قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الآيَاتِ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُ ونَ

ترجمه:

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از غير خودتان همراز نگيريد. آنان در تباهى شما كوتاهى نمى كنند، آنها رنج بردن شما را دوست دارند. همانا كينه و دشمنى از (گفتار) دهانشان پيداست و آنچه دلهايشان در بردارد، بزرگتر است. به تحقيق ما آيات (روشنگر و افشاگر توطئه هاى دشمن) را براى شما بيان كرديم اگر تعقّل كنيد.

نكته ها:

كلمه ىبِطانَة به لباس زير گفته مى شود كه بهبَطن و شكم مى چسبد. اين كلمه، كنايه از مَحرم اسرار است. كلمه ىخَبال به معناى نابودى فكر و عقل است. كلمه ىعَنَت به معنى سختى و رنج، و كلمه ىيَألُون به معنى كوتاهى كردن در انجام كارى است.

دشمن براى ما چه آرزو مى كند؟

اگر به واژه ىوَدَّ در قرآن بنگريم، آرزوهاى دشمنان را درباره خود در مى يابيم:

1- او مى خواهد ما از سلاح و سرمايه ى خود غافل باشيم.ودّالّذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم (137)

2- او از ما سازش و نرمش مى خواهد.ودوّا لو تُدهِن فيُدهِنون (138)

3- او براى ما رنج و فشار و زحمت مى خواهد.وَدوّا ما عَنِتّم

4- او براى ما ارتداد و بازگشت از دين را مى خواهد.وَدّ كَثيرٌ مِن اهل الكتاب لو يردّونكم من بعد ايمانكم كفّاراً (139)

پيام ها :

1- بيگانگان را مَحرم اسرار خويش قرار ندهيم.لا تتخذوا بطانة من دونكم وجود مستشاران خارجى در كشورهاى اسلامى، ممنوع است.

2- رازدارى، يك وظيفه ى قطعى است.لاتتخذوا بطانة من دونكم

3- هر مسلمانى هم كه مصداقدونكم باشد، نبايد محرم اسرار قرار گيرد، زيرا در ميان مسلمانان نيز افراد فتنه جو و جاسوس، كم نيستند.لاتتخذوا بطانة من دونكم...

4- ملاك دوستى و روابط صميمانه ى مسلمانان با ساير جوامع بايد ايمان باشد.لاتتخذوا بطانة من دونكم

5 - جامعه ى اسلامى، برتر از جامعه ى غير اسلامى است.دونكم بجاىغيركم نشان آن است كه غير مسلمانان، دون و پائين اند.من دونكم

6- اوّلين حركت و خطر دشمن، تهاجم فرهنگى است. دشمن در ضربه زدن به فكر و انديشه كوتاهى نمى كند.لايألونكم خبالاً

7- دشمنان با روشهاى گوناگون با ما برخورد مى كنند: 1- فساد.لايألونكم خبالاً 2- فشار.ودّوا ما عنتم 3- نفاق.ماتخفى صدورهم اكبر

8 - دشمنان خود را بشناسيد و هشيار باشيد، آنان ذرّه اى در توطئه و فتنه عليه شما كوتاهى نمى كنند.لا يألونكم خبالا ودّوا ما عنتّم

9- اوامر و نواهى الهى، دليل و فلسفه دارد. اگر شما را از روابط صميمانه با دشمنان نهى مى كند، به خاطر آن است كه آنان در توطئه عليه شما كوتاهى نمى كنند.لاتتخذوا... لا يألونكم

10- از كوزه همان برون تراود كه در اوست. از دشمن انتظارى جز بغض و كينه نيست.قد بدت البغضاء من افواههم

11- دشمنان خود را از تبليغات آنان بشناسيد.قد بدت البغضاء من افواههم

12- روابط صميمى با دشمنِ توطئه گر، نشانه ى بى عقلى است. برخورد با صفا، با افراد بى صفا، كم عقلى است.ما تخفى صدورهم اكبر... ان كنتم تعقلون

13- خداوند به درون همه آگاه است و نقشه هاى دشمنان اسلام را افشا مى كند.وما تخفى صدورهم اكبر

14- دشمنان شما منافق هستند، ظاهر و باطنشان يكى نيست.ما تخفى صدرهم

15- خداوند با معرّفى روحيات دشمن، با شما اتمام حجّت كرده است.قد بيّنا الايات

16- مؤمن بودن مسأله اى است و عاقل بودن مسأله ديگر، لذا در اين آيه خداوند به مؤمنان مى فرمايد: كفّار را محرم اسرار خود قرار ندهيد، اگر عقل داريد.يا ايها الّذين آمنوا... ان كنتم تعقلون


137-التحقيق فى كلمات القرآن
138-
نساء، 102
139-
قلم، 9
.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت |


 

بحث داغ سیاسی در دبیرستان دخترانه

معلم ریاضی امروز نیامده است و دانش آموزان سر کلاس مشغول صحبت با یکدیگر شده اند.

نازنین به دوستش گفت: دیشب ماهواره داشت میگفت ایران کلی بدبختی داره، راست میگه واقعا چرا انقدر بدبختیم؟

الهام میز جلویی نازنین بود سرش رو برگردوند وگفت: کدوم بدبختی؟

نازنین: این همه فقیر داریم؛ این همه کشورهای دنیا پیشرفت کردن اون وقت ما هنوز عقب موندیم. ای کاش همون زمان شاه بود.

الهام: نازنبن خانم میشه بگی  زمان شاه چرا خوب بوده که ازش تعریف میکنی؟

نازنین: نمیدونم همه میگن گرونی و بدبختی نداشتیم.

الهام: منظورت از همه چه کسایی هستش؟

نازنین: گیر دادیا تو ماهواره میگه. داییم هم همیشه میگه

الهام: ای کاش یکم از قدیمیا سوال میکردی و یا کتاب می‌خوندی بعدش اظهار نظر میکردی.

نازنین: تو که ادعا داری  بگو چه پیشرفتی کردیم

الهام: من ادعایی ندارم ولی هم از پدرم شنیدم هم تو اخبار دنبال کردم. خدا رو شکر ایران تو این سی سال از لحاظ علمی پزشکی حتی ورزشی خیلی پیشرفت داشته این حرف من نیست تمام مراکز معتبر بین المللی میگن که ایران جز 10 کشور برتر علمی جهانه و از لحاظ جهش علمی رتبه اول رو داره تو دنیا.فناوری نانو،سلول های بنیادی، انرژی هسته ای و....بازم بگم

نازنین: خوب حالا! این ها که تو زندگی ما اثری نداره، به من چه که تو پزشکی پیشرفت کردیم چی به ما میرسه؟

الهام: از بابات بپرس اون قدیما وقتی یکی بیماری قلبی یا کلیوی یا سرطان یا حتی مشکل چشم پیدا میکردن باید کلی پول خرج میکردن میرفتن خارج از کشور و برای همین خیلی از بیمارها میمردند. اما الان بهترین دکترها رو تو ایران داریم حتی از خیلی کشورها واسه درمان میان ایران.اسم این پیشرفت نیست؟به زندگی هممون هم ارتباط داره.

یا اینکه خیلی از شهرها و روستاهای دور افتاده نه آب داشتن، نه برق، نه گاز، نه بیمارستان، نه مدرسه، نه مسجد و نه ورزشگاه، اما الان خدا روشکر هیچ روستایی نیست که برق نداشته باشه و همه روستاها این امکانات رو دارن.

زهرا که تا حالا فقط داشت به حرف های نازنین و الهام  گوش می‌داد وارد صحبت شد و گفت: الهام راست میگه، بابام میگفت اوایل انقلاب ما محصولی نداشتیم که تولید ایران باشه حتی تو جنگ ایران و عراق  سیم خاردارهم نداشتیم و باید از کشورهای دیگه میگرفتیم،اما الان تو بحث نظامی موشک هایی داریم که قاره‌پیما هستن ،زیردریایی، ناو شکن حتی هواپیما تولید کشور خودمون هم داریم. اگر این پیشرفت های نظامی رو انجام نداده بودیم حتما تا الان آمریکا مثل افغانستان و عراق بهمون حمله کرده بود و ما داشتیم نوکری اون ها رو میکردیم.

کلاس در سکوتی فرو رفته بود تمام دانش آموزان کلاس داشتند به بحث گوش میکردند و هرکسی دوست داشت نظرشو بگه

سپیده که پدرش تو بازار کار میکنه گفت: بابام میگه درسته گرونی شده، اما خیلی از گرونی ها به خودمون برمیگرده. میگفت 20 سال پیش اصلا ایران رو تو تجارت و واردات و صادرات حساب نمیکردن اما الان ایران تو خیلی از کشورها بازار داره و محصولاتشو میفروشه.

نازنین که دقایقی سکوت کرده بود  گفت: خوبه خودت داری میگی گرونی شده علتش چیه؟همین بدبختی ها باعث شده که همین مغازه سر کوچه شارژ 2 هزار تومانی رو 2200 بفروشه؟

زهرا گفت: یک سوال ازت دارم. اگه یه روز بری دکتر و اون دکتر قلابی باشه و داروی تاریخ گذشته  بهت بده چی کار میکنی؟

نازنین: مشخصه دیگه اون دکتر رو انتخاب نمی‌کنم؟

زهرا: درسته ولی هیچ موقع به خاطر این یک دکتر به جامعه پزشکی بدبین نمیشی.و اگه باز هم مریض شدی باز هم میری دکتر، ولی نمیدونم چرا وقتی مدیر یک شرکت یا یک مغازه دار جنسشو گرون بفروشه همه میگن میسئولین مقصرن؟!

زهرا ادامه داد: مسئولین چه کسانی هستند؟ کسانی که تو بازار هستند چه کسانی هستند؟ همه اونها آدم هایی هستند مثل پدر من، دایی من، عموی من و... از کره مریخ که نیومدن.این ها  اگر نامردی کنن و جنس رو گرون بفروشن چه ربطی به مسئولین بالا دستی داره؟

نازنین: حرفتون درست ولی چرا چند سال پیش جنس ها انقدر گرون نبود؟

زهرا: درسته یکسری علت ها به خاطر بی تدربیری مسئولینه ولی ما الان خیلی بیشتر از قبل دشمن داریم.

نازنین: الکی هی نگید، دشمن کدوم دشمن؟

الهام وارد بحث شد و گفت: میشه بگی کی دانشمند های هسته ای رو ترور کرد؟ چه کسانی تو ایران بمب گذاری میکنن؟ چه کسانی تو جنگ ایران و عراق به صدام کمک کردن؟ چه کسانی دوست ندارن ما انرزی هسته ای داشته باشیم؟چه کسانی ما رو حتی داروهای خاص تحریم کردن؟این های دشمن مردمن نه نظام.

زهرا گفت: آن هایی که الهام میگه همه درسته از طرفی دیگه داداشم برای پایان نامش موضوع "تاثیررسانه" رو انتخاب کرده بود بعد از تحقیق میگفت: فکر میکنی 200 شبکه ماهواره‌ای چی بهشون میرسه که برنامه فارسی برای ما دارن پخش می‌کنن؟ و 24 ساعت دارن ضد ایران برنامه میسازن؟

نازنین: بیکارن دیگه! حتما دلشون برامون می‌سورزه!

زهرا: واسه چی دلشون برامون بسوزه؟ ما که همش داریم میگیم مرگ بر آمریکا؟ اصلا چرا به زبون هندی یا آفریقایی اینقدر برنامه نمیسازن؟ اون ها هم آدمن دیگه! میدونستی بعضی کانال‌های ماهواره یا و سایت‌های غیر اخلاقی در ایران رایگان ارائه میشه؟ اما تو کشورهای دیگه باید بابتش پول پرداخت کنن؟

نازنین: جدی میگی؟!نمی‌دونستم.

زهرا: برای همینه که میخوان من و تو رو از خدا و پیغمبر دور کنن چون فقط همینه که ما رو تا الان حفظ کرده.

زهرا: الان کشور ایران مثل یک قطاری هست که داره با سرعت بالا حرکت میکنه برای همین  هست که ‌خیلی‌ها   دارن بهش سنگ میزنن .هیچ موقع به قطاری که حرکت نمیکنه سنگ نمیزنن.

نازنین: حالا ما باید چیکار کنیم زهرا: باید حواسمون باید بدون دلیل منطقی هیچ کاری رو انجام ندیم. الان اصلی ترین هدف همین شکبه های ماهواره ای ایجاد سبک زندگی غربیه 

نازنین: سبک زندگی غربی یعنی چی؟

زهرا: یعنی رفتارمون با خانواده، نوع لباسمون، نوع حرف زدنمون، نوع فکرمو،ن حتی نوع معماریمون ایرانی اسلامی نباشه بلکه یک کپی برداری از غرب باشه.

صدای زنگ تفریح می‌ آید. همه بچه های از کلاس خارج می‌شوند.

در راهروی مدرسه الهام و زهرانزدیک نازنین میشن، و میگن: ما داریم میریم بوفه تو هم بیا امروز مهمون ما. .نباید به خاطر این صحبت ها بینمون اختلاف بیوفته.

نازنین هم لبخندی میزنه و میگه راستش تا حالا یه فکر دیگه ای در مورد شما میکردم شاید تقصیر منه که زیاد ماهواره نگاه میکنم و بدون تحقیق حرفی رو قبول میکنم.

-------------------------------------------------------------------------------

این متن را برای ویژه نامه آموزش و پرورش به نگارش در آوردم.

نوشته شده توسط حسن عبدالصمد  | لینک ثابت